.

اين مقاله به موضوع مهارت گوش دادن مي پردازد و اهميت و كاركرد آن را تشرح مي كند و نكاتي ساده براي بهبود و تقويت مهارت گوش دادن ارائه مي نمايد. آدمي در قرن حاضر به تواناييهاي متعددي نياز دارد كه هر كدام ميتواند به نوعي در روند زندگي و كار او تاثيرگذار باشد. از اين ميان، توانايي برقراري ارتباط و ايجاد مناسبات اجتماعي از جمله مهمترين مهارتهاست. همه ما در هر پست و منزلت شغلي، مطمئناً با افراد زيادي روبهرو هستيم كه شايد نيمي از زمان حضورمان در اجتماع به آنها اختصاص دارد و مهمترين پل ارتباطي ميان ما از طريق «گوش دادن» صورت ميگيرد.در مهارت گوش دادن چنان قدرتي نهفته است كه به واسطه آن ميتوان از بسياري از موانع گذشت، افراد زيادي را در اختيار داشت و در انزواي ناخواسته روزگار نو درگير نماند. در اين نوشته تلاش شده راهكارهايي در باب گوش دادن موثر بيان شود تا قدرت پنهاني اين مهارت آشكار گردد.هر نكته به شكلي بيان شده است كه شما ميتوانيد با توجه به نوع عملكرد خود در حين گوش دادن و شناسايي نقاط ضعفتان در اين زمينه، جملهاي را كه توجه به آن منجر به قوت توانايي گوش دادن در شما ميشود انتخاب كرده و روي يك برