تبليغاتX
علی جهانشاهی
بزرگترین کارها با کوچکترین گامها آغاز میگردد.

 

انتخابات 24 اسفند1386 با تمامی فراز و نشیبهایش به پایان رسید.خیلی از کاندیداها مانند دوستان عزیزم در جناح اصلاح طلبان رد صلاحیت شدند و از حضور در عرصه انتخابات به عنوان کاندیدا بازماندند.دوستانی که اگر در عرصه انتخابات حضور پیدا میکردند شاید میتوانستند به عملکرد بهتر مجلس هشتم کمک شایان توجهی کنند که به هر حال این امر میسر نشد.ملت عزیز ایران بار دیگر به پای صندوقهای رای رفتند تا برای بیست و هشتمین سال پیاپی سقوط کامل استبداد را در ایران فریادبزنند.ایران از کشوری پادشاهی و خود کامه که در سراشیبی سقوط قرارگرفته بود تبدیل به کشوری الگو با مدل کاملی از مردم سالاری دینی گردید.کشوری که توسط شوراهای مختلفی که همگی با رأی ملت انتخاب میگردند اداره میشود.برخی از این شوراها مانند مجلس شورای اسلامی ، مجلس خبرگان رهبری و شوراهای اسلامی شهر و روستا توسط رأی مستقیم مردم و برخی دیگر همچون شورای نگهبان قانون اساسی  و مجمع تشخیص مصلحت نظام توسط برگزیدگان ملت و رهبر معظم انقلاب انتخاب میگردند.میبینیم که در تمامی نقاط نظام جمهوری اسلامی ایران این ملت است که سرنوشت خویش را دردست دارد.درانتخابات ریاست جمهوری سال 1384 مردم با انتخاب جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد دولت را به جناح اصولگرایان دادند. پس از آن نیز در این انتخابات  مجلس را نیز به ایشان سپردند تاحجت کامل شود و دست خدمتگزاران ملت در قوه مجریه نیز بیش از پیش برای پیشبرد اهداف نظام جمهوری اسلامی باز شود.این عمل ملت ایران یعنی اطاعت کامل از فرمایشات مقام معظم رهبری که فرموده بودند مردم به مجلسی رأی دهند که راه را برای خدمت بیشتر دولت پرتلاش و خدمتگزار کنونی هموارتر کند.این عمل ملت بار مسئولیت را بردوش مسئولان بیش از پیش سنگین خواهد کرد و با رهنمودهای مقام معظم رهبری جای هرگونه بهانه جوئی جهت کم کاری از مسئولان و برگزیدگان ملت گرفته شد. امید است با تشکیل مجلس هشتم و تلاش بیشتر دولت نهم همانگونه که به خواست مقام معظم رهبری و حمایت مردم زمینه فراهم شده است شاهد آبادانی و پیشرفت هرچه بیشتر و سریعتر کشور عزیزمان ایران باشیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 14:27  توسط جهانشاهی  | 

 

 

 

از کودکی همیشه آرزو داشتم به عنوان یکی از نیکنامان تاریخ ایران ازمن یاد کنند و نامم را به عنوان فردی خوب ، توانمند و با اعتبار در دائرة المعارف تاریخ ثبت کنم.تا کنون تلاش زیادی برای عملی کردن این آرزوانجام نداده ام امّا حالا احساس میکنم زمینه برای عملی کردن این آرزو فراهم شده است.داشتن همسری مهربان و قوی ، کودکی معصوم و شیرین ، دوستانی خوب و توانمند داشته های من برای رسیدن به این خواسته اند که با مدیریت صحیح بر این منابع و اعتباری که دوستان برایم قائلند با اتّکا به خداوند متعال بتوانم به این آرزوی دیرینه دستیابم .چرا که براین باورم که تاریخ مزرعه سبزی است که هیچ دانه سالمی درآن گم نمیشود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 18:58  توسط جهانشاهی  | 

 
محيط تجارت الكترونيك که مبتني بر اينترنت است ،اين امکان رابه مشتريان مي دهد تا براي جستجوي اطلاعات و خريد كالا و خدمات از طريق ارتباط مستقيم با فروشگاههاي اينترنتي اقدام كنند. بايد خاطر‌نشان کرد که خريد به صورت اينترنتي براساس تجربه واقعي از خريد کالا نيست، بلکه براساس ظواهري مانند تصوير، شكل، اطلاعات كيفي و تبليغات از كالااستوار است. (lohse&spiller1998) از سوي ديگر خريد از طريق فروشگاههاي اينترنتي همانند خريد از طريق كاتالوگ است زيرا در هر دو تحويل كالا از طريق پست است و مصرف كننده نمي تواند كالا را قبل از خريد لمس و يا احساس كند. پس قبول خريد اينترنتي و انجام آن تا حد زيادي به ارتباطات مصرف كننده و چگونگي تعامل افراد با كامپيوتر بستگي دارد. بعلاوه، ويژگيهايي نظير ارائه اطلاعات، راهنمايي و هدايت و انجام سفارشها در يك وسيله خريد دو سويه و تعاملي به عنوان عامل مهمي در ايجاد اعتماد به تجارت الكترونيك نسبت به فروش سنتي در نظر گرفته شده است .
 

الگوهاي رفتار مشتري در خريد اينترنتي

محيط تجارت الكترونيك که مبتني بر اينترنت است ،اين امکان رابه مشتريان مي دهد تا براي جستجوي اطلاعات و خريد كالا و خدمات از طريق ارتباط مستقيم با فروشگاههاي اينترنتي اقدام كنند. بايد خاطر‌نشان کرد که خريد به صورت اينترنتي براساس تجربه واقعي از خريد کالا نيست، بلکه براساس ظواهري مانند تصوير، شكل، اطلاعات كيفي و تبليغات از كالااستوار است. (lohse&spiller1998) از سوي ديگر خريد از طريق فروشگاههاي اينترنتي همانند خريد از طريق كاتالوگ است زيرا در هر دو تحويل كالا از طريق پست است و مصرف كننده نمي تواند كالا را قبل از خريد لمس و يا احساس كند. پس قبول خريد اينترنتي و انجام آن تا حد زيادي به ارتباطات مصرف كننده و چگونگي تعامل افراد با كامپيوتر بستگي دارد. بعلاوه، ويژگيهايي نظير ارائه اطلاعات، راهنمايي و هدايت و انجام سفارشها در يك وسيله خريد دو سويه و تعاملي به عنوان عامل مهمي در ايجاد اعتماد به تجارت الكترونيك نسبت به فروش سنتي در نظر گرفته شده است . در آثار ومقالات مربوط به تجارت الكترونيك، تحقيقات متعددي در مورد خريد اينترنتي و ارزيابي مصرف کننده وجوددارد که بعضي از بررسيها وجود يک اعتبار تجربي بين عوامل مؤثر بروي خريد ورفتار خريد اينترنتي را توجيه مي كند. اما تحقيقات جديد ، سبك پردازش اطلاعات توسط مشتريان، الگوهاي خريد، ترجيحات مشتريان ، و زمينه هاي مرتبط براي ايجاد جذابيت بيشتر،براي استفاده كنندگان از فروشگاههاي اينترنتي را مورد توجه قرارداده اند .محققان بازاريابي معتقدندکه دروراي هرعمل خريد يک فرايند مهم تصميم گيري نهفته است که بايد بررسي شود. مراحلي که خريدار طي مي کند تا تصميم بگيرد که چه نوع محصولاتي را خريداري كند را فرايند تصميم گيري خريد گويند .در اين زمينه مدل‌هاي زيادي وجود دارد که اين مدل‌هاي تصميم گيري ، رفتار خريدو شيوه هاي قابل درک توسط مصرف کنندگان را نشان مي دهند .هدف اين مدل‌ها نظم و ادغام اجزاي گسترده دانش شناخته شده در مورد رفتار مصرف کننده است که به شرح مختصري از بعضي مدل‌ها خواهيم پرداخت .

مدل رفتار خريد کاتلر
اين مدل از 4 بخش محرکهاي بازاريابي ،محرکهاي کلان ،جعبه سياه خريدار و واکنشهاي خريدار تشکيل شده است.جعبه سياه خريدار از 2 قسمت تشکيل شده است .قسمت اول خصوصيات فردي خريدار است که روي درک و واکنش او نسبت به محرک تاثير دارد و قسمت دوم فرايند تصميم گيري خريدار است که روي رفتار او تاثير دارد .

مدل رفتار خريد هوارد – شث
در اين مدل تلاش مي شود تا توضيح داده شود که چگونه ازطريق يادگيري، داده‌هاي خاصي در پاسخ به محرکهاي بازاريابي به محرکهايي نظير خريد و يا ديگر پاسخهاي رفتاري تبديل مي شوند .اين مدل شکل ويرايش يافته يک تلاش منظم و سيستماتيک قبلي براي بنا کردن يک نگرش و تئوري عميق از فرايند تصميم گيري مصرف کنندگان است .

مدل رفتار خريد انگل –کولات –بلاک ول
اين مدل اساسا به عنوان يک طرح براي سازماندهي ساختار دانش مربوط به رفتار مصرف کننده به کار گرفته مي شود . مدل مذکور از کانالهاي ويرايش متعددي تشکيل شده است که هدف اين ويرايشها بهينه سازي و نيز هرچه بيشتر شفاف شدن روابط بين اجزااصلي و فرعي بوده است . همانگونه که در شکل مشخص است ،قبل از اينکه پيامي مورد بهره‌برداري قرار گيرد مصرف کننده بايد 1)از آن اگاهي يابد2)به پيامهاي دريافت شده‌، ظرفيت پردازش اطلاعات تخصيص دهد 3)محرک و انگيزه را تعبير و تفسير کند 4)به وسيله اين انگيزه ترغيب شود 5)توسط تبديل و انتقال ورودي و داده‌ها به حافظه بلند مدت پيامها را حفظ کند .

آميخته بازاريابي الکترونيک
آميخته بازاريابي الکترونيک مفهومي کليدي است که تکنيک‌ها و ابزارهايي را تعيين مي کند که خرده فروشان از طريق آنها مي توانند براي مشتريان خود خلق ارزش کنند .آميخته بازاريابي براي نخستين بار توسط نيل باردن از کالج بازرگاني هاروارد مورد استفاده قرار گرفت . مفهوم آميخته بازاريابي با 4P مشهور به نام مک کارتي گره خورده است .اما دنيس و همکاران 7c براي آميخته بازاريابي الکترونيک انتخاب کرده اند .

-1 سهولت براي مصرف کنندگان convenience for the customer
سهولت به جنبه هاي کليدي طراحي وب سايت مانند داشتن عملکرد جستجو ،نحوه چيدمان سايت و سهولت خريد مي پردازد (دنيس و ديگران 2004)

-2 مزاياو ارزش براي مشتريان customer value&benefit
امروزه فروشندگان اينترنتي بايد به دنبال اين باشند که براي مشتريان خود حداکثر ارزش را ايجاد کنند و به اين منظور خرده فروشان اينترنتي بايد کالاها را از جنبه اي که منفعت و ارزش براي مشتريان دارد توصيف کنند.

-3 هزينه براي مشتريان cost to the customer
قيمت مي تواند براي مشتريان به عنوان هزينه نگريسته شود .قيمت در خريد اينترنتي بايد کمتر از قيمتهاي موجود در ساير فروشگاهها باشد و همچنين هزينه هاي دقيق حمل و نقل و تحويل کالا نيز در نظر گرفته شود. (دنيس و ديگرا ن 2004)

-4 ارتباطات و روابط با مشتريان communication & customer relationship
ارتباطات معادل پي چهارم مک کارتي يعني ترفيع است. در ارتباطات شرکت روابط نزديکتري با مشتريان دارد و بازخورد آن را مورد بررسي قرار مي دهد . در فروشگاه هاي اينترنتي مي توانند با طراحي سايت 3 بعدي و زيبا و توام با موسيقي هاي آرام بخش اين احساس نياز را پاسخ دهند.

-5 مديريت اقلام و محاسبه computing &category management issue
موفقيت فروشندگان اينترنتي مبتني بر عرضه کالاهايي است که مشتريان با اندازه و کميت مورد نظر در زمان و مکان دلخواه در خواست مي کنند و مشتريان به زمان رسيدن کالا ،مکان تحويل ،نوع و اندازه کالا حساسيت خاصي دارند .

-6 حق انتخاب مشتري customer franchise
بسياري از فروشندگان براين باورند که مجموع ارزشهاي حاصل از کالا شامل تصوير ذهني کالا ،شهرت و نام تجاري بر حق انتخاب مشتريان خرده فروش تاثير دارد . نامهاي تجاري معروف در اينترنت طرفداران زيادي دارند .

-7 خدمت و اولويت دادن به مشتري customer care&service
مک گلدريک (2002) معتقد است که در گذشته خرده فروشان فروشگاههاي سنتي به عنوان صنعت خدمات طبقه‌بندي مي شدند و بيشتر آنها به کيفيت خدمات و خدمات ارائه شده مي انديشيدند .در اين راه فروشندگان تلاش مي‌کردند تا خدمات مورد علاقه مشتريان را در زمان و مکان مورد نظر مشتريان ارائه دهند و از اين را ه رضايت آنها را جلب کنند .
در اين خصوص فروشگاههاي اينترنتي نيازمند ابزارهاي خدماتي برتر مثل تحويل سريع و بموقع به خريداران ،دسترسي به پشتيباني تلفني و تسهيلات ارجاع کالا و تعويض آن هستند و از آنجا که در اين فروشگاهها کارکنان فروش وجودندارند بايد با ابزارهايي نظير کليک کردن ،براي پشتيباني تلفني و ايجاد چت روم به مشتريان در شکل دهي تجربه اي مطلوب از خريد تعاملي کمک کنند. (دنيس و ديگران 2004)

ويژگيهاي فروشگاههاي اينترنتي
بسياري از مطالعات ، ويژگيهاي خدمات اينترنتي را مورد توجه قرار داده‌اند. اين مطالعات ويژگيهاي فروشگاههاي اينترنتي را در 4 دسته طبقه بندي كرده‌اند:
1. كالا 2. خدمت به مشتري و ارتقاي فروش 3.متقاعد كردن وراهنمايي 4. ايمني
-1 كالا: شامل خصوصيات مرتبط به كالا مانند طبقه بندي، تنوع و اطلاعات است. طبقه‌بندي كالا مي‌تواند رضايت مصرف کننده را افزايش دهد، اما همه كالاهاي قابل دسترسي در كاتالوگ‌هاي تجاري يا فروشگاههاي واقعي به طور اينترنتي قابل دسترسي نيستند. براساس مطالعه لوث و اسپايلر، فروشگاههاي اينترنتي بزرگ كم اثرتر از فروشگاههاي كوچك در تبديل عده زياد بازديدكنندگان از سايت به خريداربالقوه هستند، زيرا مصرف كنندگان در يافتن كالايي كه جستجو مي كنند، مشكل دارند و اين امر به دليل اين است كه هدف مهم در فروشگاههاي اينترنتي فراهم آوردن اطلاعات در مورد كالا و قيمت آن براي كمك به مصرف کننده در کاهش زمان جستجو است. اين گونه فروشگاهها با ارائه اطلاعات گسترده از كالا همانند قيمت ومقايسه با قيمت ساير فروشگاهها ، و خلاصه اي از كالا (مانند خلاصه كتاب در فروشگاه كتاب اينترنتي) ويا نمايش كالا (مانند انتقال و ذخيره‌سازي در نرم افزار) مي‌توانند به خريدار کمک کنند .
-2 خدمت به مشتريان و ارتقاي فروش: مشتريان ارتباطات دقيق و مستمر و مفيد و محافظت هاي فراجغرافيايي مي خواهند. اين ويژگيها به طور مداوم به عنوان بعد برجسته در تعيين رفتار انتخاب فروشگاههاي اينترنتي و غير اينترنتي تعريف شده است. خدمت به مشتري شامل مواردي نظير ،خدمات كاركنان فروش براي انتخاب كالا، پاسخ به سؤالات مشتريان ،كمك در انتخاب كالا، خدمات رايگان، پاسخ در مورد انتقال و هزينه حمل و نقل و تخفيفات كالا را در بر مي گيرد.
-3 متقاعد كردن و راهنمايي: اين خصيصه به ارتباط مشتريان با فروشگاههاي اينترنتي مربوط است. در اين طبقه ويژگي سازمان و استفاده آسان مورد توجه قرار مي گيرند. ارتباط استفاده كنندگان با فروشگاههاي اينترنتي، تجربه تعامل مصرف كنندگان با ارائه كالا و خدمات خرده فروشان را تحت تأثير قرار مي دهد. اگر يك سيستم ارتباطي با مصرف كنندگان خوب طراحي شود هزينه مصرف كنندگان را در جستجو و زمان مورد نياز براي پردازش اطلاعات کاهش مي‌دهد واين امر باعث مي شود تا زمان مورد نياز براي انتخاب و خريدبه حداقل برسد . خريد اينترنتي زماني مطلوب و رضايت بخش است كه سايت‌هاي فروشندگان داراي سرعت بالا ، غير انبوه(شلوغ نباشند) و دسترسي ساده باشند. سايت‌هاي قابل دسترسي آسان و كم تراكم، زمان فروش را کوتاه و ميزان تلاشي که مصرف كنندگان بايد صرف درك و فهم چگونگي فروش اينترنتي كنند را اقتصادي و بهينه مي سازد .
4 - ايمني: مصرف كنندگان در مورد افشاي اطلاعات مالي و خصوصي خود نگراني دارند . اگرچه بيشتر سايت‌هاي فروش اينترنتي سياست حفاظت شخصي و خصوصي را اعمال و ايمني مبادلات را تضمين مي كنند. ولي آنها اطلاعات جزئي درمورد اينكه چگونه مبادلات و اطلاعات شخصي امنيت لازم را دارند، ارائه نمي‌دهند.

رفتار ارتباطي مشتريان در موقعيت خريد اينترنتي
به كارگيري رفتارهاي مرتبط براي دستيابي به اثربخشي بيشتر در تصميم گيريها وكاهش هزينه هاي پردازش اطلاعات و دستيابي به شناخت بيشتر مطابق با تصميمات آنها و كاهش ريسك مربوط به انتخاب اکنون ازجمله تمايلات مشتريان است. بعد از چند مبادله موفق، مشتريان نسبت به تأمين كننده خدمات و عرضه كنندگان احساس امنيت مي كنند. زماني كه مشتري به يك سازمان اعتماد كرد، آنها مي دانندكه اين شركت قادر به تامين نيازها و خواسته هايشان است و به اين شركت متعهد مي شوند.

محيط خريد به صورت اينترنتي به مشتريان و خريداران کمک مي کند تا با فراهم كردن انتخاب گسترده،ارزيابي اطلاعات، دقت و مقايسه كالاها زمان کمتري را صرف تصميم گيري كنند . اينترنت اطلاعات مقايسه اي وارزيابي شده‌‌اي را فراهم مي كندوممكن است هزينه جستجوي اطلاعات و تلاش براي تصميم خريد را كاهش دهد. اگرچه مشتريان اينترنتي عمدتاً در تعامل با سيستم‌هاي كامپيوتري هستند و نمي توانند به طور فيزيكي كالاي واقعي را لمس و احساس كنند، ولي آنها با استفاده از اطلاعات فراهم شده به وسيله فروشگاههاي اينترنتي مي‌توانند به شكل الكترونيك تصميم گيري كنند.
بنابراين بحث در مورد عوامل مهم در رفتار خريد مشتريان در محيط تجارت الكترونيك نيازمند تمركز بر قابليت دسترسي اطلاعات است. دسترسي اطلاعات نه فقط اطلاعات مربوط به كالا و خدمات بلكه سهولت و شخصي سازي را براي نگهداري مشتريان مورد توجه قرار مي دهدو آن به درجه اي كه اطلاعات مي تواند به وسيله مشتريان براي پيش بيني رضايت احتمالي‌شان در خريد بعد به كار رود، بستگي دارد. پس موفقيت در خريد اينترنتي با توانايي براي سازگار كردن اطلاعات براي ارضاي نيازهاي مشتريان ارتباط دارد . اما عوامل مختلفي ارزش پيش بيني اطلاعات را تعيين مي كند و فقط يك نوع اطلاعات براي همه مشتريان ارزشمند نيست.نياز اساسي براي ترغيب مصرف كننده به خريد اينترنتي عبارت است از کاهش هزينه جستجوي اطلاعات و افزايش قابليت پيش بيني كيفيت كالا که به وسيله تامين و فراهم كردن اطلاعات تخصصي براي مصرف كنندگان به دست خواهد آمد. همچنين منافع زيادي براي مصرف كننده درفرايند خريد به صورت اينترنتي وجود دارد که از جمله آنها مي توان به صرفه جويي در زمان، افزايش سهولت و كاهش ريسك عدم رضايت خريد اشاره کرد. پس خدمت به مشتريان و پيشبرد فروش در طراحي فروشگاههاي اينترنتي از عوامل مهم به شمار مي آيند .براساس مطالعات انجام شده در سيستمهاي اطلاعات، كيفيت اطلاعات و كيفيت ارتباط با مشتريان بر رضايت اطلاعاتي مشتريان تأثير مي گذارد. اطلاعات فراهم شده توسط فروشگاههاي اينترنتي به اطلاعات در مورد كالا و اطلاعات در مورد خدمات تقسيم مي‌شود . اطلاعات كالا شامل نشانه هاي كالا، توصيه به مصرف كنندگان و گزارشهاي ارزيابي است. اطلاعات خدمات كه بيشتر فروشگاههاي اينترنتي فراهم مي كنند، شامل اطلاعات اعضا، نحوه پاسخ به سؤالات جاري، اطلاعات تحويل و سفارش كالا و تبليغات مي شود.

براي ارزيابي اطلاعات كالا و خدمات ، شش ويژگي مرتبط بودن، جديد بودن،كافي بودن، خوشايند بودن ، سازگار بودن و قابل فهم بودن مورد نياز است. اطلاعات ارائه شده به وسيله فروشگاههاي اينترنتي بايد جستجوي كالا و خدمات مشتريان را حمايت كنند. براي ارضاي نيازهاي اطلاعاتي مشتريان، اطلاعات بايد به روز و كافي و درجهت كمك به مشتريان در انتخاب، سازگاري و در شكل و محتوا ساده و آسان براي درک مشتري باشدواز سوي ديگر لذت، خوشي و بهره مندي ابعاد مهمي در شكل گيري گرايش و تمايل رفتاري به سوي يك سايت هستند. بنابراين خوشايندي و سرزنده بودن يك عامل برجسته در ارائه اطلاعات مبتني بر اينترنت هستند.كيفيت ارتباط مصرف كنندگان به طرح ونوع آن و سهولت در جستجوي كالا يا اطلاعات بستگي دارد. بايد خاطر نشان کرد که خريد اينترنتي ميتواند تحت تاثيرطراحي ضعيف سايت قرار گيرد. بنابراين ضروري است که تأثير طرحهاي متفاوت و امکان جستجوسريع براي مشتريان راکاملا درك كنيم. درشکل 3 مدلي را براي رفتار خريد مشتريان در يك موقعيت خريد اينترنتي نشان داده مي‌شود .

نتيجه گيري
با گسترش روزافزون اينترنت در امور مختلف زندگي ،يکي از مباحث طرح شده، شيوه انجام مبادلات از طريق اينترنت است که مورد توجه بسياري از سازمانها و مشتريان قرار گرفته است .تحقيقات زيادي براي حمايت از راه اندازي خريد اينترنتي صورت گرفته است. براي مثال الرک و ستل (2002)به اين نتيجه رسيد که خريد اينترنتي به عنوان شيوه اي براي صرفه جويي در زمان خريد نسبت به خريد سنتي صورت گرفته است . باتنگار و ديگران در يافتند که سهولت درک شده توسط مشتريان در اينترنت اثري مثبت بر رفتار خريد اينترنتي دارد .همچنين به لحاظ سنتي محققان مسائل مصرف کننده به اين نتيجه رسيده اند که رفتار خريد يک کالا يا خدمت پس از شکل گيري باورها و نگرشها سر مي‌زند .نگرش هر چه مثبت تر باشد احتمال وقوع رفتار خريد در آينده بيشتر و بيشتر خواهد بود.يکي از راههاي ايجاد نگرش مثبت در مشتريان که با آن مي‌توان احساسات مثبت را شکل داد مواجهه مکرر با يک محرک است. در شرايط يکسان و معمولي شوق فرد فقط به خاطر اينکه بارها و بارها چيزي را مشاهده مي کند افزايش مي‌يابد (موون1381)، پس براي فروش محصولات از طريق اينترنت مي توانيم از طريق تبليغات تلويزيوني يا تبليغات دهان به دهان مشتريان را با پديده خريد اينترنتي به طور مکرر مواجه و آشنا سازيم . راه کار ديگر براي جلب اعتماد مشتريان استفاده از روابط عمومي به منظور ترويج شيوه خريد اينترنتي و ارائه اخبار مربوط به آن ،نزد افکار و رسانه‌هاي عمومي، است.

منابع
1 - موون ،جان سي .مينور،ميشل اس (1381)رفتار مصرف کننده ،ترجمه عباس صالح اردستاني چاپ اول ،نشر آن
2-Alerk Pamela &settlerobert 2003 consumer perception of on line versus store shopping .availableatwww.google.com
3-Chenjane&chang 2003 a descriptive model of on line shopping process
4-chung-hoonpark &young –gulkim 2003 identifying key factore affecting consumer purchase behavior in an context-
5-liang &hung(1998)an empirical study on customer acceptance of product in electronic market vol 24 pp 29-43
6-jaworski-barnard &rayport –jeffry(2001)introduction to E. commerce.prentice hall
7-dennis charles .french .tio &merrilees bill (2004) E.retailing-first pulished rout ledge taylor
8-Alerck .pamela &setlle .robert (2003) consumer perception of on line versus store shopping
9- Daivis f. d (1993) user acceptance of information technology system charactistics user perception &behavorial impacts vol 38 no 5 pp 475 -489
10-lohse&spiller (1999) internet retail store design _available at www.ascusc .org /jcmc

_ دكتر حميدرضا سعيدنيا: عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي – واحد تهران شمال
_ مهدي بني اسدي: دانشجوي كارشناسي ارشد مديريت بازرگاني دانشگاه آزاد – واحد علوم و تحقيقات
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 18:36  توسط جهانشاهی  | 

 
يادگيري سازماني که از دهه 1990 مورد توجه بسياري از مراکز آکادميک ونيز صنعتي قرار گرفت، نتيجه دو عامل مهم است: ماهيت دنياي به سرعت در حال تغييري که در آن زندگي مي کنيم و محيط رقابتي که شرکتها در آن فعاليت مي کنند. اين مقاله در جستجو و ارزيابي مبنايي عقلايي براي ياد گيري سازماني و نيز گزاره هاي اصلي که آن را مي‌سازند، است.اين مقاله نتيجه گيري مي کند که گرچه ممکن است يادگيري سازماني ،سهم مهمي در اداره سازمانها داشته باشد ،اما آيا اينکه اين موضوع براي همه سازمانها و شرايط عملي هست يا خير، مورد ترديد است.

يادگيري سازماني پارادايم جديد در مديريت؟

مقدمه
گرچه بحث بر سر اهميت يادگيري سازماني طي دهه اخير توسعه يافته است،اما اين موضوع مفهومي جديد نيست. ارگريس بيش از چهل سال است که در مورد آن مباحثي مطرح ساخته است. اما به هرحال شکي نيست که علاقه به مفهوم يادگيري سازماني يا سازمان يادگيرنده به طور قابل ملاحظه اي از دهه19990 افزايش يافت. دو مؤلفه اي که واقعا به نظر مي رسد باعث شده اند يادگيري سازماني مورد توجه قرار گيرد عبارت‌اند از :
1)نرخ تغييرات
2)افزايش فشارهاي رقابتي
که هردو از جهاني شدن نشئت گرفته اند.
در توضيح يادگيري سازماني باشل وپروبست(1997) معتقدند که:
يادگيري سازماني پارادايم متفاوتي را ارائه مي دهد که توسط آن سيستم ها تغيير مي کنند و بنابراين به ما اجازه مي دهد تا اقتصاد و جامعه را دوباره تعريف کنيم.
همچنانکه موقعيتها و ادراکات افراد نيز تغيير مي يابند، قالبهاي فكري موجود مناسبتها و وابستگيهاي خود را از دست مي دهند و قالبهاي فكري جديدي ظهور مي کنند. اما اين گفته که "يادگيري سازماني قالب فكري جديدي است که توسط آن سيستم‌ها تغيير مي کنند"ادعايي تند وجسورانه است،گرچه امري است که به نظر مي رسد در ميان بيشتر نويسندگان صاحب نفوذ مشترک است.
چها رگزاره مشترک كه مفهوم يادگيري سازماني را پي ريزي مي‌کنند عبارت‌اند از‌:
1)به منظور بقا،سازمان مي بايستي حداقل بسرعت تغييرات محيطي بياموزد.بدين معني که توانايي يک سازمان براي تطبيق با تغييرات محيطي اش به توانايي سازمان در يادگيري اش بستگي دارد.
2)ميزاني که يک سازمان نياز داردتا از شکلهاي سنتي يادگيري به سمت يادگيري سازماني حرکت کند، به درجه بي ثباتي (تغيير)محيطش بستگي دارد.
3)در گذشته حفظ اتحاد و سازش با محيط سازمان،مسئوليت مديران ارشد بود،اما امروزه محيط آن قدر سريع درحال تغييراست که اين کار فراي توانايي تعدادکمي مديران نخبه است که همراه با تغييرات ضروري خود را تغيير دهند.
4)تمامي نيروي کار نيازمند سهيم شدن در شناسايي نياز به تغييرو اجراي آن هستند که اين امر به نوبه خود مستلزم اين است که آنهادر يادگيري نيز سهيم شوند؛ البته اگر سازمان مي خواهد با محيط خود متحد وهمگام باشد .
اين چهار گزاره برپايه عقايد طرفداران يادگيري سازماني بنا مي شوند وهدف اصلي اين مقاله بررسي اعتبار اين عقايد است. سپس به معرفي ترديدهايي كه در تصميم دادن اين گزاره‌ها وجود دارد، مي‌پردازد. اين کار توسط بازنگري رابطه‌هاي بين يادگيري سازماني و فرهنگ،تغيير و ساختار سازماني انجام مي شود. سرانجام ،مقاله با توجه به گزاره هايي که در بالا بيان شد چنين بحث مي کند که گرچه يادگيري سازماني مي تواند يک مفهوم مهم باشد،اما قابل ترديد است که آيا اين مفهوم براي همه سازمانها و موقعيتها کاربردي وعملي است ياخير.

يادگيري سازماني :موافقتها و مخالفتها
واژه "يادگيري سازماني" اغلب با واژه "سازمان يادگيرنده " به جاي هم به کار مي روند. تسانگ (1997)تفاوت آنها را بدين صورت بيان مي کند:يادگيري سازماني مفهومي است که براي انواع مشخصي از فعاليتها که درون سازمان اتفاق مي افتد، به کار مي رود؛ در حالي که سازمان يادگيرنده به نوع خاصي از سازمان اشاره داردکه يادگيري سازماني را درون خود دارد. با اين حال رابطه ساده اي بين اين دو وجود دارد،يک سازمان يادگيرنده سازماني است که در يادگيري بخوبي عمل مي کند.
تفاوت مهمتر ،تفاوت بين اين دو واژه در ارتباط با کساني است که از آنها استفاده مي کنند.آرگريس(1991)بيان مي دارد:ما ادبيات مربوط به يادگيري سازماني را به دو طبقه تقسيم مي کنيم:
ادبيات تجويزي وعمل گراي سازمان يادگيرنده که اساسا توسط مشاوران و کارگزاران اشاعه و ترويج يافته است و ادبيات مکتب شکاکان يادگيري سازماني که توسط دانشگآهيان ايجادشد.
تجويزيها، کارگزاراني هستند که اساسا علاقه‌مندند به سازمانها بگويند چه کاري بايد انجام دهند و تحليلگران افراد دانشگاهي هستند که اساسا علاقه‌مند به درک اين موضوع هستند که سازمانها چگونه بايد يادگيري را انجام دهند، به جاي اينکه به آنها بگويند که چگونه بايد ياد بگيرند.هرچند بين اين دو گروه همپوشيهايي وجود دارد ،اما تفاوتهاي اصلي در تفسير آنها از واژه يادگيري سازماني راههاي ايجاد و منافع آن وجود دارد.
از زمان انقلاب صنعتي با ايجاد انقلابي در يادگيري سازماني دو خصوصيت اصلي جمع آوري و حفظ دانش درون سازمانها به وجود آمده است:
اول تلاش براي دانش زدايي از كاركنان و دوم کسب دانش توسط مديران. اين پيشرفتهاي دوگانه در قلب رويکرد کلاسيک براي اداره سازمانها قرار مي گرفتند. نيروي پيش برنده نهفته در اين دو مورد اين بود که دانش، قدرت است و مشروعيت بخشيدن به قدرت وکنترل ،بايستي فقط در دست مديران ارشد باشد.بسياري از نويسندگان،بخصوص آرگريس معتقدند که اين رويکرد سنتي به يادگيري،مانع بزرگي براي يادگيري سازماني است.شکست اين نوع نگرش به يادگيري ،مبنايي عقلايي براي يادگيري سازماني است.امروزه بحث اين است که محيط آن قدر سريع در حال تغيير است ودانشهاي لازم آن قدر گسترده و متنوع هستند که سازمانها نمي‌توانند منتظر اقدامات مديران ارشد باشند تا نيازهاي درحال تغيير را شناسايي کنند.همچنين انتظار براي تشخيص نياز به تغيير موجب از دست رفتن فرصتها مي شود.در حقيقت،برخي معتقدند که تنها با اطمينان از اينکه ميزان يادگيري مساوي يا بزرگتر از ميزان تغييرات محيط است،سازمان مي‌تواند از بقاي خود مطمئن باشد.اين نکته مبناي عقلايي براي گزاره اول را فراهم مي سازد.اين نکته حاوي تنها سرعت تغيير نيست، بلكه در بردارنده تداوم و اهميت تغيير نيز هست. رابطه بين سرعت،تداوم واهميت تغييرو نياز به يادگيري، پايه گزاره دوم است. برا ي مثال،ميزاني که يک سازمان نياز دارد تا از شکلهاي سنتي يادگيري رها شود، بستگي به سرعت و ماهيت تغيير در محيطش دارد.
نويس(1995) بيان مي دارد که فرايند يادگيري بسيار پيچيده است و با پيشروي خطي به دست نمي آيد. نيستروم و استارباک(1984)معتقدند که قبل از اينکه سازمانها و افراد بتوانند رفتار هاي جديد را برگزينند، بايستي ابتدا رفتارهاي گذشته را که با آنها مانوس شده اند" به دست فراموشي سپارند " تا الگوهاي از قبل ساخته شده را تغيير دهند.
فيول ولايلس (1985) معتقدند که يادگيري سازماني به معني فرايند بهبوداقدامات از طريق درک ودانش بهتر است. آگريس(1977)معتقد است که اين مفهوم به معني فرايند کشف و اصلاح خطاهاست .برخي نظريه پردازان، تغيير رفتاري را براي يادگيري ضروري مي دانند و برخي ديگر روشهاي جديد تفکر را عامل اصلي تلقي مي کنند.برخي پردازش اطلاعات را به عنوان مکانيزمي که توسط آن يادگيري اتفاق مي افتد، مي دانند.در حالي که برخي ديگر يادگيري جمعي و ارزشهاي مشترک ،مدلهاي ذهني و حافظه سازماني را در اولويت قرار مي دهند. گاروين (1993) ،به ميزان زيادي به اينکه چه چيزي از يادگيري سازماني جلوگيري به عمل مي آورد همچون تاکيد بر روشهاي هميشگي انجام کارها،تاکيد مي کند.کار گاروين هماهنگ با کارباتسون(1972)،آرگريس وشون(1978)وبارگين(1995)بودکه يادگيري سه حلقه اي،دوحلقه اي وتک حلقه‌اي و پتانسيل آنها را براي بازدارندگي با ترويج تغيير، بيان کردند.

به طور خلاصه ،يادگيري تک حلقه‌اي که پايين‌ترين سطح يادگيري و عامل مقاومت در برابر تغييرو يادگيريهاي آتي است،فقط به افراد اجازه مي دهد تا به تغييراتي که در محيط داخلي وخارجي اتفاق مي افتد، پاسخ دهند که اين پاسخ با کشف خطاها و اصلاح راهبردها،اما تنها در حيطه شرايط پذيرفته شده موجود در سازمان است. اما آرگريس وشون (1978)در حوزه يادگيري دوحلقه اي بين فرايند يادگيري و يادگيري پيشرفته تمايز قائل مي شوند. سيستم‌هاي پيچيده (همچون مغز انسان) ظرفيت انعکاس و جستجوي زمينه هاي قبلي براي يادگيري يا شکست در يادگيري را دارند و مي توانند در مورد متناسب بودن واکنشها (اقدامات)به جستجو بپردازند.اين سيستم‌ها ممکن است، رويکردهاي جايگزيني بر مبناي مفروضات جديد براي اصلاح خطاها ايجاد کنند.بنابراين سازمان را قادر مي سازند تا به طور اثربخش با تغيير انطباق يابد و آن را مديريت کند. گرچه اين يادگيري به افرا د وسازمانها اجازه مي دهد تا با محيط خود تطابق پيدا کنند،بارگين(1995)بيان مي دارد که با يادگيري سه حلقه اي، يک سازمان ،حداقل به همان اندازه که خود را با محيطش تطبيق مي دهد، مي تواند آن را خلق کند. اين امردر توانايي سازمان براي ايجاد شرايطي که در آن عمل مي کند ويا روابطش با اين شرايط منعکس مي شود. بنابراين تنها در اين سطح از يادگيري است که مفهوم سازمان يادگيرنده مي تواند به طور کامل ظاهر شود، زيرا تنها در اين سطح است که مي توان تفسيرهاي تجربيات موجود و تفسيرهاي سنتي و فهم مديريت افراد و کار سازمانها را به چالش کشانيد .
ماهيت چالشهاي پيش روي سازمانها طوري است که مسئوليت يادگيري و تغيير بايستي به عهده هر فردي در سازمان باشد ونه ،تنها تعدادي کمي از افرا د و اين همان چيزي است که مبنايي عقلايي را براي گزاره چهارم فراهم مي آورد.
گرچه سطح مستدلي از توافقها راجع به پايه هاي يادگيري سازماني وجود دارد،اما توافقها در مورد اينکه يادگيري سازماني چه هست و اينکه چگونه آن را بايد به اجرا در آورد، بسيار کمتر است.از جمله افرادي که در اين باره نظر داده اند، پيتر سنج(1990)است که پنج اصل بينش مشترک،تواناييهاي شخصي،الگوهاي ذهني،يادگيري تيمي وپنجمين و مهمترين اصل توانايي تفکر سيستمي را در يادگيري سازماني موثر مي داند.هوبر(1991) يک رويکرد نظام‌مند و چهار مرحله اي براي يادگيري سازماني ذکر مي کند که شامل:
1)کسب دانش؛
2)توزيع اطلاعات؛
3)تفسيراطلاعات؛
4)حافظه سازماني.
است. او اين فرايند را فرايندي مي‌داند که موجب دسترسي پذيري دانش مي‌شود.پروبست و باشل(1997) معتقدند که حداقل 4 رويکرد مختلف وجود دارد که سازمانها آنها را برا ي ايجاد يادگيري در سازمان اتخاذ مي کنند:
1)يادگيري توسط توسعه يک راهبرد؛
2)يادگيري توسط توسعه يک ساختار ؛
3)يادگيري توسط توسعه يک فرهنگ؛
4)يادگيري توسط توسعه منابع انساني.

يادگيري سازماني :ترديدها ونسبتها
به نظر مي رسد، افزايش مناظرات در مورد يادگيري سازماني بيشتر منجر به سردرگمي و ايجاد ترديدهايي شده است تا روشن سازي وتوافق.سه ترديد مهم با توجه به سودمندي اين مفهوم عبارتند از:
1)هيچ تعريف توافق شده اي از اين مفهوم وجود ندارد و سردر گمي زيادي راجع به آن وجود دارد.
2)با وجود حجم انتشارات راجع به اين موضوع ،امادر عمل، کمبود تحقيقات تجربي واقعي وجود دارد. تسانگ اشاره مي‌کند يکي از دلايل اصلي اين امر آن است که بسياري از کساني که در مورد يادگيري سازماني مي نويسند ،کارگزاراني هستند که به دنبال تجويز به جاي توصيف‌اند. در اين صورت بيشتر نوشته‌ها،پيشنهادها و نتايج در مورد يادگيري سازماني بايستي با درجه اي از ترديد وشک نگريسته شود.
3)مشکل عام گرايي وجود دارد .بسياري از نويسندگان،مشکل انتقال نظريه‌ها و تجربيات حاصل از يک فرهنگ به فرهنگي ديگر را دارند.
طرفداران يادگيري سازماني معتقدند که براي رقابتي ماندن يا حتي صرفا بقا،سازمانها بايستي دستورات خاص خود را به کار بندند؛ بخصوص در ارتباط با ساختار ،فرهنگ ومديريت تغيير.

ساختار سازماني
مورگان(1986) شش الگو اصلي از ساختار سازماني ارائه کرد. دامنه اين ساختارها از بوروکراسي خشک و سخت تا شبکه هاي ارگانيک کاملا منعطف است.هدف از اولين ساختار(بوروکراسي خشک و سخت) ايجاد ثبات است ،در حالي که هدف از آخرين ساختار ايجاد انعطاف و آسان سازي تغيير است . اين طيف از الگوها يا ساختارهاي سازماني با کار نظريه پردازان اقتضايي بسيار مطابقت دارد که بيان داشتند عملکرد سازماني به تطابق ساختار با ماهيت محيطي که درآن عمل مي کند، بستگي دارد. پيشگامان اين رويکرد برنز و استاکر بودند.آنها پنج نوع مختلف محيط را بر حسب سطح عدم قطعيت شناسايي کردند که دامنه آنها از محيط ثابت تا محيطي با حداقل قابليت پيش بيني بود.آنها همچنين دو نوع ساختار را شناسايي کردند :مکانيک (که با بوروکراسي سخت و غير قابل انعطاف مورگان ،مطابقت مي کرد )و ارگانيک (که با شبکه ارگانيک مورگان مطابقت مي کرد.) تحقيق آنها نشان داد که ساختارهاي مکانيک در محيط هاي ثابت اثربخشتر بودند در حالي که ساختارهاي ارگانيک با محيط هاي کمتر ثابت و کمتر قابل پيش بيني تناسب داشتند.



فرهنگ سازماني
هندي معتقد است که از ميان انواع تقسيم بنديهاي مختلف براي فرهنگ سازماني مي توان آنها را به 4 گونه اصلي تقسيم بندي کرد:
1) شخص؛ 2) قدرت؛ 3) نقش؛ 4)وظيفه.
او بيان مي کند که از ميان اين چهار نوع ،بيشتر سازمانهاي غربي، فرهنگ نقش محور يا وظيفه محور دارند.تفاوت اين دو در اين است که فرهنگهاي نقش محور به فرايندها ،قوانين ورويه ها تاکيد مي‌کنند ،در حالي که فرهنگهاي وظيفه گرا بيشتر،تاکيد را بر نتايج مي گذارند،به جاي اينکه بر روشي که به آن دست يابند، تاکيد کنند. مفهوم ضمني اين نکته اين است که فرهنگهاي خاص با ساختارهاي خاص در ارتباط اند. فرهنگهاي نقش محور براي سازمانهاي يا ساختارهاي بوروکراسي مناسب‌اند؛ در حالي که فرهنگهاي وظيفه گرا بيشتر با ساختارهاي شبکه اي متناسب‌اند.
بنابراين همانطور که شکل (1) نشان مي دهد، براي فرهنگ، طيفي موازي از نقش محور تا وظيفه محور وجود دارد که مطابق با طيف ساختاري بوروکراتيک تا شبکه اي است.

تغيير سازماني
يکي از مزاياي اصلي يادگيري سازماني اين است که سازمانها را قادر مي سازد تا تغيير را بموقع و به روشي اثر بخش اداره کنند. لوين(1947)پايه گذار تغيير برنامه‌ريزي شده بود که الگوي مشهور سه مرحله اي تغيير را مطرح ساخت. گرچه اين الگو طي سالها توسعه وگسترش يافته است ،اما هنوز در قلب رويکرد برنامه‌ريزي شده تغيير قرار دارد.اين رويکرد تحت انتقاد شديد گروههاي مختلف قرار گرفت‌. انتقادهاي اصلي عبارت بودند از:
- اين تغيير، قدرت و سياستهاي سازمان را ناديده مي گيرد.
- فقط براي تغييرات جزئي- تدريجي مناسب است .
- معتقد است که تغيير مي تواند از قبل برنامه ريزي شود.
- فرض مي کند سازمانها در محيطي ثابت عمل مي کنند.
منتقدان اين رويکرد ،در جستجوي جايگزيني براي آن، مجموعه رويکردهايي را تعريف کردند که به تغيير به عنوان وضعيتي غير منتظره نگاه مي کند. طرفداران اين رويکرد نوپا معتقدند که تغيير سازماني فرايندي پيوسته از آزمايش و تطابق است؛ با اين هدف که تواناييهاي سازمان را با نيازهاي محيط پويا و غير قطعي امروزي متناسب مي سازد.جمع آوري اطلاعات‌، ارتباطات و يادگيري سازماني عناصر اصلي اين فرايند هستند.
با وجود تفاوتهاي زياد بين تغيير برنامه ريزي شده و تغيير ناگهاني به نظر مي‌رسد كه شايد اصلي ترين موضوعي که براي اين دو تغيير مطرح است. محيط است:تغيير برنامه ريزي شده براي محيط‌هاي ثابت و تغيير ناگهاني مناسب براي محيط‌هاي بسرعت در حال تغيير و غير مطمئن.

يادگيري سازماني :محيط وانتخاب
سازمانهاي يادگيرنده برطبق عقيده طرفداران آن بيشترين توانايي بقا و موفقيت در دنياي امروزي را دارند.اما همه سازمانها با چالشها و شرايط همانندي روبه‌رو نيستند.حتي اگر با چالشها و شرايط همانندي نيز روبه‌رو باشند الزاما نبايستي ترتيبات داخلي يکساني براي مواجهه با چالشها ي خارجي و محيطي اتخاذ کنند. اين بحث بسيار شبيه آن چيزي به نظر مي رسد که بنيس(1960) در مقاله اش آنرا "مرگ بوروکراسي"ناميده است .هرچند سازمانهاي بوروکراتيک هنوز ناپديد نشده اند اما اين اصطلاح بسيار تکرا ر شده و مي شود.براي بررسي بيشتر اين موضع‌، به بحث قبلي در مورد نظريه اقتضايي باز‌مي‌گرديم.
گرچه انتقادات زيادي از رويکرد اقتضايي بخصوص در مورد رويکردهاي ماشيني و جيرگرايانه‌اي كه براي طراحي سازمان کرده است،اما تعداد اندکي وجود دارند که ترديد دارند، سازمانها يي که در محيطي پويا عمل مي کنند، نياز به انعطاف‌پذيري بيشتري دارند يا برعکس وقتي که در محيط هاي ثابت عمل مي‌کنند، نياز به ساختارهاي بيشتر مکانيکي دارند.بنابراين عامل اصلي، ماهيت محيط است. طرفداران يادگيري سازماني مدعي اند که يکي از مزاياي يادگيري سازماني توانايي سازمان در خلق و شکل دهي محيط خود است. تيس(1997) معتقد است، بيشتر فعاليتهاي شرکتها متمايل بر تاثيرگذاري بر رقابت و درنتيجه محيط بازار است. مثالهاي چنين حرکاتي ،سرمايه گذاري در ظرفيتها و امکانات،تحقيق وتوسعه و تبليغات است.
اگر چنين باشد که سازمانها در طيفي از محيط‌ها که در طي زمان تغيير مي‌کنند عمل کنند وبرخي سازمانها بتواند محيط شان را به نفع خود تغيير دهند، در اين صورت به نظر مي رسد براي عقلايي بودن و تعميم پذير بودن يادگيري سازماني ، مفاهيمي ضمني وجود داشته باشد،بدين معني که يادگيري سازماني در محيط هاي بي ثبات نسبت به محيط هاي ثابت قابليت کاربرد بيشتري دارد.
به طور خلاصه اين مقاله در جستجوي مفهوم سازمان يادگيرنده ،بخصوص تحقيق در مورد چهار گزاره مطرح شده در ابتدا، است.برخي با اولين گزاره مخالف اند، با اين استدلال که بسياري عوامل همچون شانس ،در بقاي سازمان نقش بازي مي کنند.اما فعلا در پي آن نيستيم که اين بحث را مورد بررسي قرار دهيم و به چالش بکشانيم. د رحقيقت ،با اين فرض که سازمانها منابع خود را از محيط شان مي دارند ،پس اگر سازمان بخواهد خود را از محيط کنار بکشد ،اين منابع سرانجام به اتمام مي رسند و سازمان شکل هميشگي خود را از دست خواهد داد.
با توجه به گزاره دوم معتقديم که نه همه سازمانها با سطح يکساني از پيچيدگي محيطي مواجه هستند ونه همه سازمانها در مواجهه با آن ناتوان. چنانکه برنز(2000)،مورگان(1997) وديگران معتقدند، توانايي نفوذ سازمانها در محيط شان براي ايجاد ثبات يا ايجاد بي ثبات بستگي به هدفشان دارد.اين نگرش ،همچنين توسط تعدادي طرفداران يادگيري سازماني نيز مطرح شده است.
براساس ترديدهاي ما دررابطه با گزاره دوم ،ما اعتبار گزاره دوم و گزاره چهارم را نيز مورد بحث قرار داديم.اگر آشفتگي محيطي اجتناب ناپذير نيست ،پس يادگيري وتغييرسازماني که در برگيرنده مشارکت کل نيروي کار باشد، نيز اجتناب ناپذير نيست.

نتيجه گيري
در آخر چهار نکته نهايي وجود دارد که خواستار بيان آنها هستيم:
اول در صنايع با حرکت بسيار تند همچون IT، نياز به سطح بالايي از يادگيري، حياتي است. اما با وجود اين واقعيت در صنايع با حرکت سريع، توانايي برخي شرکتها همچون مايکرو سافت براي ايجاد يک موقعيت غالب نسبت به ديگران‌، به آنها درجه اي از ثبات و قابليت پيش بيني مي دهد که اجازه کنترل ماهيت و سرعت تغيير را به دست مي آورند .به علاوه همانطور که لارنس ولورش بيان (1967)کردند ،حتي در سازمانهاي با بيشترين مزيت رقابتي ،هنوز فعاليتهايي -همچون ساخت،نگهداري،ايمني و ارسال، وجود دارند که در آنها سرعت تغيير نسبتا کند و قابل پيش بيني است.
دوم ،هنوز تعداد زيادي شرکتها ،صنايع و بخشهايي وجود دارند که تغيير در آنها هنوز نسبتا کند است .اين سازمانها شامل بوروکراسي هاي دولتي مبتني بر قانون که در ارتباط با خدماتي همچون مزاياي رفاهي هستند ،کارخانه هاي شيميايي وهسته اي که حتي تغييرات کوچک مي توانند در آنها منجر به فاجعه شود، است.
سوم،بيشتر مفسران ،امروزه، به اهميت فرهنگ سازماني در شکل دهي رفتار افراد و سازمانها پي برده اند. آشکار است که يادگيري سازماني، نيازمند فرهنگهاي متفاوتي نسبت به آنچه که در سازمانهاي سنتي وجود دارد، است. در مواجهه با انتخاب از بين تغيير فرهنگ (با همه تهديدهايي که مي‌تواند دربرابرقدرت مديريتي قرار گيرد) يا نفوذ بر محيط ، مديران سازمانها، اكثرا گزينه دوم را ترجيح خواهند داد.

منبع:
BERNARD BURNES, CARY COOPER, PENNY WEST (2003), "ORGANIZATIONAL LEARNING: THE NEW MANAGEMENT PARADIGM?", JOURNAL OF MANAGEMENT DECISION, VOLUME41 ISSUE5
مترجم:فاطمه طاهري
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 18:33  توسط جهانشاهی  | 

از 16 مارس سال 1079 ميلادي به دستور شاه وقت ــ ملكشاه سلجوقي ــ قرار شد كه در ايران تاريخ اسناد به هر دو تقويم هجري قمري و هجري شمسي نوشته شود . اين روال از چهار قرن بعد به تدريج فراموش شد كه از سده جاري از سر گرفته شده است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 0:18  توسط جهانشاهی  | 

1 – انتقامجو نباشيد.
2 – زمان پياده‌سازي تصميم‌گيري‌ها به اندازه اخذ تصميم مهم است، چون ممكن است اجراي يك نقشه خوب تجاري در زمان نامناسب با شكست روبه‌رو شود.
3 – در مورد چيزي كه نمي‌دانيد، به كسي اطلاعات اشتباه ندهيد و از گفتن نمي‌دانم، هراسي نداشته باشيد.
 4 – با محول كردن مسووليت به كارمندان مستعد و خلاق، زمينه رشد و خلاقيت آنان را فراهم كنيد.
5 – بدون تفكر و درنگ پاسخ ندهيد.
6 – نحوه چيدمان ميز كارمندان و محل استقرار آنان را طوري انتخاب كنيد كه افراد فراموش نكنند در محل كارشان هستند و نبايد بيش از حد مجاز با هم به گفت‌وگو بپردازند.
7 – حرفه‌اي‌ترين و بهترين حسابدار و مشاور حقوقي را استخدام كنيد.
8 – به مشكلات مالي افراد توجه كنيد و درخواست‌هاي موجه اخذ وام آنان را به تعويق نيندازيد.
9 – هميشه به خاطر داشته باشيد تواضع و متانت بر شكوه شما ميافزايد.
10 – اگر قاطعيت مدير با مهرباني توام باشد، تاثير شگفت‌انگيزي بر اطرافيان خواهد داشت و فرمانبري با ترس جاي خود را به انجام وظيفه با حسن‌مسووليت‌پذيري مي‌دهد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 12:11  توسط جهانشاهی  | 

بیشتر افراد این توصیه را شنیده‌اند که باید هوشمندانه‌تر کار کنند و نه زیادتر ولی تعداد کمی واقعا از این توصیه پیروی می‌کنند.
این روزها بیشتر صاحبان تجارت و مدیران اجرایی برای دستیابی به اهدافشان ساعت‌های طولانی مشغول کار هستند. اگر شما مجبور شوید ساعت‌های زیادی از یک روز عادی را برای تکمیل کارتان کارکنید سپس کار را اشتباه انجام می‌دهید! در اینجا ۵ استراتژی برای کمک به شما در هوشمندانه‌تر کار کردن به جای بیشتر کارکردن ارائه می‌شود:
۱) استراتژی اول: تمرکز
فکر می‌کنید چند دقیقه ازیک ساعت کاری به طورکامل تمرکز دارید؟ ممکن است این امر شما را متعجب کند که این زمان چقدر کم است. تحقیقات نشان داده است که بیشتر افراد می‌توانند بین ۵ تا ۱۰ برابر در هر ساعت کاری مولدتر باشند. اگر فکر می‌کنید که این گفته اغراق آمیز است می‌توانید این آزمایش ساده را انجام دهید. یک دفترچه یادداشت و یک خودکار در کنار خود قرار دهید و شروع کنید به آگاه شدن از سطح تمرکزتان. هر وقت که تشخیص دادید که روی کارتان تمرکز کامل ندارید مدت زمانی را که حواستان پرت بوده است یادداشت کنید. اگر این تمرین را به‌خوبی انجام دهید بعد خودتان را کاملا شوکه خواهید کرد. اگر شما بتوانید مهارت ایجاد تمرکز کامل در ساعت‌های کاریتان را ارتقا دهید، از میزان تولیدتان متعجب می شوید.
۲) استراتژی دوم:اهرم
اهرم هنر استفاده از ابزارها جهت افزایش کیفیت کار یا بهره‌وری است. این ابزارها می‌تواند تکنولوژی باشد مثل: نرم افزار‌های کامپیوتری یا می‌تواند استراتژی‌های سازمانی نظیر سیستم‌های بهتر باشد. شما معمولا از چه ابزارهایی برای حداکثر کردن نتایج کارتان استفاده می‌کنید؟ برای مثال فروشنده‌ای که از طریق سمینارها یا کنفرانس‌های تلویزیونی فروش می‌کند، مشخص است نسبت به کسی که فرد به فرد می‌فروشد میزان فروش بیشتری داشته باشد. چه کاری می‌توانید انجام دهید تا زمان، دانش یا مهارت‌هایتان اهرم شما باشند؟
۳) استراتژی سوم:تفویض اختیار
یک بخش خاص اهرم عبارت از تفویض اختیار است. یعنی بکارگیری افراد دیگر جهت انجام قسمت‌هایی از کار شما تا وقتتان برای فعالیت‌های سودآورتر آزاد شود. بیایید دوباره به مثال فروشنده نگاهی بیاندازیم. اگر فروشنده خاصی در انعقاد قراردادهای فروش متبحر باشد ممکن است دست به تفویض و واگذاری ‌امور اجرایی فروش زده تا بتواند به عنوان یک فروشنده زمان بیشتری را برای قراردادها اختصاص دهد. اگر سود حاصل از افزایش فروش بیشتر از هزینه واگذاری باشد پس شما سیستم مناسبی دارید. همیشه شنیدن این نکته در بین شکایت‌های صاحبان تجارت که فروشندگان آنها از آینده نگری متنفرند و واقعا در مورد آن احساس بدی دارند باعث تعجب من می شود. در فعالیت‌های تجاری خودم من همیشه افراد آینده نگر حرفه‌ای را استخدام کرده‌ام که در این زمینه قوی بودند و با این کار زمان را برای تیم فروش آزاد کرده تا آنها کاری را که در آن توانمند هستند انجام دهند. فروشندگی! البته این استراتژی سودآور است و همه خوشحال هستند.
۴) استراتژی چهارم: مدیریت زمان
من اغلب می‌شنوم که صاحبان تجارت می‌گویند که تعداد کارکنان بخش ‌خصوصی خیلی زیاد است زیرا آنها همیشه ساعت‌های زیادی را تلف می‌کنند تا کار را انجام دهند. نظر من مخالف این موضوع است. اگر شما نمی‌توانید در یک روز عادی کاری، کارتان را انجام دهید پس شما احتمالا فاقد مهارت‌های تمرکز، اهرم و تفویض اختیار(واگذاری) هستید یا یک مدیر که در استفاده از زمان ضعیف است. مدیریت زمان هنر سازماندهی خودتان است تا بتوانید تمام کارهایتان را در یک روز کاری استاندارد انجام دهید. اگر شما مدیریت زمان را با مهارت‌های دیگرتان ترکیب کنید(رئوس مطالب فوق الذکر) سپس شما می‌توانید بهره وری بالایی در یک روز کاری بدست آورید و نیازی به ساعات اضافی ندارید.
سازماندهی یک روز از پایان روز قبلی شروع می‌شود. اگر شما این‌کار را هنگام استراحتتان انجام دهید مغزتان به شما کمک خواهد کرد که کارآمدتر باشید. تخمین زده شده که ۵۰درصد از زمان استراحت وقف سازماندهی مغز و ساختار دادن به دانش و تجربیات به دست آمده در طول روز می‌شود.
اگر شما کارهای روز بعدتان را برنامه‌ریزی کنید متوجه می‌شوید که فرایند‌های طبیعی ذهن در زمان استراحت با شما کار می‌کنند تا به شما در تحقق برنامه‌هایتان کمک کنند. مبانی مدیریت زمان را یاد بگیرید و هر روز از آنها استفاده کنید.
۵) استراتژی پنجم: تمایز قائل شدن بین فعالیت‌ها
من مطمئن هستم که شما قانون۲۰/۸۰ را می‌دانید; ۸۰% از نتایج کارتان از ۲۰% تلاش‌هایتان بدست می‌آید. دلیل اینکه این مساله در مورد افراد زیادی صادق است، این است که آنها نمی‌دانند که کدام تلاششان بهترین نتایج را به همراه می‌آورد. اگر شما نتایج خوب را ثبت کنید، سپس شما می توانید قاعده ۲۰/۸۰ را تغییر دهید تا برای شما به طور موثرتری کار کند. اگر شما می‌دانستید که کدام ۲۰% از فعالیت شما بهترین نتایج را تولید می‌کند سپس شما می‌توانستید خودتان را سازماندهی کنید تا وقت بیشتری را صرف آن کارها بکنید و بنابراین سود‌تان در هر ساعت افزایش می‌یافت. اگر شما خصوصیات ۲۰% از مشتریانتان را که ۸۰% تجارت شما را پوشش می‌دهند می‌دانستید پس شما می‌توانستید آن گروه از مشتریان را مورد هدف قرار دهید. فرانک بتگر با استفاده از قانون ۲۰/۸۰ از یک نماینده بیمه ورشکسته به پردرآمدترین شرکت بیمه در آمریکا تبدیل شد. کتاب او هنوز در دسترس است و ارزش زیادی برای خواندن دارد.
استراتژی شما قرار دادن این ۵استراتژی برای کار در تجارتتان است.
شما الان ۵ استراتژی دارید، همه کاری که شما باید انجام دهید این است که نگاه کنید به راه‌هایی که می‌توانید این استراتژی‌ها را برای خودتان و تجارتتان به کار گیرید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 10:11  توسط جهانشاهی  | 

تعیین حداقل دستمزد در ماه‌های آخر زمستان هر سال معمولاً از مباحث پرچالش و گاهاً تنش‌زا در این فصل سرما و یخ‌زده می‌باشد که جنب و جوش شرکای اجتماعی به ویژه کارگران را به منظور چانه‌زنی با کارفرمایان و دولت به همراه خواهد داشت و همواره پس از اعلام حداقل دستمزد کارفرما در قبال پذیرش افزایش حداقل دستمزد، این اقدام را تا حد ایثار کارفرمایان به منظور کمک به کارگران ارتقاء داده و نمایندگان کارگران نیز که این افزایش را پذیرفته‌اند و به پای آن موافقت‌نامه امضاء گذاشته‌اند ولی همچنان ژست مخالفت با حداقل دستمزد اعلام شده گرفته و با کارگران معترض به این افزایش هم‌آوا می‌شوند.

بحثی پیرامون حداقل دستمزد


وزارت کار نیز خرسند و سرمست از این‌که توانسته است در چارچوب یک فرایند قانونی و براساس تصمیماتی که معمولاً توسط شورای اقتصاد و یا هیئت دولت به طور غیررسمی تعیین می‌گردد، توافق کارگران و کارفرمایان را به عنوان شرکای اجتماعی خود برای تعیین حداقل دستمزد کسب نماید.
این یادداشت می‌کوشد مبنای تعیین حداقل دستمزد و همچنین چالش‌های پیش روی آن را تا حدودی روشن نماید.
حداقل دستمزد درواقع پایین‌ترین سطح دستمزدی است که در چارچوب قوانین حاکم در هر کشور و براساس ملاحظات زیستی و معیشتی و با توجه به عزت و کرامت انسانی کارگران و بعد خانوار و براساس مذاکرات سه‌جانبه دولت، کارگر و کارفرما تعیین می‌گردد.
سازمان بین‌المللی کار که در مجموع رویکردی انسان‌گرایانه دارد و براساس تجربیات جهانی به ویژه در کشورهای صنعتی و توسعه‌یافته توجه به معیشت نیروی کار به عنوان مهمترین عامل توسعه و پیشرفت دارای موازین روشن حقوقی و اساسی است و این مسئله را در سال‌های متمادی در سر لوحه برنامه‌های خود قرار داده است و در این چارچوب، با صدور مقاوله‌نامه ۱۳۱ و همچنین توصیه‌نامه شماره ۱۳۵، کشورهای عضو را با معرفی شاخص‌هایی متوجه اهمیت تعیین حداقل دستمزد نموده است. بر این اساس سازمان بین‌المللی کار برای تعیین حداقل دستمزد معیارهای ذیل را مورد توجه قرار داده است.
۱) نیازهای کارگران و خانواده‌های آنان
۲) استانداردهای نسبی زندگی سایر گروه‌های اجتماعی
۳) هزنیه زندگی و تغییرات ناشی از آن
۴) مزایای تأمین اجتماعی
۵) سطح عمومی دستمزدها در کشور
۶) عوامل اقتصادی شامل ضرورت‌های توسعه اقتصادی، سطح بهره‌وری و سطح اشتغال
در چارچوب این مقاوله‌نامه اکثر کشورهای توسعه‌یافته و یا در حال توسعه با لحاظ قرار دادن ترکیبی از مفاد مندرج در آن اقدام به تعیین حداقل دستمزد می‌نمایند. درمجموع می‌توان کشورها برای تعیین حداقل دستمزد با دو معیار سنجید.
۱) در چارچوب معیارهای اقتصادی، کشورها برای مشخص کردن حداقل دستمزد با لحاظ قرار دادن معیارهای اقتصادی بدین نحوه عمل می‌نمایند:
الف) وضعیت اقتصادی یا توسعه، ۵۱ درصد کشورها
ب) قابلیت پرداخت توسط بنگاه‌ها، ۱۶ درصد کشورها
ج) وضعیت بازار کار، ۲۶ درصد کشورها
د) تحولات بهره‌وری، ۲۶ درصد کشورها
۲) در چارچوب لحاظ قرار دادن معیارهای اجتماعی، کشورها برای مشخص کردن حداقل دستمزد با لحاظ قرار دادن معیارهای اجتماعی بدین شکل عمل می‌نمایند.
الف) هزینه زندگی / تورم، ۶۱ درصد کشورها
ب) سطح عمومی دستمزدها، ۳۵ درصد کشورها
ج) نیاز کارگران و خانواده‌های آنها، ۳۲ درصد کشورها
د) سطوح مزایای تأمین اجتماعی، ۱۴ درصد کشورها
همچنین برابر گزارشات منتشره از سوی سازمان بین‌المللی کار نقش شرکای اجتماعی و درجه مشارکت آنها در تعیین حداقل دستمزد به شرح ذیل می‌باشد.
ـ دولت به تنهایی تصمیم‌گیری می‌کند، ۱۰ درصد کشورها
ـ دولت به طور جداگانه از شرکای تجاری مشورت می‌گیرد، ۱۵ درصد کشورها
ـ دولت از ترکیب دوجانبه یا سه ‌جانبه مشورت می‌گیرد، ۴۸ درصد کشورها
ـ کمیته سه‌جانبه برای تعیین حداقل دستمزد تشکیل می‌شود، ۱۸ درصد کشورها
ـ حداقل دستمزد براساس چانه‌زنی‌های دسته‌جمعی تعیین می‌شوند، ۱۱ درصد کشورها
تعیین حداقل دستمزد در جمهوری اسلامی براساس قانون کار تقریباً یک رویکرد اجتماعی دارد. در ماده ۴۱ قانون کار جمهوری اسلامی ایران موصب ۱۳۶۹ نیز شورایعالی کار را موظف نموده است که همه ساله میزان حداقل مزد کارگران را برای نقاط مختلف کشور و یا صنایع مختلف با توجه به معیارهای ذیل تعیین نماید.
▪ حداقل مزد کارگران با توجه به درصد تورمی که از طرف بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران اعلام می‌گردد.
▪ حداقل مزد بدون آنکه مشخصات جسمی و روحی کارگران و ویژگی‌های کار محول شده را مورد توجه قرار دهد باید به اندازه‌ای باشد تا زندگی یک خانواده که تعداد متوسط آن توسط مراجع رسمی اعلام می‌شود را تأمین نماید.
از سوی دیگر تعیین حداقل دستمزد براساس ماده ۴۱ قانون کار جمهوری اسلامی ایران، ظاهری کاملاً دموکراتیک و حالت سه‌جانبه‌گرایی دارد و حداقل از سال ۱۳۶۹ تاکنون در چارچوب ماده مذکور همه‌ساله حداقل دستمزد تعیین گردیده است.
به نظر می‌رسد شورایعالی کار برای تعیین حداقل دستمزد برای سال ۱۳۸۷ با چالش‌های گوناگونی روبرو می‌باشد که به تعدادی از آنها اشاره می‌گردد.
۱) جایگاه شرکای اجتماعی و نقش و مقبولیت و مشروعیت آنها در نظام تصمیم‌گیری
متأسفانه باید اذعان داشت به علت رویکردهای سیاسی در سال‌های پیش در وزارت کار و امور اجتماعی و همچنین نگاه جدیدی که وزارت کار حداقل در دو ساله اخیر به شکل‌گیری تشکل‌های کارگری و کارفرمایی داشته است جایگاه شرکای اجتماعی دولت بسیار لرزان، ضعیف و بدون پشتوانه‌های لازم چه در حوزه‌های فنی و کارشناسی و چه در حوزه‌های مقبولیت و مشروعیت می‌باشد به طوری که هم‌اکنون دو کانون عالی کارفرمایی خود را محق نمایندگی جامعه کارفرمایی کشور می‌بینند که در کشمکش مراجع قضایی و بخش کارفرمایی سازمان بین‌المللی کار برای مشروعیت بخشیدن به خود می‌باشند.
بنابراین در چنین فضایی تکه پاره شدن نمایندگان کارفرمایان بخشی از یک کانون در شورایعالی کار و بخشی از کانون دیگر در شورایعالی تأمین اجتماعی و سایر مراجع این انسجام و همبستگی را در تصمیم‌گیری و از همه مهمتر شناخت و آسیب ‌شناسی تنگنای تولید را به حداقل رسانده است.
پایه دیگر این سه‌جانبه‌گرایی یعنی نمایندگان کارگران نیز وضعی بهتر از جامعه کارفرمایی ندارند بلکه به علت سطحی‌نگری، منفعل بودن در مقابل پیشنهادات و اهرم‌های فشار جامعه کارفرمایی و عدم ارتباط با مراکز علمی و دانشگاهی و نداشتن بنیه علمی و کارشناسی و گاهاً رویکردهای سیاسی و عدم شایسته‌سالاری در انتخاب نمایندگان خود در مجامع قانونی هرگز نتوانسته‌اند حداقل در دو دهه اخیر در یک چارچوب قانونمند، مستند و به دور از هیجان‌های صنفی به تبیین و دفاع از حقوق قانونی خود در چارچوب منافع ملی و تولید بپردازند.
متأسفانه علی‌رغم دریافت کمک‌های قابل توجه از بعضی از دستگاه‌های دولتی و عمومی و همچنین دریافت حق عضویت‌های اعضاء، هیچ فعالیت پژوهشی و برگزاری همایش‌های تخصصی که بتواند بنیان‌های فکری آنها را تقویت نماید صورت نگرفته و غالباً به صورت هیئتی و به دور از معیارهای علمی و منطقی به اصطلاح به دفاع از حقوق جامعه کارگری، پرداخته‌اند و از منظر دولت‌ها این ایده‌آل‌ترین نمایندگان جامعه کارگری می‌تواند باشد.
۲) همواره دو نگاه رقیب و با تکیه به بعضی مبانی نظری
بحث تعیین حداقل دستمزد را تحت تأثیر خود قرار داده‌اند بدین نحو که یک نگاه علیرغم تمام تجربیات جهانی بی‌توجهی کامل را بر نیروی انسانی به عنوان ارزشمندترین سرمایه اجتماعی معمول داشته و از سوی دیگر نگاه رقیب هیچ توجهی به مسائل و مشکلات و تنگناهای تولید و همچنین وضعیت اقتصادی کشور ندارد. نگاه اول غالباً از سوی محافل کارفرمایی مطرح و براساس مبانی اقتصاد نئوکلاسیکی حاکم شدن مطلق بازار را بر تعیین دستمزد لازم می‌دانند و بر این باور می‌باشند که:
▪ افزایش دستمزد واقعی منوط به افزایش بهره‌وری نیروی کار و آن هم در شرایط رقابت کامل می‌تواند صورت گیرد.
▪ حداقل دستمزد بر اشتغال، نابرابری دستمزدها تأثیر مستقیم دارد و همچنین حداقل دستمزد موجب افزایش کسری بودجه دولت می‌گردد و آثار تورمی به همراه دارد.
▪ حداقل دستمزد یک مانع جدی بر سر راه سازوکار بازار است.
▪ سطح حداقل دستمزد مهمترین مانع در فضای کسب و کار گردیده است!
از سوی دیگر طرف مقابل، بدون توجه به ملاحظات علمی و واقعیت‌های موجود تولید و صنعت و وضعیت اقتصاد کشور به ویژه در دو دهه اخیر با رویکردهای گاهاً سیاسی و بدون نهادسازی‌های لازم دائما بر طبل انتظارات کارگران که اغلب غیرواقعی نیز نمی‌باشند می‌ کوبند و با دفاع غیراصولی و احساسی از قانون کار فعلی مانع فراهم شدن یک فضای آرام و عقلانی برای رسیدن به یک نقطه قابل اتکا به منظور دفاع از حقوق منطقی کارگران از جمله مقوله حداقل دستمزد می‌باشند.
● اما چه باید کرد؟
مهمترین مشکل و مسئله سه جانبه‌گرایی در کشورهای در حال توسعه و به ویژه ایران صورت سه‌جانبه‌گرایی نمی‌باشد چرا که به لحاظ قانونی، سه‌جانبه‌گرایی در عالی‌ترین سطح در قوانین کار و تأمین اجتماعی در ایران دارای قوت قانونی می‌باشد. آنچه مسئله است محتوای سه‌جانبه‌گرایی یعنی فقدان نمایندگان واقعی با مشخصه مقبولیت، فراگیری و مشروعیت نمایندگان کارگری و کارفرمایی می‌باشد و متأسفانه تا زمانی که این نهادسازی توأم با دانش و بصیرت صورت نگیرد، جایگاه شرکای اجتماعی در نظام تصمیم‌گیری، احساسی، انفعالی و بی‌محتوا خواهد بود که پی‌آمد آن در درازمدت می‌تواند به علت عدم اعتماد کارگران به تصمیمات آنها تبدیل به ناهنجاری‌های اجتماعی گردد.
دولت لازم است با توجه به ضعف بنیادین فکری در شرکای اجتماعی خود به ویژه جامعه کارگری با توجه به اعتبارات در اختیار آموزش‌های لازم را برای مجموعه جامعه کارگری و کارفرمایی به ویژه نمایندگان آنها فراهم نماید و با برگزاری همایش‌های داخلی و همچنین استفاده از تجربیات سازمان بین‌المللی کار و دیگر کشورها مهارت‌های تخصصی و فنی شرکای اجتماعی خود را در حوزه‌های سه‌جانبه‌گرایی ارتقاء بخشد.
وزارت کار و امور اجتماعی بایستی بداند که داشتن شرکای اجتماعی قوی، معقول و منتقد در درازمدت به مراتب از شرکای مطیع و بی‌برنامه و کاملاً احساسی بهتر و مؤثرتر خواهد بود.
وزارت کار و امور اجتماعی لازم است با تعریف یک پروژه وسیع پژوهشی که مستلزم بکارگیری و استمداد از محافل علمی و دانشگاهی و همچنین لحاظ قرار دادن اصول کلی و بنیادین حقوق کار و رعایت مقاوله‌نامه‌های بین‌المللی و ملاحظات اقتصاد ملی و سطح توسعه‌یافتگی کشور و دیگر ملاحظات اقتصادی وضعیت مطلوب در تعیین حداقل دستمزد را در سال مبناء را مورد محاسبه قرار دهد و پس از آن براساس این محاسبات و با توجه به معیارهای اجتماعی و اقتصادی الگوی مناسب‌تری برای تعیین حداقل دستمزد در سال‌های آتی پیش رو خواهد بود.
بعضی از نمایندگان کارفرمایان تعیین حداقل دستمزد منطقه‌ای را پیشنهاد نموده‌اند. در این باره باید گفت با توجه به ترکیب سنی و جمعیتی و همچنین نحوه آمایش سرزمین و سطح متفاوت چیدمان صنایع در کشور اولاً این پیشنهاد موجب مهاجرت شدید نیروی کار می‌گردد، ثانیاً با توجه به اینکه تعیین حداقل دستمزد اولین و مهمترین نقطة اصابت آن سازمان تأمین اجتماعی است این سازمان را برای انجام تعهدات خود با چالش‌های بزرگ و غیرقابل انتظاری روبرو خواهد ساخت، لازم به توضیح است که در پیش از ۶۰ درصد کشورهای دنیا حداقل دستمزد واحد برای کل کشور اتخاذ می‌گردد.
مجدداً بر این نکته تأکید می‌شود که قوانین حداقل دستمزد در کشورهای توسعه‌یافته ایجاد گردیده است و این صرفاً نه یک ابزار تبلیغاتی بلکه یک نهاد رسمی به منظور افزایش کارایی در سطح بنگاه و اقتصاد ملی بوده است. بدین معنی که قوانین حداقل دستمزد توانسته‌اند موجب کاهش هزینه‌های نظارت بر کارکنان شده و با ایجاد انگیزش‌های مناسب، کارایی بنگاه‌ها را افزایش دهد. این امر از آن جهت اتفاق می‌افتد که سرمایه‌های انسانی نقش بسیار مهمی در عملکرد بنگاه‌ها دارند. بنابراین پیش‌فرض اساسی در این زمینه آن است که عملکرد بنگاه‌ها در شرایط رقابتی بوده که این امر نیازمند عملکرد مناسب کارکنان و نیروی کار می‌باشد، اگر چنین باشد؛ قوانین حداقل دستمزد در عملکرد آنان مؤثر خواهد بود، در غیر اینصورت چنانچه عملکرد بنگاه‌ها از طرق دیگر به غیررقابت باشد، بنابراین آنها به شایستگی نیروی کار نیازی نداشته و از این رو، بدیهی است که تلاش خواهند کرد تا قوانین حداقل دستمزد را غیرمؤثر نمایند. نتیجه آنکه تا رسیدن به شرایط آرمانی، اجرای مناسب قوانین حداقل دستمزد به جهت صیانت از نیروی کار به عنوان یک انسان، ضروری‌تر خواهد بود. بنابراین، می‌بایست زمینه‌های تخطی از این قوانین را کاهش داد.
مطلق‌انگاری در زمینه بهره‌وری و نادیده گرفتن سایر وجوه اجتماعی و انگیزشی در محیط کار به همان اندازه مخرب و عقب‌برنده است که نادیده گرفتن مطلق آن. لذا بایستی بخشی از ملاحظات تصمیم‌گیری در مورد دستمزد، معطوف به بهره‌وری باشد و با بسترسازی مناسب و ایجاد شرایط لازم برای اندازه‌گیری آن در معیار خرد حرکتی آغاز شود که به موازات افزایش تجربه، مهارت و دانش نیروی کار به تدریج ضریب اهمیت آن و نیز درجه تعیین‌کننده‌ای آن در تغییرات دستمزد افزایش یابد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 10:5  توسط جهانشاهی  | 

در اين روز در اسفند 1332 فرمانداري نظامي تهران و حومه اعلام كرد كه دكتر حسين فاطمي وزير امور خارجه سابق 22 اسفند در خانه اي در شميران دستگير شده و در زندان است. دكتر فاطمي 28 مرداد در جريان حمله به خانه دكتر مصدق واقع در خيابان كاخ جنوبي ( فلسطين ) از آنجا فرار كرده بود. دكتر فاطمي ناشر روزنامه « باختر امروز » پس از خروج شاه از كشور در مرداد 1332 شديدترين انتقادها را از او كرده بود و 25 مرداد اين سال شخصا كاخهاي سلطنتي را لاك و مهر كرده بود كه مردم بدانند كه سلطنت در ايران پايان يافته است. وي همچنين پس از خروج شاه از كشور به سفيران ايران در خارج دستور داده بود كه با او ملاقات نكنند و او را به سفارتخانه ها راه ندهند.
    دكتر فاطمي 25 بهمن سال 1330 نيز هدف گلوله يك عضو جمعيت فدائيان اسلام قرار گرفته و مجروح شده بود . ضارب او مهدي عبد خدائي گفته بود كه 14 ساله است.
    دكتر فاطمي بعدا اعدام شد . در باره شكنجه او در زندان روايات زياد وجود دارد . همان روزي هم كه دستگير شده بود شديدا كتك خورده و مجروح شده بود . بزرگان اصفهان كه دكتر فاطمي از مردم آن استان بود چند بار از شاه خواسته بودند كه او را اعدام نكند كه توجه نكرده بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 9:57  توسط جهانشاهی  | 

تصوير شاه اسماعيل يکم

شاه اسماعيل صفوي 11 مارس سال 1502 (در آن سال مصادف با بيستم اسفند) در تبريز تاجگذاري كرد و اعلام داشت كه شيعه اثني عشري مذهب رسمي ايرانيان خواهد بود. وي در خطبه اي كه ايراد كرد خودرا به عنوان فرزندزاده امام حسين (ع) و شهربانو (دختر يزدگرد سوم)، مسئول و مكلّف به ترويج مذهب شيعه و نيز احياء امپراتوري ايران و نجات ايرانيان از وضعيت نابساماني كه از زمان حمله مغول داشتنند اعلام كرد و به اين ترتيب ناسيوناليسم ايراني يك بار ديگر زنده شد. شاه اسماعيل تا توانست به وعده هايي كه در اين خطبه داده بود جامه عمل پوشاند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 12:22  توسط جهانشاهی  | 

يكي از مهمترين مشاوران باراك اوباما، در يك مصاحبه با اهانت به هيلاري كلينتون، او را "هيولا" ناميد و بعد از اين اهانت از مقامش استعفا كرد.

 به گزارش ايسنا و به نقل از پايگاه اينترنتي اشپيگل، سامانتا پاور كه يكي از قدرتمندترين مشاوران اوباما است و ناظران احتمال مي‌دادند كه در صورت پيروزي اوباما، وي به عنوان يكي از كانديداهاي احراز يكي از پست‌هاي كليدي دولت مطرح شود، بعد از مصاحبه با روزنامه‌ي اسكاتلندي "اسكاتسمن" و توهين به هيلاري كلينتون ، ديگر كانديداي دموكرات رياست جمهوري آمريكا، از سمت خود استعفا كرد. اين پرفسور 37 ساله‌ي دانشگاه هاروارد با سنگ‌اندازي در مسير انتخابات آمريكا و در مصاحبه با روزنامه‌ي اسكاتلندي "اسكاتسمن" هيلاري كلينتون را بانوي نخست سابق خواند و اين رقيب اوباما را به خاطر تاكتيك‌هايش براي پيروز شدن در رقابت‌هاي انتخاباتي‌آمريكا، "هيولا" ناميد و گفت، وي هيولايي است كه ذاتش تاكنون براي عموم آ‌شكار نشده است. گرچه اين پرفسور هاروارد پس از پشيماني از اظهاراتش، تمام تلاش خود را براي جلوگيري از انتشار روزنامه انجام داد، اما اين امر ميسر نشد. پاوربعد از اين اظهارات بلافاصله مراتب عذرخواهي خود را از كلينتون و اوباما اظهار داشت. بيل بارتون، سخنگوي اوباما نيز گفت: اوباما نيز به شدت چنين اظهاراتي را محكوم مي‌كند. پاور بعد از توهين به كلينتون اظهار داشت كه وي اظهار نظرهايي نابخشودني انجام داده است. تيم انتخاباتي اوباما نيز در واكنش به اين اقدام پاور گفت: او تصميم به استعفا گرفت و ما هم پذيرفتيم.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 16:58  توسط جهانشاهی  | 

من از بیگانگان هرگز ننالم

که با من هرچه کرد آن آشنا کرد

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 14:2  توسط جهانشاهی  | 

 
قرآن كلام الهى و راه ورسم زندگانى است. قرآن حبل المتينى است كه چنگ زنندگانش را ازتاريكى بيرون كشيده به نور مى رساند. شايسته و بايسته است هماره درمحضر پرفيضش زانوى ادب وتعلم زده و از بى كران هايش براى صلاح وسداد مدد جوييم.
به اعتقاد ما قرآن نگاه ويژه اى به اقتصاد دارد واين نگرش را گاه با عناوين وموضوعاتى همچون رزق وروزى - انفاق- سعى وتلاش- قرض- بركات- معيشت و.‎/‎/ وگاه درقالب اصول و مبانى روشنى مطرح كرده است.
دراين نوشتارمى خواهيم نظرى بر پيام هاى قرآن پيرامون موضوع معاش و معيشت بيفكنيم. موضوع معيشت در آياتى ازكلام الله مطرح شده. برخى ازآنها عبارتند از:
و روز را وقت تلاش و معاش قرار داديم. (نبا-۱۱)
(معاش مربوط به ابعاد مادى زندگى است وخداوند زمانى را به اين مهم تخصيص داده است.) و همانا در زمين به شما تمكّن داديم و براى شما در آن، (انواع) وسايل زندگى را فراهم ساختيم، (اما شما) اندك شكرگزارى ميكنيد. (اعراف-۱۰)
- زمين، در اختيار و مسخر انسان قرار داده شده تا به رشد و كمال برسد و معيشت خود را تأمين كند. «مكناكم.‎/.» و در آن زمين، براى شما و آن كه شما روزى دهنده او نيستيد، وسيله زندگى قرار داديم. (حجر-۲۰) كلمه «معايش» جمع «معيشت» به معناى وسيله زندگى است. خداوند، معيشت و رزق همه موجودات را، حتّى آنها كه شما توان تأمين آنرا نداريد به عهده دارد (و من لستم له برازقين )
(پروردگارت) همان كه آنان را از گرسنگى (و قحطى نجات داد و) سيرشان كرد و از ترس (دشمن) امان شان داد. (قريش-۴) تأمين معيشت و امنيت جامعه، بايد در مسير بندگى و عبادت خدا باشد. «فليعبدوا.‎/‎/ الّذى اطعمهم.‎/‎/ و آمنهم» خداوند، كعبه بيت الله الحرام را وسيله سامان بخشى و قوام مردم قرار داده و نيز ماه حرام و قربانى هاى بى نشان و نشان دار را (وسيله برپايى مردم قرار داده است) اين براى آن است كه بدانيد خداوند آنچه (از اسرار) در آسمان ها و زمين است مى داند و خداوند به هر چيز آگاه است. (مائده-۹۷)
- مسجد و مسلخ ، وسيله قوام دين و دنياى مردم است. (الكعبه.‎/‎/ الهدى و القلائد) امام صادق (ع) فرمود: «جعلها الله لدينهم و معيشتهم »
گناهى بر شما نيست كه (به هنگام حج) به سراغ فضل پروردگارتان (وكسب و تجارت) برويد. پس چون از عرفات كوچ كرديد، خدا را در مشعرالحرام ياد كنيد و اورا ياد كنيد از آن روى كه شما را با آن كه پيش از آن از گمراهان بوديد، هدايت كرد. (بقره-۱۹۸)
- از نشانههاى جامعيّت اسلام آن است كه در كنار اعمال عبادى حج، به زندگى مادّى و كسب معاش نيز توجه دارد. همانگونه كه در سوره جمعه در كنار دستور به شركت در نماز جمعه، ميفرمايد: بعد از پايان نماز به سراغ كسب معاش برويد. (۵۸۶) آرى، حج در عين عبادت، اقتصاد است.
- انبيا علاوه بر ارشاد وهدايت، به نيازهاى مادّى مردم همانند امنيت ومعيشت نيز توجه داشته وبراى آن تلاش ودعا ميكنند. «رب اجعل هذا بلداً امناً» آيا آنان رحمت پروردگارت (در مورد تعيين پيامبر) را (ميان خود) تقسيم ميكنند در حالى كه ما معيشت آنان را در زندگى دنيا ميان شان تقسيم كردهايم (تا چه رسد به اعطاى مقام والاى نبوت) و درجات بعضى انسانها را بر برخى ديگر برترى داديم تا برخى از آنان برخى ديگر را به خدمت گيرند و رحمت پروردگار تو از آنچه آنان مياندوزند بهتر است. (زخرف-۳۲)
- رزق فقط به دست خداست. «نحن قسمنا بينهم معيشتهم»
كليدهاى آسمانها و زمين براى اوست، براى هر كه بخواهد رزق را توسعه ميدهد و يا تنگ ميگيرد، همانا او به هر چيز آگاه است (و توسعه و تضييق او بر اساس علم و حكمت است)‎/(شورى-۱۲) اگر چه توسعه يا تنگى رزق و معيشت در دست خداست ليكن انسان نبايد از تلاش باز ايستد.
قرآن فرمان ميدهد: «وابتغوا من فضل اللّه» (۴۶۸) به سراغ فضل الهى برويد و براى كسب مال تلاش كنيد.
خداوند براى هر كس از بندگانش كه بخواهد روزى را ميگسترد و يا تنگ ميكند، همانا خداوند به هر چيزى آگاه است. (عنكبوت-۶۲) كم يا زياد كردن روزى افراد به وسيله خداوند، عالمانه و حكيمانه و بر اساس معيارهاى پيدا و ناپيداست. در حديث ميخوانيم: مصلحت بعضى از بندگان خدا گسترش روزى است و اگر در تنگناى معيشت قرار گيرند، فاسد ميشوند و بر عكس اين گروه، صلاح گروهى ديگر در تنگنا بودن است كه اگر در توسعه واقع شوند، به فساد كشيده ميشوند.
و چه بسيار مناطقى كه ما (آنها را) به خاطر طغيان در زندگى، هلاك كرديم، اين خانههاى آنهاست كه بعد از آنان جز اندكى (از انسانها در آن) سكونت نكردند و ما وارث آنان هستيم. (قصص-۵۸)
- گاه ثروت و رفاه نه تنها مايه سعادت نيست كه باعث غرور، طغيان و هلاكت است. «كم اهلكنا.‎/‎/ بطرت معيشت ها» و هر كس از ياد من روى گرداند، پس همانا براى او زندگى تنگ و سختى خواهد بود و ما او را در قيامت نابينا محشور مى كنيم ‎/(طه-۱۲۴)
- معنويت در زندگى مادى نيز نقش مهمى دارد. (ومن اعرض عن ذكرى فان له معيشه ضنكا) مثل كسانى كه غير خدا را سرپرست خود برگزيدند، همانند مثل عنكبوت است كه (براى خود) خانهاى ساخته و البته سستترين خانهها خانه عنكبوت است اگر ميدانستند.(عنكبوت-۴۱)
به مناسبت اين آيه، اين سوره، عنكبوت نام گرفته است.
از افلاطون نقل شده كه مگس حريصترين حشره است كه براى معاش خود روى ترشى، شيرينى، آلودگى وزخم مينشيند؛ ولى عنكبوت در گوشهاى ميتند وقناعت دارد، جالب اين است كه خداوند فعالترين وحريصترين حيوان را طعمه گوشهگيرترين حيوان قرار ميدهد، مگس با پاى خود به سراغ عنكبوت ميرود و او با تارهاى خود مگس را شكار ميكند.
و بر يهوديان، هر (حيوان) ناخن دار را حرام كرديم و از گاو و گوسفند، پيه هر دو را بر آنان حرام ساختيم مگر آن مقدار كه بر پشت گاو و گوسفند يا همراه روده ومخلوط به استخوان است ‎/ اين (تحريم )، كيفر ماست به خاطر ظلمى كه مرتكب شدند و قطعاً ما راستگوييم ‎/(انعام-۱۴۶) احكام الهى سه نوع است: الف : داراى مصلحت يا مفسده واقعى است. مثل اكثر احكام.
ب: داراى جنبه آزمايشى است مثل فرمان ذبح حضرت اسماعيل. ج: داراى جنبه كيفرى است ، مثل همين آيه. آرى ، يكى از عذاب هاى خدا، تنگناهاى معيشتى است.
وما آنگونه (كه اصحاب كهف را خوابشان كرديم )، آنان را (از خوابى كه شبيه مرگ بود) برانگيختيم تا ميان خود از يكديگر پرسش كنند.
يكى از آنان گفت : چه مدت (در اين غار) مانده ايد گفتند: يك روز يا بخشى از روز. (سرانجام) گفتند: پروردگارتان داناتر است كه چه مقدار مانده ايد. پس يكى از خودتان را با اين پول تان به شهر بفرستيد تا ببيند كدام يك غذاى پاكيزه ترى دارد، پس غذايى از آن برايتان بياورد و بايد (در اين كار) زيركى و دقت به خرج دهد و مبادا كسى را از شما آگاه كند! (كهف-۱۹)
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 9:22  توسط جهانشاهی  | 

 
ازدواج، اولويت صندوق مهر رضا(ع)

مديرعامل صندوق مهر امام رضا(ع) برنامه اصلى اين صندوق در سال آينده را در ابتدا پرداخت تسهيلات ازدواج و درصورت باقى ماندن اعتبار، پرداخت تسهيلات به بخش اشتغال عنوان كرد.به گزارش خبرنگار «ايران»، خليل يسائى در يك نشست مطبوعاتى افزود: قرار است از اين پس تسهيلات اشتغال تنها از طريق پايگاه اينترنتى صندوق انجام پذيرد و ديگر نيازى به مراجعه حضورى متقاضيان به صندوق نباشد.يسائى با اشاره به پرداخت تسهيلات ازدواج و خريد كالا به يك ميليون و ۱۰۰ هزار نفر در سال جارى در پاسخ به سؤالى در خصوص اين كه چرا بخشى از وام به صورت كالايى به متقاضيان پرداخت مى شود در حالى كه بسيارى از آنان اقدام به فروش كالاهاى دريافتى مى كنند، گفت: دليل اصلى اين كار مقابله با تورم و حمايت از توليد داخلى كشور است.

رشد نقدينگى به ۳۱ درصد رسيد

بانك مركزى اعلام كرد: كاهش ارزش اسمى نرخ سود به صورت دستورى بدون توجه به رشد نقدينگى و نرخ تورم طى سال هاى اخير، نرخ سود واقعى بانك ها را روز به روز كاهش داده و حيات و ادامه فعاليت اين نهادهاى مالى و رشد اقتصادى كشور را با مشكلات جدى مواجه كرده است. بانك مركزى در اطلاعيه اى كه در آستانه تصميم گيرى مسئولان اين بانك براى تعيين نرخ سود بانك ها در سال ۸۷ صادر شده، افزود: بر اساس آمارهاى پولى در دوازده ماه منتهى به دى ماه سال جارى، رشد نقدينگى در سطح ۳۱‎/۵ درصد بوده است بيشترين فشار انبساطى بر نقدينگى از ناحيه تسهيلات اعطايى بانك ها به بخش غيردولتى بوده است، رشد بيشتر نقدينگى و از سوى ديگر نرخ تورم بالاتر و زياندهى بانك ها به ميزان بيشتر است. اين زيان ها به عهده صاحبان سپرده هاى كوچك در اين بانك هاست.

صادرات غيرنفتى ۱۳‎/۵ ميليارد دلار

در يازده ماهه سال جارى بدون احتساب صادرات ميعانات گازىT 13 ميليارد و ۵۳۴ ميليون دلار انواع كالاى غيرنفتى صادر شد كه در مقايسه با مدت مشابه سال قبل ۱۴‎/۳ درصد افزايش داشته است. به گزارش روابط عمومى گمرك ايران، وزن كالاهاى صادر شده در يازده ماهه سال جارى با احتساب ميعانات گازى ۳۷ ميليون و ۲۷ هزار تن بود كه نسبت به مدت مشابه گذشته ۹ درصد رشد داشت. اين گزارش مى افزايد: در يازده ماهه سال جارى ۳۵ ميليون و ۳۹۴ هزار تن انواع كالا به ارزش ۴۱ ميليارد و ۴۱۴ ميليون دلار وارد كشور شد كه در مقايسه با مدت مشابه سال قبل از نظر وزن ۸‎/۴ درصد كاهش و به لحاظ ارزش ۱۱‎/۶ درصد افزايش داشته است.

اعزام دو هزار نيروى كار به كانادا

دو هزار نيروى كار ايرانى در صنايع نفت و پتروشيمى در رشته هاى لوله كشى و جوشكارى صنعتى به كشور كانادا اعزام مى شوند. رئيس كانون كاريابان بين الملل در گفت وگو با ايسنا در مورد شرايط مورد نياز براى اعزام نيرو به كشور كانادا گفت: داشتن پنج سال سابقه كار و آشنايى با زبان انگليسى از جمله شرايط مورد نياز است و متقاضيان در ماه هاى ارديبهشت و خرداد گزينش خواهند شد.

كمبود ۸‎/۵ ميليون تنى سيمان

معاون وزير بازرگانى گفت كه با روند فعلى مصرف، كمبود ۷ ميليون تنى سيمان كشور قطعاً تا پايان سال به ۸‎/۵ ميليون تن مى رسد. محمدصادق مفتح در گفت و گو با مهر افزود: با شيب بسيار تندى كه در مصرف سيمان كشور در حال پا گرفتن است، برنامه ريزى وزارت صنايع براى دستيابى به توليد ۵۵ هزار تنى در ۶ ماهه ابتداى سال آتى حتماً بايد تحقق يابد.
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 9:15  توسط جهانشاهی  | 

 
جام جم آنلاين: مدير كل تدوين ضوابط معاونت شهرسازي شهرداري تهران گفت: در صورت تصويب و ابلاغ طرح جامع و تفصيلي تهران در شوراي عالي شهرسازي و تغيير نوع ساخت و سازها، سال 87 بيش از سال جاري با رونق صدور پروانه ساخت مواجه خواهيم بود.

به گزارش فارس، فرزان شيروان بيگي ظهر امروز در حاشيه ملاقات مردمي مسئولان معاونت شهرسازي شهرداري تهران كه به علت امتناع كاشاني معاون شهرسازي شهردار تهران مجبور به پاسخگويي سوالات آنان شد، در پاسخ به پرسشي در رابطه با وضعيت اظهار داشت: اگر شرايط اقتصادي و اجتماعي و غيره تغيير نكند، روند درآمدزايي شهرداري از محل صدور پروانه همچون سال جاري ادامه خواهد داشت.

وي در پاسخ به پرسشي در رابطه با ميزان درآمد شهرداري از محل صدور پروانه در سال جاري و ميزان اعتبار پيش‌بيني شده از بودجه 87 شهرداري تهران گفت: صدور پروانه در 2 بخش مسكوني و تجاري و اداري و خدماتي صادر مي‌شود. با توجه به اين كه عوارض واحدهاي مسكوني اضافه نشده است و بر اساس مصوبه شوراي شهر تهران نيز راه پله نيز از تراكم مالي ساختمان خارج شده است بنابراين عوارض پروانه‌هاي مسكوني در سال آينده كاهش خواهد داشت.

مدير كل تدوين ضوابط معاونت شهرسازي شهرداري تهران ادامه داد: با توجه به اين كه عوارض ساخت واحدهاي خدماتي، بهداشتي، فرهنگي و اجتماعي و مجتمع‌هاي سوخت‌رساني كاهش يافته است و براي سرمايه‌گذار سودآوري دارد. ضمن آن كه با توجه به تغيير رويكرد شهرداري تهران در رابطه با تغيير مسير درآمد‌زايي از محل صدور پروانه به سمت درآمدهاي پايدار است از اين رو با تغيير رويكرد صدور مجوزها از مسكوني به خدماتي و تجاري، پيش‌بيني افزايش درآمد شهرداري از محل ساخت و ساز در سال آينده داريم.

وي در رابطه با ميزان درآمد شهرداري در سال جاري از محل صدور پروانه گفت: رقم نمي‌توانيم بگوييم. به هيچ عنوان نمي‌توانيم بگوييم. درسال جاري 20 هزار پروانه صادر كرده‌ايم اما ميزان دقيق اين درآمد را به صورت قطعي ندارم.

شيروان بيگي در پاسخ به اصرار خبرنگاران مبني بر عنوان تقريبي ميزان درآمد گفت: تقريبي هم نمي‌توانم بگوييم ممكن است اشتباه باشد. دقيق آن را بايد از اداره درآمد شهردار تهران كه اطلاعات خود را به صورت هفتگي جمع‌آوري مي‌شود، پرسيده شود. گزارش‌ها به صورت 9 و 3 ماهه در اختيار ما قرار مي‌گيرد.

وي در پاسخ به پرسشي مبني بر انجام مداخلات سياسي در فرايند تصويب طرح جامع و برهم خوردن اصول كارشناسي پيش‌بيني شده ‌در بخش حريم و جمعيت شهر تهران گفت: تا موقعي كه طرح جامع ابلاغ نشود، نمي‌توان اظهار نظر كرد. ما هم خيلي چيزي‌ها مي شنويم اما تازماني كه ابلاغ نشود جاي قضاوت ندارد.

مدير كل تدوين ضوابط معاونت شهرسازي شهرداري تهران ادامه داد: حيطه مسئوليت من چيز ديگري است. مدير اداره كل شهرسازي، كميسيون ماده 5 و مديريت حوزه معاونت در جلسات بررسي و تصويب طرح جامع شركت مي‌كنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 9:12  توسط جهانشاهی  | 

 
وزير كار و امور اجتماعى گفت: در سال آينده با شناسايى مشاغل خانگى و ايجاد تشكل هاى اقتصادى و مدنى از اين مشاغل حمايت مى شود.
به گزارش خبرنگار «ايران» سيدمحمد جهرمى در جمع خبرنگاران افزود: در سال آتى وزارت كار و امور اجتماعى با راه اندازى يك پايگاه اينترنتى نسبت به شناسايى مشاغل خانگى و نوع و دسته بندى آنها اقدام مى كند.
وى اضافه كرد: صاحبان مشاغل خانگى در سايتى كه بزودى اعلام خواهد شد ثبت نام كرده و در قالب تشكل هاى مدنى و صنفى قرار خواهند گرفت تا از طريق شهردارى ها و ساير نهاد هاى ذى ربط مورد حمايت دولت قرار گيرند.
وى ادامه داد: همچنين در سال آتى پايگاه اينترنتى ديگرى براى شناسايى زنان سرپرست خانوار راه اندازى خواهد شد تا اين قشر با ثبت نام در اين سايت جزو فهرست زنان سرپرست خانوار وزارت كار قرار گرفته و از تسهيلات مربوط مانند سهام عدالت برخوردار شوند. وزير كار در بخش ديگرى از سخنان خود گفت: تعداد بيمه شدگان تأمين اجتماعى قبل از سال ۸۴ بين ۳‎/۵ تا ۴ درصد بوده است كه اين نرخ در سال جارى به هفت درصد افزايش يافته و در برخى از استان هاى كشور به ۱۲ تا ۱۴ درصد بالغ مى شود.
وى با اشاره به دستاوردهاى طرح بنگاه هاى زودبازده اقتصادى اظهار داشت: از مجموع ۴۳۰ هزار طرح به بهره بردارى رسيده در حدود ۱۰ هزار طرح مورد ارزيابى و مشاهده قرار نگرفته است كه از نظر تعداد ۹‎/۷ درصد و از لحاظ رقم ريالى منابع پرداخت شده ۶‎/۳ درصد مجموع طرح ها است.
وى افزود: اين بدان معنا نيست كه طرح هايى كه مورد مشاهده و بازرسى قرار نگرفته اند دچار انحراف شده اند بلكه برخى از آنها به دليل سيار بودن امكان مشاهده را نداشته اند. وى اضافه كرد: در حدود يك ميليون طرح به بانك ها ارائه شد كه از آن تعداد ۸۰۰هزار طرح مورد بررسى بانك ها قرار گرفته و ۷۰۰ هزار طرح تأييد شده است.جهرمى با تأكيد بر موفق بودن اجراى طرح بنگاه هاى زودبازده خاطرنشان كرد: تجارب ساير كشور ها نيز در همين حد بوده و ايران در ميان اين كشورها وضعيت مطلوبى دارد.وى در خصوص تعيين حداقل دستمزد كارگران و با اشاره به اين كه در نيمه دوم اسفندماه اعلام خواهد شد ، گفت: تنها ۲۱‎/۵ درصد كارگران حداقل مزد را دريافت مى كنند و مابقى بيش از آن حقوق مى گيرند.
وزير كار با تأكيد بر نظارت كامل بر عملكرد بنگاه هاى زودبازده تصريح كرد: چهار مسير نظارتى براى عملكرد بنگاه هاى زودبازده پيش بينى شده است كه يكى از آنها نظارت دستگاه بهره بردار طرح است.
وى اضافه كرد: مرجع دوم كار گروه اشتغال و سرمايه گذارى است كه نظارت دقيقى بر عملكرد بنگاه ها دارد. در سال جارى اين كارگروه در حدود ۱۳۰ هزار طرح را كه توجيه اقتصادى لازم را نداشته اند رد كرده است.
وى در ادامه گفت: بانك ها نيز با ارزيابى و بررسى طرح ها جزو اهرم هاى نظارتى محسوب مى شوند. از مجموع طرح هاى ارائه شده به بانك ها ۱۱۰ هزار طرح رد شده است. وى افزود: در نهايت كميسيون نظارت كه در استان فعال است چهارمين مسير نظارتى بنگاه هاى زودبازده تلقى مى شود.
جهرمى يادآور شد: همچنين وزارت كار ، مركز پژوهش هاى مجلس، بانك مركزى و سازمان بازرسى كل كشور نيز به صورت تصادفى طرح هاى زودبازده را مورد ارزيابى قرار مى دهند.وزير كار با اشاره به مجموع تسهيلات اعطايى بانك ها به طرح هاى زودبازده گفت: طى دو سال اخير بالغ بر ۱۶ هزار و ۷۰۰ ميليارد تومان تسهيلات به بنگاه هاى زودبازده پرداخت شده است كه ۹ هزار ميليارد تومان اين رقم مربوط به سال جارى است كه تا پايان سال به ۱۰ هزار ميليارد تومان خواهد رسيد.
وى مجموع تسهيلات پرداختى به بنگاه هاى زودبازده را ۱۰ درصد تسهيلات اعطايى بانك ها ذكر كرد و گفت: تكليف بانك ها براى سال جارى پرداخت ۱۵ هزار ميليارد تومان براى بنگاه هاى كوچك و متوسط و ۱۵ هزار ميليارد تومان براى بنگاه هاى بزرگ بوده است كه محقق نشده است.
جهرمى در مورد اظهارات اخير رئيس كل بانك مركزى در خصوص چگونگى پرداخت تسهيلات گفت: نظر آقاى مظاهرى اين است كه بانك ها تنها از منابع داخلى خود براى اعطاى تسهيلات استفاده كنند و از ۱۷ درصد مبالغى كه نزد بانك مركزى سپرده گذارى كرده اند برداشت نكنند.
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 12:56  توسط جهانشاهی  | 

شورش عربى درامپراتورى عثمانى

350784.jpg
شورش اتباع عرب امپراتورى عثمانى در سال ۱۹۱۶ ميلادى از مهم ترين رويدادهاى جنگ جهانى اول در منطقه خاورميانه است زيرا ،ضربه اى كه از اين طريق به امپراتورى عثمانى وارد آمد از عوامل مؤثر سقوط اين امپراتورى ۵۰۰ ساله بود.
تاريخ نويسان ماه ژوئن سال ۱۹۱۶ (ميلادى) را تاريخ شروع اين رويداد مى دانند و تاريخ نويسان عرب آن را «انقلاب عربى» مى نامند. البته نارضايتى اعراب امپراتورى عثمانى مقدماتى داشت كه برمى گردد به سال هاى پيش از جنگ جهانى اول و دليل آن تغيير ساختار حكومت عثمانى بود. در گزارش هاى پيشين در شرح حال «سلطان محمد فاتح» و جانشينان او نوشتيم كه در آغاز شكل گيرى امپراتورى عثمانى، سياست فرمانروايان و جهانگشايان عثمانى، مدارا با اقليت بود. اين سياست گهگاه راه افراط مى پيمود و اتباع مسيحى و يهودى و ديگر قوميت هاى آن امپراتورى از مزاياى اجتماعى بيشترى برخوردار مى شدند. ليكن با گذشت زمان و از دست رفتن بسيارى از مستعمرات اروپايى امپراتورى عثمانى گروهى از روشنفكران عثمانى كه خواستار تجديد عظمت گذشته آن امپراتورى بودند عقب ماندگى عثمانى را از تحولات جهانى در زمينه هاى صنعتى و اقتصادى و اجتماعى، دليل زوال امپراتورى دانسته، براى تجديد عظمت آن مسأله «قوميت» را پيش كشيدند و به ترويج آن پرداختند . طرفداران اين فرضيه خود را «تركان جوان» ناميدند و حكومت را در دست گرفتند و خواسته هاى خود را كه توأم با بسط آزادى هاى اجتماعى و تجديد ساختار فرهنگى، اجتماعى و نظامى عثمانى بود به سلاطين عثمانى تحميل كردند. به طورى كه در سال هاى پيش از ۱۹۱۴ كه جنگ جهانى آغاز شد «انورپاشا» و ياران او تصميم گيرنده بودند نه باب عالى (دربار عثمانى).
در ضمن اين نكته نيز از نظر خوانندگان گرامى به دور نماند كه همزمان با آغاز سلطنت قاجاريه در ايران، امپراتورى عثمانى در حال احتضار بود و جرايد و روزنامه هاى اروپايى اين امپراتورى را «مرد بيمار اروپا» مى ناميدند و انگليسى ها و فرانسوى ها از ترس تسلط روس ها به درياى سياه ، با حمايت از عثمانى ، اين امپراتورى محتضر را سرپا نگه داشته بودند. درتاريخ مى خوانيم كه «ابراهيم پاشا» فرزند «محمدعلى كبير» مؤسس سلسله خديوى مصر، سوريه را گرفت و تا نزديكى هاى اسلامبول پيش رفت و اگر انگليسى ها و فرانسوى ها مانع پيشرفت اونشده بودند امپراتورى عثمانى در همان زمان منقرض مى شد. در آن جنگ دليل حمايت اروپائيان از امپراتورى در حال انقراض عثمانى اين بود كه مى دانستند اگر «محمدعلى كبير» را سر جاى خود ننشانند او و فرزندش «ابراهيم پاشا» داراى چنين ظرفيتى هستندكه يك امپراتورى اسلامى تازه نفس ديگر را بنيانگذارى كنند. اين بود كه او را وادار كردند كه به عنوان نايب السلطنه خليفه عثمانى در مصر بسنده كند و پاى خود را از گليم خويش فراتر نگذارد.
بارى «شورش اعراب» از ديد هواداران «پان عربيسم» يك انقلاب است در حالى كه گروهى از محققان غربى چنين برداشتى را از آن واقعه، دور از واقعيت مى دانند.
به هر تقدير آنچه براساس اسناد منتشر شده مسلم و محقق مى باشد اين است كه دول متفق از آغاز جنگ جهانى اول طرح بلعيدن سرزمين هاى امپراتورى عثمانى رادرسر داشتند و پيمان هاى محرمانه اى نيز در اين زمينه وجود داشته است و ادعاى ايجاد يك امپراتورى بزرگ عربى جديد از مديترانه تا خليج فارس و وعده سلطنت آن امپراتورى به «فرمانرواى حجاز» از آغاز، توطئه و نيرنگ بوده است.
در كتاب EMPIRES OF SAND تأليف EFRAIM KARSH و INARI KARSH چنين آمده است:
«در حقيقت نه تنهاجنگ جهانى اول موجب نابودى امپراتورى عثمانى شد بلكه كوته نظرى رهبران عثمانى، زمينه هاى اين فرو پاشى را به گونه اى بنا نهاد كه با عزم آنان براى تجديد عظمت امپراتورى عثمانى، روند فرو پاشى سرعت گرفت.
سياستمداران انگليسى تقريباً يك سال پس از آغاز جنگ جهانى اول، سياست سنتى خود را تغيير دادند و حاضر شدند كه در مورد تقسيم خاك عثمانى در صورت پيروزى در جنگ، با روسيه و ايتاليا وارد مذاكره شوند. در ضمن در اين مسأله توافق شد كه قسمت كوچكى از خاك عثمانى در پايان جنگ، در اختيار آن دولت باقى بماند و به حيات خود ادامه دهد اما سياست حمايت دول متفق مبنى بر ادامه حيات حكومت عثمانى در پايان جنگ، چندان به طول نينجاميد و عجيب اين كه دليل تغيير سياست بريتانيا به خاطر اعمال نظر همپيمانان دولت انگلستان نبود، بلكه اين فرمانرواى حجاز بود كه نظر انگليس را تغيير داد.
تلاش «شريف حسين» فرمانرواى حجاز براى جلب حمايت انگلستان برمى گردد به فوريه سال ۱۹۱۴ ـ در آن هنگام «عبدالله» پسر بزرگ فرمانرواى حجاز در استانبول عضو مجلس نمايندگان عثمانى بود. در اين هنگام از سوى حكومت عثمانى كه در اختيار گروه «تركان جوان» بود، شخصى به نام «واهب بيك» فرمانرواى حجاز شد. اين فرمانرواى جسور مى خواست با قدرت حكومت نمايد و نظارت دولت مركزى را بر حجاز كه استانى از امپراتورى عثمانى محسوب مى شد، مقتدرانه برقرار كند و در برابر «شريف حسين» كه كليددار كعبه محسوب مى شد و نفوذ محلى فراوانى داشت اعمال قدرت نمايد.
«شريف حسين» در شهر استانبول به دنيا آمد. نوجوانى او در عربستان گذشت و تربيت بدوى داشت، ليكن بيشترين سال هاى عمر او پيش از آن كه به مقامات عالى برسد در استانبول گذشت.
وى ابتدا به تمشيت امور مذهبى در مكه و مدينه اشتغال داشت و از هداياى زائران بيت الله روزگار مى گذرانيد، رفته رفته كارش بالا گرفت و با استفاده از كمك هاى مالى گروهى از «بدويان» و افراد قبايل مختلف عربستان قبايل مختلف را گرد خود جمع كرد و در سال ۱۹۰۸ يعنى شش سال پيش از شروع جنگ جهانى اول از طرف حكومت عثمانى فرمانرواى مكه شد و با گسترش نفوذ خود در حجاز بنيانگذار حكومتى گرديدكه نيمه مستقل بود و از حكومت مركزى استانبول حرف شنوى نداشت. همچنان كه در گزارش هاى پيشين نوشتيم با تسلط گروه «تركان جوان» كه خواستار تجديد عظمت امپراتورى عثمانى بودند سياست حكومت عثمانى كه بر محور اسلاميت و تساهل با اقليت قرار داشت تغيير جهت داد و تكيه حكومت «تركان جوان»به قوميت موجب نارضايتى اقليت ها و اعراب امپراتورى عثمانى شد.
سركوب تمايلات استقلال طلبانه اعراب در سوريه، لبنان و اعدام گروهى از پيشوايان آنها توسط جمال پاشا كه «قصاب» ناميده شد فكر جدايى طلبى اعراب را تقويت كرد و انگلستان كه براى متلاشى كردن امپراتورى عثمانى منتظر فرصت بود دست به كار شد و در سوريه، لبنان، فلسطين، عربستان و بين النهرين (عراق) عوامل خود را به كار گرفت.( ر.ك به توضيحات كتاب «در خاورميانه چه گذشت» تأليف ناصرالدين نشاشيبى ترجمه م.ح. روحانى).
اينك كه خوانندگان گرامى از «شريف حسين» شناختى پيدا كردند
350601.jpg
بازمى گرديم به دنبال نظرات مؤلف كتاب Empir of the sand «در اين هنگام عبدالله پسر «شريف حسين» فرمانرواى حجاز، كه از نمايندگان مجلس عثمانى بود و در استانبول استقرار داشت، با مقامات انگليسى وارد مذاكره شد و به آنها گفت كه با ورود «واهب بيك» فرمانرواى اعزامى حكومت عثمانى به حجاز، اوضاع آن منطقه رو به وخامت گذاشته و از مقامات انگليسى درخواست كرد كه از نفوذ خود در حكومت استانبول استفاده كنند و از خلع پدرش «شريف حسين» جلوگيرى نمايند.
«عبدالله» در گفت و گو با انگليسى ها آشكارا به اين نكته اشاره كرد كه: نارضايتى هاى به وجود آمده در ايالت حجاز موجب خشم اعراب نسبت به امپراتورى عثمانى شده و دولت بريتانيا در چنين شرايطى نخواهدتوانست از طريق دريا نيرويى به منطقه اعزام دارد.
«عبدالله» در ديدار با «رونالد استورس» رئيس دفتر شرقى سفارت انگلستان گفت: اگر وضعيتى پيش آيد كه مجبور شويم از سرزمين خود دفاع كنيم در صورتى كه ناوگان دريايى انگلستان از بمباران سواحل ما و پياده كردن نيرو در سواحل حجاز جلوگيرى نمايد و به ما اجازه داده شود كه از بنادر سودان براى نقل و انتقالات خود استفاده كنيم، ما نيز متقابلاً براى رونق تجارت انگلستان تسهيلات لازم را فراهم مى كنيم و شما را بر هر قدرت ديگرى در اين منطقه ترجيح مى دهيم. پاسخ مقامات انگليسى با آن كه دوپهلو بود «عبدالله» را نوميد نكرد و منتظر فرصتى ديگر بود تا نفوذ اربابان عثمانى را در قلمرو حجاز از ميان بردارد.
سه ماهه اول جنگ جهانى اول كه در ماه اوت ۱۹۱۴ آغاز شد فرصت هاى بى سابقه اى را فراهم نمود كه «شريف حسين» بلندپرواز خواب آن را هم نمى ديد.
مى دانيم كه عثمانى با آن كه متحد امپراتورى آلمان بود به محض آغاز جنگ وارد عرصه كارزار نشد و دولت هاى اروپايى هنوز اميدوار بودند كه عثمانى برسر عقل آيد و وارد جنگ نشود اما «انورپاشا» در ماه نوامبر ۱۹۱۴ با وجود مخالفت بسيارى از اعضاى كابينه وزرا در پى قرارداد محرمانه اى كه با آلمان ها بسته بود وارد جنگ شد.
در اين هنگام از سوى KICHENER سردار معروف مستعمراتى انگليس كه نهضت «مهدى سودانى» را سركوب كرد، سال ها فرمانرواى مصر بود و اينك وزارت جنگ انگلستان را در اختيار داشت چندين پيام براى «شريف حسين» فرستاده شد.
نامه هاى «لرد كيچنر» وزير جنگ بريتانيا، تضمين كننده استقلال منطقه تحت نفوذ «شريف حسين » بود. «كيچنر» به ويژه تعهد كرده بود كه از قلمرو شريف در برابر هجوم بيگانگان به ويژه نيروهاى عثمانى دفاع كند.
در آن هنگام چنين پيامى از سوى وزير جنگ انگلستان دستاورد بزرگى محسوب مى شد.
«حسين» كه هشت ماه پيش از دولت انگلستان شش مسلسل خواسته بود و انگليس ها از قبول تقاضاى او خوددارى كرده بودند اينك در موقعيتى قرار گرفته بود كه از يك سو امپراتورى انگلستان يعنى مقتدرترين حكومت آن روز جهان و از سوى ديگر باب عالى (دربار عثمانى ) تقاضاى همپيمانى با او را داشتند. از همه مهم تر اين كه عثمانى همپيمان آلمان بود و تقاضاى عثمانى يعنى تقاضاى امپراتورى آلمان!
«حسين » بر سر دوراهى
با وجود اين كه اين پيشنهادها براى «حسين» موقعيتى ممتاز و فرصتى مناسب فراهم آورده بود تا جاه طلبى هاى خود را ارضا كند در عين حال بر سر دوراهى قرار گرفته بود. «حسين» در پاسخ به وزير جنگ انگلستان در مورد بيطرفى خود در اين كشمكش به دولت انگلستان اطمينان خاطر داد و اظهار تأسف كرد و نوشت: «به علت وضعيت سياسى موجود در حجاز و موقعيت خانوادگى من در جهان اسلام توانايى آن را ندارم و نمى توانم با دربار عثمانى پيمان شكنى كنم».
توصيه پسر؛ تغيير عقيده پدر
در تابستان ۱۹۱۵ «عبدالله» با توجه به شرايط موجود، پدرش «حسين» را متقاعد كرد كه لحظه بهره بردارى از يك پيمان نظامى فرا رسيده است.
در اين ميان دو انجمن مخفى به نام «الفتات» و «العهد» نيز در تماس با «حسين» قول داده بودند كه با پشتيبانى افسران عرب ارتش عثمانى كه در سوريه مستقر شده اند در صورت لزوم مى توانند دست به شورش زده و در مورد تشكيل يك امپراتورى بزرگ عربى با بريتانيا وارد مذاكره شوند.
امپراتورى رؤيايى اينان قلمرو گسترده اى بود از آسياى صغير تا اقيانوس هند از يك سو و از مرزهاى ايران تا درياى مديترانه از سوى ديگر. در دوازدهم ماه جولاى ۱۹۱۵ مدت زمان كوتاهى پس از آمدن هيأتى از سوى انجمن هاى مخفى به عربستان و همپيمان شدن آنها با «شريف حسين» فرستاده ويژه فرمانرواى حجاز براى تحويل گرفتن اسلحه و ساز و برگ وارد سودان شد (در آن تاريخ سودان مستعمره انگلستان بود). دو روز بعد «عبدالله» از سوى پدرش نامه اى براى «استورز» ارسال نمود و بدين ترتيب براى نخستين بار مكاتبات رسمى بر سر مسائل مورد علاقه طرفين آغاز شد و دولت انگلستان جهت تمركز امور، هيأتى را تحت نظر مك ماهون Mc Mahon سياستمدار معروف انگليسى به خاورميانه اعزام نمود.
رؤياى امپراتورى بزرگ عرب
با اين مقدمات تشكيل يك امپراتورى بزرگ عرب همواره «حسين» را وسوسه مى كرد كه وى ديگر نقش خود را فراتر از سرزمين كوچك حجاز مى ديد و نه تنها عربستان بلكه پادشاهى تمامى ممالك عربى خاورميانه را از آن خود مى دانست.
350670.jpg
«حسين» براثر چنين آرمان هايى در رابطه با تشكيل اتحاد «آنگلو ـ عرب» اقدام به تهيه و ارائه يك فهرست بلندبالا نمود كه در آن شرايط مدنظر خود را يادآور شده بود.
در اين هنگام مقامات عالى تصميم گيرنده در دولت و پارلمان انگلستان با بى ميلى سرگرم بررسى مسأله تجزيه امپراتورى عثمانى بودند. در عين حال مسأله پيچيده اتحاد اعراب خاورميانه و تشكيل يك امپراتورى عربى براى مقامات انگليسى قابل هضم نبود.
پاسخ مك ماهون به «حسين»
«مك ماهون» در پاسخ درخواست هاى پياپى «حسين» نامه اى براى او فرستاد كه خلاصه آن چنين بود:
۱ـ دولت بريتانياى كبير در چارچوب محدود شده اى به «شريف حسين» فرمانرواى حجاز براى ايجاد يك حكومت خودمختار عربى كمك كرده و از آن حمايت مى كند.
۲ـ بريتانياى كبير حفاظت از اماكن مقدسه را در برابر يورش هاى احتمالى دشمنان تضمين مى نمايد.
۳ـ بريتانياى كبير در صورتى كه شرايط مقتضى باشد اعراب را در تشكيل يك حكومت جديد يارى مى كند.
۴ـ اعراب متقابلاً مى بايست دربرابر حمايت بريتانياى كبير در صورت نياز به مشاور خارجى از مشاوران انگليسى استفاده نمايند.
اما «مك ماهون»كه رئيس و نماينده تام الاختيار دولت انگلستان در مذاكره با اعراب بود در نامه خود تمامى حقيقت را بازگو نكرده بود. زيرا «مك ماهون» با آن كه نماينده تام الاختيار بود اين نكته از سوى «سرادوارد گرى» نخست وزير انگلستان به او ديكته شده بود كه:
«از دادن هر گونه امتيازى به اعراب مگر در شرايط ويژه كه كاملاً همسو با منافع انگلستان باشد » نامه نماينده تام الاختيار انگلستان با آن كه سرشار از اما و اگر و محدوديت ها بود، مايه تسلى خاطر «شريف حسين» شد و فرصت پيش آمده را بهترين موقعيت براى تحقق آرزوهاى بلندپروازانه اش تلقى كرد و در پنجم نوامبر ۱۹۱۵ موافقت خود را اعلام نمود.
البته از همان آغاز نواحى «مرسين» و «اسكندرخان» و بخش هايى از نواحى ساحلى سوريه شمالى مستثنى شده بود.
«شريف حسين» به خاطر جلب موافقت انگليسى ها در فهرست تعهدات خود حفظ منافع انگلستان را در ولايات بغداد و بصره تضمين كرده بود.
از آنجا كه حفظ منافع فرانسه به عنوان متحد انگلستان حائز اهميت بود، ميان فرانسه و انگلستان مذاكرات محرمانه اى صورت گرفت و اين مذاكرات در ماه مه سال ۱۹۱۶ منجر به توافقنامه «سايكس پيكو» شد كه شرح آن در شماره هاى پيشين از نظر خوانندگان گذشته است.
طبق اين توافقنامه محرمانه، سواحل شمالى سوريه، حمص، حماء و حلب به فرانسه تعلق مى گرفت و انگلستان ايالت بغداد، بصره را در بين النهرين و «حيفا» و «عكا» را در فلسطين اشغال مى كرد.
«هلال سبز» يا «هلال حاصلخيز» و صحراى سوريه نيز به دو قسمت تقسيم مى شد كه در هر يك يك دولت عرب يا اتحاديه اى از دولت هاى عرب ايجاد مى شد كه يكى تحت نظارت انگلستان و ديگرى زير نظر انگلستان بود.
بديهى است كه چنين قرارداد محرمانه اى رؤياهاى «شريف حسين» را در هم مى ريخت ليكن اعراب فريب خورده بى خبر از زد و بندهاى پشت پرده در ژوئن سال ۱۹۱۶ عليه امپراتورى عثمانى قيام كردند.
ادامه دارد...
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 12:44  توسط جهانشاهی  | 

قانون اساسى‏جمهورى اسلامى ايران، به مجلس شوراى اسلامى وظايف و اختياراتى واگذاركرده است كه در اينجا به مهم‏ترين آنها اشاره مى‏شود.

  1 - وضع و تفسير قوانين عادى قانونگذارى در نظام جمهورى اسلامى ايران‏جز در مواردى اندك كه مجمع تشخيص مصلحت نظام وضع مى‏كند، حقّ‏انحصارى مجلس شوراى اسلامى است. اصل 71 :مجلس در عموم مسائل در حدود مقرّر در قانون اساسى‏مى‏تواند قانون وضع كند. افزون بر قانونگذارى، شرح و تفسير قوانين عادّى نيز از جمله‏وظايف مجلس شوراى اسلامى است. اصل 73 :شرح و تفسير قوانين عادّى در صلاحيّت مجلس شوراى اسلامى است.
2 - نظارت و ارزيابى‏ ارزيابى و نظارت بر امور كشور يكى ديگر از وظايف عمده مجلس شوراى اسلامى است. اين گونه نظارت از يك طرف بيان كننده رابطه اين قوّه با قوّه مجريه واز طرف ديگر، از نمودهاى آشكار اعمال حاكميّت مردم در نظام جمهورى اسلامى‏ايران است. 

 الف)نظارت استطلاعى: نظارت استطلاعى بدين معنا است كه نمايندگان مردم‏در مجلس حق دارند از چگونگى روند كار نهادهاى اجرايى و قضائى اطلاع داشته‏باشند. اين آگاهى توسّط اطّلاعات مردمى، تذكّر، سؤال و تحقيق و تفحّص به دست‏مى‏آيد كه در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران پيش‏بينى شده است.مجلس حق تحقيق و تفحص در تمام امور كشور، حتى نهادهاى زير نظر رهبرى‏به استثناى نيروهاى مسلح را دارد.  اصل 78 :مجلس شوراى اسلامى حقّ تحقيق و تفحّص در تمام اموركشور را دارد.
ب) نظارت استصوابى: كه يك اصطلاح فقهى است - درمقابل نظارت استطلاعى به كار مى‏رود. نظارت استصوابى، يعنى اينكه برخى اعمال‏حقوقى زيرنظر مستقيم و با تصويب و صلاحديد ناظر انجام مى‏گيرد و بدون‏موافقت ناظر اعتبار قانونى ندارد. اين موارد عبارتند از:
اول - نظارت تأسيسى: يك نوع نظارت استصوابى مجلس شوراى اسلامى بر قوّه‏مجريه، نظارت تأسيسى بر شروع كار دولت است؛ بدين معنا كه رئيس جمهور پس‏از انتخاب وزيران و پيش از هر گونه اقدامى بايد براى تك‏تك آنان رأى اعتمادمجلس را به دست آورد. به عبارت ديگر، نمايندگان مجلس بايد بر تشكيل دولت‏نظارت داشته باشند و با توجّه به برنامه‏هاى هر يك از افراد معرّفى شده،شايستگى‏هاى اخلاقى، عملى و تجربى و صلاحيتهاى علمى به آنان رأى مثبت يامنفى بدهند.
دوم - نظارت سياسى: مجلس همواره رفتار و كردار سياسى اعضاى قوّه مجريه رازيرنظر دارد. اين نوع نظارت ناشى از مسؤوليّت رئيس جمهور، هيأت وزيران و يا هريك از وزيران به طور جداگانه در برابر مجلس است كه در اصول 134، 122 و 137قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران به آن اشاره شده است.
سوم - نظارت مالى: نظارت مالى مجلس بر قوّه مجريه به دو شكل صورت‏مى‏گيرد: اوّل، تصويب بودجه كه بر اساس اصل 52 قانون اساسى انجام مى‏شود. به‏موجب اين اصل، بودجه سالانه كشور پس از تهيّه و تصويب در هيأت دولت، براى‏تصويب نهايى به مجلس فرستاده مى‏شود. دوّم، نظارت بر اجراى دقيق بودجه‏سالانه كه از طريق ديوان محاسبات انجام مى‏شود. به موجب اصول 54 و 55 قانون‏اساسى، ديوان محاسبات كشور زيرنظر مستقيم مجلس شوراى اسلامى تشكيل‏مى‏گردد. اين ديوان بر همه حسابهاى وزارتخانه‏ها، مؤسسه‏ها، شركت‏هاى دولتى وديگر دستگاه‏ها، كه از بودجه كشور استفاده مى‏كنند، رسيدگى مى‏كند تا هيچ‏هزينه‏اى از اعتبارات مصوّب تجاوز نكند و هر بودجه‏اى در محل خود به مصرف‏رسد.
ديوان محاسبات حسابها، اسناد و مدارك مربوطه را برابر قانون جمع‏آورى وگزارش تفريغ يودجه هر سال را به انضمام نظرات خود به مجلس شوراى اسلامى‏تسليم مى‏نمايد.
البته اصول 54 و 55 مذكور در مورد تصويب گزارش تفريغ بودجه ساكت است، امّااين گزارش در حال حاضر به تصويب نمايندگان مى‏رسد.
چهارم - موارد ديگر: علاوه بر موارد فوق، تمام عهدنامه‏ها، مقاوله‏نامه‏ها،قراردادها و موافقت‏نامه‏هاى بين‏المللى  اصلاحات جزئى مرزها،  برقرارى حكومت‏نظامى و محدوديّت‏هاى زمان جنگ و شرايط اضطرارى،  دريافت و اعطاى وام ياكمك‏هاى بدون عوض داخلى و خارجى از طرف دولت،  استخدام كارشناسان‏خارجى در موارد ضرورى،  انتقال بناها و اموال دولتى كه از نفايس ملى باشد؛  وتصويب صلح دعاوى يا ارجاع آنها به داورى درباره اموال عمومى و دولتى درجايى كه طرف دعوا خارجى باشد و موارد مهم داخلى،  بايد به تصويب مجلس‏شوراى ملى برسد.
از اين رو، اين موارد نيز جزو نظارت استصوابى مجلس مى‏باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 15:46  توسط جهانشاهی  | 

شهرستان رودبار در مختصات جغرافیایی ۳۶ درجه و ۳۲ دقیقه تا ۳۷ درجه و ۷ دقیقه ازخط استوا و ۴۹ درجه و ۱۱ دقیقه تا ۵۰ درجه ۵ دقیقه طول شرقی از نصف النهار مبداء واقع شده‌است.

شهرستان رودبار درکرانه سفيدرود و در منطقه‌ای کوهستانی قرار گرفته‌است و آب و هوای آن تحت تاثیر هوای خشک و نیمه خشک ناحیه مرکزی قراردارد از نظر آب و هوایی این منطقه به ویژه شهر زیبای رودبار دارای آب و هوای مدیترانه‌ای می‌باشند و رویش درختان زیتون در این منطقه گواه موضوع است. این منطقه درمسیر بادهای دایمی دره سفید رود قرارگرفته که بادهای منجیل آن معروف است.

اقتصاد این منطقه بعلت شرایط خاص اقلیمی بر پایه کشاورزی و دامداری استوار است. مهم‌ترین محصول آن زیتون می‌باشد که عمده ترین محصول کشاورزی شهرستان بوده و دارای فرآورده‌های بسیاری چون روغن زیتون و صابون است

طبق آخرين سرشماري سال ۱۳۸۵ شهرستان رودبار شامل ۲۷۹۰۲ خانوار و جمعيت ۱۰۱۸۸۴ نفر ميباشد كه ۵۰۳۱۸ نفر آن مرد و ۵۱۵۶۶ نفر زن ميباشد .

بخش شهر دهستان آبادي
رحمت آبادوبلوكات

63

رحمت آبادوبلوكات   بلوكات 19
رحمت آبادوبلوكات   دشتويل 24
رحمت آبادوبلوكات   رحمت آباد 19
رحمت آبادوبلوكات توتكابن    
عمارلو

27

عمارلو   جيرنده 17
عمارلو   كليشم 9
عمارلو جيرنده    
مركزئ

44 

   
مركزئ   رستم آبادجنوبي 11
مركزئ   رستم آبادشمالي 13
مركزئ   كلشتر 16
مركزئ لوشان    
مركزئ رودبار    
مركزئ منجيل    
مركزئ رستم آباد    
خورگام

39

 

 

خورگام   خورگام 30
خورگام   دلفك 8
خورگام بره سر    

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 15:34  توسط جهانشاهی  | 

 
با افزايش تقاضا، نياز کشورها به ماشين آلات جديد مطابق فناوري هاي روز دنيا که بتواند سرعت کار و کيفيت کالاهاي عرضه شده را به ميزان قابل توجهي ارتقا دهد نيز افزايش خواهد يافت. در اين ميان ، کشورهاي صنعتي بااختصاص بودجه هاي بالا به اين هدف دست خواهند يافت.
 

 علاوه بر اين ، چنين کشورهايي با فروش ماشين آلات خود به کشورهاي ديگر آنها را از ميدان رقابت خارج و به خود وابسته مي کنند.دستگاه هاي توليد انواع قالب ؛ قطعه ، اسکن و اندازه گيري دقيق و دستگاه برش از جمله اين ماشين آلات هستند که کشور ما براي تامين اين دستگاه ها به کشورهاي اروپايي و آسياي شرقي وابسته است.

با توجه به نياز کشور در زمينه تامين نيازمندي هاي بخش صنعتي محققان جوان کشورمان موفق به اجراي طرحي شده اند که مي تواند پاسخگوي بسياري از نيازها در بخش صنعتي باشد و نقش مهمي در کاهش وابستگي ها به کشورهاي صنعتي داشته باشد.

هدف از طراحي و ساخت دستگاه اسکنر 3بعدي ، انجام تحقيقاتي درباره انواع کنترلرها و ماشين آلات صنايع ابزار دقيق و همچنين سهولت انجام فرآيند ماشينکاري با حداکثر سرعت و کيفيت است.

اين دستگاه به يک حسگر فاصله ياب ليزري بسيار دقيق مجهز است که به نرم افزار ماشين اين امکان را مي دهد تا از اسکن سطوح انواع قطعه و قالب هاي صنعتي به ابري از نقاط برسد و از اتصال نقاط متراکم به يک مدل حجم دار و 3بعدي دست يابد.

بر اين اساس ، مهندسان و طراحان صنعتي مي توانند مدل 3بعدي قطعه اسکن شده را در انواع نرم افزارها، اصلاح يا به طور مستقيم به دستورات ماشينکاري تبديل کنند و فرآيند مهندسي معکوس يا به عبارتي کپي گرفتن از قطعه يا قالب را بسادگي انجام دهند. بنابراين مي توان گفت طراحي و ساخت اسکنر 3بعدي روشي عملي براي تشخيص برخوردهاي احتمالي و مخرب بين ابزار و قطعه کار است .

مرکزياب هوشمند

به گفته حسين زيبادل ، مجري اين طرح که به رتبه دوم پژوهش هاي کاربردي در گروه تخصصي برق و کامپيوتر نهمين جشنواره جوان خوارزمي انتخاب شد، وزن اين ماشين حدود 190کيلوگرم و مرکب از قطعات آلومينيومي و آهني است و با توجه به اين که محاسبه اصولي انبساطي و انقباضي در طراحي ماشين رعايت شده است ، دقت دستگاه تحت تاثير شرايط دمايي قرار نمي گيرد. علاوه بر اين ، در اين گونه ماشين آلات رفع تنش در حين کار با دستگاه بسيار مهم است که با طراحي و ساخت استاندارد سازه ها و قراردادن لرزه گيرهاي مناسب در دستگاه ، تنش در اين اسکنر 3بعدي به حداقل رسيده است.

تمامي اشکال هندسي و مرکب را مي توان از اتصال خطوط به يکديگر ساخت و حتي اشکال هندسي مانند کره و هرم نيز از اين قاعده مستثني نخواهند بود. اما هر چه پيوستگي خطوط بيشتر باشد، شکل موردنظر نيز صاف تر و دقيق تر خواهد بود. در اين سيستم ، يافتن نقطه شروع کار روي قطعه آماده تراش به صورت کاملا هوشمند و خودکار انجام مي شود. اين فرآيند به گونه اي طراحي شده است که به دستگاه اين قابليت را مي دهد تا به صورت خودکار قطعه آماده تراش را در هر نقطه اي از ميز کار پيدا کند و بدون نياز به تنظيمات کاربر به محل شروع کار يا همان منطقه صفر رود و آماده تراش شود.

فرآيند انجام کار به اين صورت است که يک بار سطح ميز با يک حسگر فاصله ياب ليزري بسيار دقيق اسکن مي شود و قسمت هايي که فاصله آن از حداکثر ارتفاع گيره بيشتر شود، به عنوان محدوده کار در نظر گرفته مي شود. در صنعت ماشينکاري ، تنظيم موقعيت اوليه ابزار روي يک قطعه کار، از مشکل ترين و وقتگيرترين قسمت هاي ماشينکاري به شمار مي آيد؛ اما اين روش بسادگي اين مشکل را از ميان برمي دارد و در نتيجه سبب افزايش و بهبود عملکرد ماشين مي شود. اين روش براي نخستين بار در مختصات يابي استفاده شده است و به همين علت در سازمان ثبت اختراعات کشور به ثبت رسانده شده است.

شبيه سازي 3 بعدي

به گفته محمد کفش دوزي ، از ديگر محققان اين طرح ، يکي از مهم ترين توانايي هاي ماشين طراحي شده ويژگي هاي قطعات اسکن شده در اين ماشين است . اين دستگاه توانايي اسکن سه بعدي قطعات را نيز دارد. يعني وقتي قطعه موردنظر روي ميز کار ماشين قرار مي گيرد، ماشين به صورت خودکار سطح قطعه را اسکن مي کند و مدلي از قطعه اسکن شده را به صورت سه بعدي در نمايشگر رايانه نمايش مي دهد. همچنين مي توان اين مدل سه بعدي را براي مراحل مختلف ماشين کاري آماده ساخت.

اين روش اسکن نخستين بار از سوي سازمان فضايي امريکا براي اسکن سطح کرات و اجرام آسماني مورد استفاده قرار گرفت ، به گونه اي که کوه ها و دره ها را به صورت سه بعدي در رايانه شبيه سازي مي کند و اسکن قطعات در دستگاه طراحي شده نيز براساس همين روش انجام مي شود.

بنابراين ، امکان نمايش کليه حرکات ماشين ، محورها و حتي ابزار روي کار و نحوه براده برداري با تمام جزييات به صورت شبيه سازي شده در محيط سه بعدي نرم افزار وجود دارد. در نتيجه مي توان به صورت کاملا همزمان عمليات ماشينکاري ، حرکت محورهاي ماشين و مسير ماشينکاري راهم روي ماشين و هم به صورت شبيه سازي شده روي مونيتور مشاهده کرد.

استفاده از يک ماشين تراش مجازي در نرم افزار اين دستگاه ، اين امکان را براي کاربران فراهم کرده است تا بدون نياز به دستگاه هاي گران قيمت بتوان برنامه نويسي و ماشينکاري نوين را در منزل و رايانه شخصي تجربه کرده و روش خروجي گرفتن از قطعات طراحي شده را بياموزند. در اين نرم افزار، حرکت محورها و برخورد ابزار با قطعه بسته شده به گيره کاملا با حقيقت مطابقت دارد و مي تواند يک بسته آموزشي جامع به شمار آيد.

اجراي دستورات صوتي

به گفته اين دو محقق جوان ، نرم افزار اين ماشين از يک محيط کاملا 3بعدي برخوردار است و کنترل تمام قسمت هاي ماشين با نرم افزار در اختيار کاربر خواهد بود. علاوه براين ، دستگاه مجهز به سيستم زمان پذيري صوتي است که کنترل فرآيند کار از طريق دستورات صوتي کاربر را نيز ممکن مي کند. علاوه بر اين ، سرعت پيش روي نيز متناسب با جنس قطعه کار آماده تراش محاسبه مي شود که از ديگر ويژگي هاي بخش نرم افزاري در نظر گرفته شده براي سيستم طراحي شده است و انجام کار را بمراتب ساده تر، سريع تر و مطمئن تر کرده است.

در بخش کپي برداري از قطعه ، به صورت نقطه اي و از طريق تابش امواج ليزري ، نور به قطعه مورد نظر تابانده و بازتاب آن به ليزر در هر نقطه از قطعه محاسبه مي شود، با کنار هم قرار دادن اين فواصل ، مدل 3بعدي تهيه و با انتقال آن به دستگاه ، قالب مورد نظر ساخته مي شود. اين طرح سرعت قالب سازي را تا چند برابر افزايش مي دهد. با توجه به وقتگير بودن طراحي قطعه در صنعت ، اجراي اين طرح تحقيقاتي مي تواند بسياري از محدوديت هايي را که در گذشته در اين زمينه وجود داشته است ، از ميان بردارد. اگر لازم باشد در مدت يک هفته قالب يک قطعه را بسازيم ، اين کار تنها از طريق مهندسي معکوس انجام خواهد شد و با انجام طراحي اين زمان بمراتب افزايش خواهد يافت . قطعه و قالب سازي مهم ترين بستر صنعت يک کشور هستند. قطعه سازي فقط با ساخت قطعات خودرو ختم نمي شود. متاسفانه صنعت ايران در اين زمينه خيلي ضعيف است . حتي ما گوشي تلفن همراه توليد نمي کنيم . البته نه به خاطر اين که توانايي آن را نداريم ، بلکه به اين دليل که تاکنون به اين بخش از صنعت زياد بها داده نشده است.

مهندسي معکوس

از قابليت اسکن قطعات با ليزر فاصله ياب به عنوان مهندسي معکوس صحبت مي شود. که اين امکان را براي نرم افزار ماشين فراهم مي کند تا از اتصال نقاط به هم پيوسته اسکن شده ، ابري از نقاط را تشکيل مي دهد که در حقيقت همان مدل اسکن شده قطعه مورد نظر خواهد بود. پس از تبديل اين مجموعه تراکم نقاط به سطح مي توان آن را با فرمت استاندارد براي انواع نرم افزارها مانند تري ري استوديو و اتوکد خروجي گرفت . سپس مي توان مجددا مدل اسکن شده را اصلاح يا آن را مستقيم به دستورات ماشينکاري تبديل کرد و به اين ترتيب از قطعه يک کپي تهيه کرد.

دقت اسکن و ميزان تراکم نقاط و صافي سطح از طريق نرم افزار قابل تنظيم است.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 15:18  توسط جهانشاهی  | 

 
طهماسب مظاهري رئيس کل بانک مرکزي در مورد چگونگي تغيير نرخ سود بانکي در سال آينده، گفت: بانک مرکزي مشغول سازماندهي نرخ سود بانکي براي سال 87 است.
 

رئيس کل بانک مرکزي افزود: بر همين اساس، در صورت موافقت دولت، ضوابط تعيين نرخ سود بانکي براي تمام بانکها اعم از دولتي و خصوصي اصلاح مي شود.

وي همچنين از طراحي ضوابط منسجمي در اين خصوص توسط بانک مرکزي خبر داد و گفت: در صورت تصويب آن، تمام بانکهاي کشور موظف هستند از ابتداي سال آينده براساس ضوابط جديد عمل کنند.

در همين حال، معاون اقتصادي وزارت امور اقتصادي و دارايي هم در مورد تصميم گيري براي نرخ سود بانکي براي سال آتي، گفت: با تغيير و تحولات پيش بيني شده در نظام بانکي کشور، فضاي بحث در مورد نرخ سود بانکي تغيير مي کند.

به گزارش مهر ، محمد زاهدي وفا ادامه داد: به عبارت ديگر بحث کردن در مورد اين موضوع به صورت گذشته که آيا نرخ سود بانکي تغيير خواهد کرد يا خير، نخواهد بود؟ يعني بين فعاليتهاي قرض الحسنه و سرمايه گذاري بانکها، تفکيک صورت خواهد گرفت.

منطقي کردن نرخ سود تسهيلات بانکي متناسب با نرخ بازدهي در بخشهاي مختلف اقتصادي (‌با تاکيد برنظام بانکداري اسلامي) امري ضروري براي اقتصاد ايران بوده و هدف مقدسي ارزيابي مي‌شود.

تعيين نرخ سود بانکي در بهار سال گذشته به چالشي بين مقامات بانک مرکزي، وزارت صنايع و معادن و ساير مسئولان دولتي تبديل شده بود.

برهمين اساس، در جلسه ابتداي سالجاري شوراي پول و اعتبار بانکها کشور با ارائه گزارشي، وضعيت اقتصادي کشور را براي کاهش نرخ سود بانکي نامناسب دانستند.

کاهش درآمدهاي بانکي، کاهش حاشيه سود و سودآوري بانکها، افزايش هزينه‌هاي مبادله، افزايش رانت اقتصادي و افزايش ميزان مطالبات سررسيد گذشته و معوق بانک‌ا، از جمله مهمترين  آثار و تبعات منفي کاهش نرخ سود بانکي از سوي بانکها عنوان شده بود.

به تبع آن، شوراي پول و اعتبار نيز در جلسه اول ارديبهشت خود راي به تثبيت نرخ سود بانکي در سالجاري داد. اما اين تصميم 24 ساعت بعد به يکباره تغيير کرد.

سخنگوي دولت در خبري اعلام کرد: براساس ماده دو آئين‌نامه اعطاي تسهيلات بانکي مصوب ‌14/10/62 هيئت وزيران و اصلاحي ‌12 خرداد ‌1372 نرخ سود بانکي بايد به تائيد رئيس‌جمهوري برسد تا نهايي شود. اين مسئله در نهايت موجب آن شد که  نرخ سود بانکهاي دولتي و خصوصي از 14 و 17 درصد به 12 و 13 درصد کاهش يابد.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 15:10  توسط جهانشاهی  | 

 
 شايد برايتان پيش آمده باشد که مثلا در مکان جديدي مشغول کار شده ايد و تمايل پيدا کنيد با يکي از همکاران که بيشتر به دلتان نشسته دوست شويد، اما همکاري ديگري که توجهي به او نداشته ايد به سمت شما جذب شود و بخواهد با شما دوستي کند. شايد هم مشابه اين اتفاق در مهماني يا مکان ديگري برايتان رخ داده باشد.
 


اگر چه عوامل زيادي در جذب شدن افراد به سمت يکديگر موثرند، اما در اينجا مي خواهيم درباره يکي از مهم ترين آنها که بارها تجربه شده با شما گفتگو و ابعاد آن را کمي باز کنيم .

گفته مي شود اين عامل موثر در موفقيت ، در ديگر مسائل زندگي نظير تصميم گيري ها، انتخاب هاي صحيح ، رضايت از زندگي ، روابط موفق و بسياري زمينه هاي ديگر نيز تاثير زيادي دارد و ما مي کوشيم اشاره اي کوتاه به همه ابعاد آن داشته باشيم .

عامل مهمي که از آن ياد کرديم عبارت است از خودباوري . تاکنون درباره خودباوري زياد صحبت شده ، اما هنوز شناخت درستي از معناي آن وجود ندارد. برخي گمان مي کنند خودباوري يعني خودپسندي و حتي از خود متشکر بودن . بعضي ديگر خودباوري را به معني باور داشتن و قبول داشتن خود در نظر مي گيرند؛ اما خودباوري معنايي وسيع تر و کامل تر دارد که نبايد با خودشيفتگي که نوعي اختلال است ، اشتباه شود.

خودباوري يا خودپسندي؟

به طور خلاصه ، خودباوري عبارت است از اين که خود را فردي شايسته رويارويي با مسائل و مشکلات زندگي و نيز لايق شادي ها و موفقيت ها بدانيم ، يعني خودباوري از دو جزء تشکيل شده : قسمت اول که کارآمدي شخصي ناميده مي شود و به اين معناست که به توانايي خود براي ياد گرفتن ، انتخاب کردن و تصميم گيري مناسب اعتماد و اطمينان داريم و جزو دوم يا عزت نفس ، بدين مفهوم است که موفقيت ، دوستي ، احترام ، عشق ، شاد بودن و رضايت را حق خود بدانيم.

روان شناسان معتقدند خودباوري براي رشد و تکامل متعامل و سالم انسان بسيار ضروري است و بدون خودباوري ، رشد روانشناختي در مراحل اوليه متوقف مي شود.

بدون خودباوري فرد حالت شخص بيگانه اي دارد که در منزل کسي ديگر زندگي مي کند. او نمي داند چه چيزي را انتخاب کند يا چه تصميمي بگيرد و وقتي کسي از اهالي منزل او را دوست بدارد يا به او احترام بگذارد، گمان مي کند اين دوست داشتن و احترام متعلق به او نيست ، بلکه متعلق به کس ديگر است و او لايق آن نيست نوعي حالت بلاتکليفي و خود نبودن به اوست دست مي دهد و به همين دليل است که براي کساني که خودباوري پاييني دارند مشکلات زندگي مثل غول وحشت آوري جلوه مي کند يا انعطاف پذيري آنها در برابر مشکلات بشدت کم است و اغلب به جاي آن که به دنبال کسب موفقيت و کاميابي باشند تنها تلاششان اين است که از درد و رنج فرار کنند.

خودباوري ، خودباوري پايين

افرادي با خودباوري پايين ، اغلب نياز دارند خود را براي ديگران اثبات کنند. آنها به نوعي زندگي مکانيکي و ناآگاهانه تن مي دهند تا خود حقيقي شان را فراموش کنند. آرزوهاي آنها کوچک و پيش پاافتاده است و مدام از خود مي پرسند چرا اصلا زنده اند و به چه دردي مي خورند.

افرادي که خودباوري بالا دارند براي مبارزه در جهت رسيدن به اهداف و مقابله با مشکلات آماده اند و پس از شکست هم سريع تر خود را بازيافته و انرژي لازم براي آغاز دوباره را به دست مي آورند. آنها صادق تر و روراست تر و در روابط سازگارترند و چون عقايد خود را ارزشمند مي دانند از ابراز آنها واهمه ندارند و به روابطي مبهم و همراه با دورويي و حيله رو نمي آورند.

وقتي فردي فقط خود و عقايد و رفتار و ارزش ها و ايده آل هاي خود را مي ستايد و ديگران برايش اهميتي ندارند، نمي توانيم بگوييم خودباوريش بالاست . چنين فردي بيشتر خودشيفته است . در او جايي براي ديگران يا دوست داشتن ديگران وجود ندارد و خودباوري او سالم نيست ، بلکه نشان دهنده احساس حقارتي است پنهان و ناآشکار که با پوسته رضايت افراطي از خود پوشيده شده است . فرد خودشيفته نيز اکثرا تنهاست . او حتي اگر نتواند در رسيدن به خواسته ها و آرزوهايش موفقيت کسب کند در پر کردن خلاهاي عاطفي ، در لذت بردن از زندگي و برقراري روابط موثر توفيقي به دست نمي آورد.

خودباوري ، يک تجربه دروني

خودباوري ، يک تجربه دروني است که در عمق هستي هر فرد قرار دارد و با تصور ديگران درباره او ارتباطي ندارد. فرد ممکن است از عشق خانواده ، همسر و دوستان برخوردار باشد، ولي خود را دوست نداشته باشد. حتي مي تواند مورد تحسين وابستگان قرار گيرد، اما خود را بي ارزش بداند. ممکن است تصوير بظاهر درخشاني از اعتماد به نفس نشان دهد، به طوريکه همه را فريب دهد، اما در درون حس عميقي از عدم شايستگي و بي کفايتي داشته باشد. مي تواند انتظارات ديگران را برآورده کند، ولي براي خود ناتوان باشد. حتي مي تواند مورد ستايش ميليون ها نفر قرار گيرد اما هر روز صبح با احساس بيمارگونه پوچي از خواب بيدار شود و زندگي کسالت باري داشته باشد.

بنابراين تشخيص اين که خودباوري ما در چه سطحي است کار ساده اي نيست . به همين دليل براي اين که بتوانيم خودباوري خود را بهتر و بيشتر بشناسيم ارکان ششگانه آن را کمي بازتر مي کنيم:

آگاهانه زندگي کردن

گزارش زيادي موجود است که نشان مي دهد زناني هستند که با دانستن خيانت همسر يا انحرافات اخلاقي او دست به انکار حقيقت مي زنند و ترجيح مي دهند به روي خود نياورند که شوهر آنها با زن ديگري در ارتباط است . همچنين زن هايي هستند که از ترس از دست دادن جايگاه خود نزد همسر و اطرافيان ، خود را به نفهميدن مي زنند، چون همسران آنها زن هايي با آگاهي بالا که قادر به درک وضعيت و نارسايي هاي موجود باشند را نمي پسندند. از مردها هم گزارش هاي بسياري در دست است که از ترس از دست دادن اقتدار در خانواده ، حاضر نيستند نسبت به آنچه در زندگي فرزندانشان مي گذرد آگاه شوند، چون آگاهي آنها مستلزم واکنشي است که تصور مي کنند منجر به خشم فرزندان مي شود و آنها را وادار مي کند رو در روي پدر بايستند و چون مي خواهند وجهه ظاهري خود را حفظ کنند آنقدر از واقعيات فرار مي کنند که در نهايت در محيط خانه خود منزوي و تنها مي شوند.

به اين ترتيب مي بينيم که بسياري از مردم طوري عمل مي کنند که انگارآگاهي ، نامطلوب است چرا که آگاهانه عمل کردن نياز به صرف تلاش بيشتر دارد و همچنين آگاهي بيشتر آنها را در تماس با حقايقي قرار مي دهد که ترجيح مي دهند با آنها مواجه نشوند. آگاهانه زيستن از اين ديدگاه يعني احترام گذاشتن به واقعيات بدون انکار يا فرار از آنها و شناخت از دنياي درون و بيرون و نيز تلاش براي درک دنياي پيرامون و تاثير آن بر ما.

خويشتن پذير بودن

خويشتن پذير بودن به معناي پذيرش افکار و احساسات خود است و در واقع نوعي احترام و همدلي نسبت به خود است ، حتي وقتي برخي اعمال و احساسات ما مورد پسند ديگران نيست.

در خويشتن پذيري مي دانيم افکار و اعمال و احساسات متعلق به ما هستند. آنها را انکار نکرده ، از آنها فرار نمي کنيم بلکه آنها را از آن خود مي دانيم و سپس به اصلاح آنها مي پردازيم . درست مانند مادري مهربان که فرزندان خود را دوست دارد و صرف نظر از رفتارهاي خوب يا بد آنان ، همه را جگرگوشه خود مي داند و سپس در درجه دوم به تربيت آنان مي پردازد.

خود مسئولي

خود مسوولي درک اين واقعيت است که ما مسوول گزينش ها و اعمال خود هستيم و هيچ کس ديگري قرار نيست شادماني يا زندگي خوب و خوشي براي ما به ارمغان بياورد؛ البته خود مسوولي به معناي پذيرش مسووليت مواردي که خارج از کنترل ما قرار دارند نيست ، يعني ما مسوول اعمال ديگران نيستيم ، بلکه تنها مسوول اعمال خود هستيم . بدين ترتيب خودمسوول يعني پذيرفتن مسووليت رسيدن به اهداف ، انتخاب ها، شيوه تعامل و رفتار با خود و ديگران و نظاير اينها.

خودتاييدي

خودتاييدي يعني احترام به خواست ها و نيازهاي خود، داشتن رفتار احترام آميز با خود و تمايل به اين که همان گونه باشيم که در حقيقت هستيم و بگذاريم ديگران هم خود واقعي ما را ببينند؛ همچنين خودتاييدي به اين معناست که براي جلب تاييد، حمايت يا خوشايند کسي ، ارزش ها و باورها و اداراکات خود را به گونه اي ديگر جلوه ندهيم . خودتاييدي سالم ، خشن ، انتقادآميز يا طعنه زننده نيست. برعکس ، چنين رفتارهايي نشان دهنده خودباوري پايين هستند.

هدفمند زيستن

در صورت ندانستن هدف ، انگيزه هاي لحظه اي يا اعمال غيرقابل کنترل يا تصادف و احتمال ، زندگي ما را هدايت مي کنند و اين نوع انفعال ، با تجربه خودباوري سازگار نيست .اگر خودباوري ما بالا باشد متوجه مي شويم کانون کنترل ما برزندگي ، به جاي اين که درجهان خارج قرار داشته باشد، در درون ما جاي دارد و اگر پايين باشد به صورت انفعالي با مسائل و مشکلات برخورد مي کند و کمتر پيش مي آيد که هدف مشخصي را براي خود تعيين کنيم و در راه رسيدن به آن ، به چالش بپردازيم.

صادقانه زيستن

زماني که به قول خود وفادارانه عمل مي کنيم و با ديگران روراست و صادقانه برخورد مي کنيم ، به نوعي خود اعتمادي مي رسيم که به خودتاييدي منجر مي شود؛ اما برعکس اگر با ديگران فريبکارانه ، غيرشرافتمدانه و با قصد سوئاستفاده برخورد کنيم ، احساسي به ما دست مي دهد که مخرب تر از تاييد نشدن است . در اين حالت ما خود را انکار مي کنيم و انکار خود، دشمن خودباوري است.

اينک با ارکان خودباوري آشنا شديم . نظريه پردازاني که درباره مفهوم خودباوري تحقيق مي کنند معتقدند خودباوري ديگر تنها يک نياز مهم رواني نيست ، بلکه در دنياي امروز، به صورت يک نياز اقتصادي درآمده که حتي براي احراز مشاغل ، مديريت و انجام بهينه ديگر امور ضرورت دارد. اين ضرورت را مي توان اين طور خلاصه کرد:آموختن اصول عملي و راه هايي که منجر به تقويت حس شايستگي و ارزشمندي مي شوند و اين لازمه زندگي در دنياي امروز است.

+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت 1:4  توسط جهانشاهی  | 

 
۱- اگر به راستى خواهان يك سازمان خلاق هستيد از خودتان سؤال كنيد، آيا آماده هستيد كاركنانتان با بيان ايده هاى خود سبب آزار شما شده و يا منشى شما با استدلال براى شما بيان كند كه نظرات او از شما هوشمندانه تر است پس در ابتدا در اين خصوص فكر كنيد.
۲- به اين موضوع توجه داشته باشيد كه شما داراى يك سازمان تقريباً خلاق هستيد. شما كاركنانى داريد كه قابليت هاى نهفته اى داشته و داراى ايده هاى فراوان هستند، آنها ايده هاى خود را به هنگام صرف ناهار، نوشيدن قهوه و چاى و يا در هنگام شست وشوى دست و صورت به يكديگر منتقل مى كنند و در صورتى كه به طور فعالانه در زمينه ارتقاى خلاقيت در سازمان تلاش نكنيد، تمامى اين ايده ها، هنگامى كه آنان به پشت ميز كارشان برمى گردند، فراموش خواهند شد.
۳- ايجاد امنيت نماييد. اين نكته اهميتى ندارد كه كاركنان سازمان شما چقدر خلاقند. بخاطر داشته باشيد در صورتى كه آنان اعتماد به مديريت شما نداشته باشند، ايده هاى خود را منتقل نخواهند كرد.
۴- شرايطى را در سازمان پديد آوريد تا ارتباطات تسهيل شده و ايده ها در سازمان به گردش درآيند و مديريت نيز با جديت آنان را تحويل گرفته و مورد بررسى قرار دهد و اين مى تواند از طريق سيستم مديريت ايده هاى شغلى انجام شود. همچنين مى توان در سازمان ديوار ثبت نظرات را ايجاد نمود تا هر كسى كه ايده اى به ذهنش مى رسد آن را با نام خود بر روى آن ثبت نمايد.
۵- شرايطى را ايجاد نماييد كه افراد در بيان ايده ها مشاركت نمايند. يك ايده اغلب نوك يك كوه يخ است كه اگر كاركنان با يكديگر همكارى نمايند اين ايده توسعه يافته و از يك ايده خوب به يك ايده بسيار ارزشمند تبديل خواهد شد.
۶- يقين حاصل نماييد كه تمامى كاركنان در كليه واحدهاى سازمان مى توانند در شركت دادن، ايده هاى خود و توسعه آنها مشاركت نمايند. اگر تصور مى كنيد تنها كاركنان بازاريابى قادرند در زمينه بازاريابى ايده هاى نو ارائه نمايند، تنها ايده هاى معمولى نصيبتان خواهد شد. شايد تعجب كنيد كه كاركنان حسابدارى، منابع انسانى و حتى كاركنان رستوران نيز مى توانند ايده هاى خوبى در زمينه بازاريابى ارائه نمايند.
۷- اگر كاركنان شما ايده هاى خوبى ارائه مى كنند به آنها پاداش دهيد و اين پاداش تنها پول نخواهد بود. دادن مرخصى، هدايا، گواهى و يا تشويق از طرف مديرعامل سازمان مى تواند بسيار ارزشمند باشد. البته پاداش ها مى توانند پول و يا حتى پول ناشى از به كارگيرى ايده ها باشد، بخصوص سهيم كردن كاركنان در منافع ناشى از به كارگيرى ايده ها بسيار مهم خواهد بود زيرا به جاى اين كه آنان در پى تخريب سازمان باشند به دنبال ارائه ايده هاى خوب و عملى ساختن آنها خواهند بود.
۸- هيچ گاه كاركنان را به خاطر ايده هاى نامناسب تنبيه نكنيد، حتى يك خنده ممكن است به طور جدى سبب كاهش اعتماد به نفس شخصى شود كه فردا مى تواند ايده اى بسيار عالى ارائه نمايد.
كاركنان خلاق در تمامى زمان ها داراى ايده هستند. گاهى اوقات بعضى از ايده هاى آنها نامناسب اند و بعضى اوقات بسيار هوشمندانه هستند لذا با تنبيه افراد خلاق اين ايده ها از دست خواهند رفت.
۹- خيلى بر روى تحقيقات و تحليل ها تكيه نكنيد، اگرچه آنها در جاى خود داراى ارزش بوده و واقعاً وجود آنها در قرن ۲۱ بسيار ضرورى است اما بزرگترين ايده ها معمولاً از طريق الهام به دست آمده اند.
۱۰- به خاطر داشته باشيد خلاقيت يك سرمايه گذارى بلندمدت است و منافع آن در كوتاه مدت به سازمان باز نمى گردد. اگر سازمان شما خلاق نيست، زمان خواهد برد تا كاركنان با روش هاى جديد فكر كردن آشنا شده تا نحوه رفتار و روش توليد كردن آنها تغيير كند. پس زمانى كه ايده ها به جريان افتد، آنها بايد به مرحله عمل برسند و اين نيازمند زمان است.
اما در گذر زمان نتايج و منافع اين سرمايه گذارى قابل توجه خواهد بود، لذا برخيز و براى رسيدن به اين هدف حركت كن.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 15:42  توسط جهانشاهی  |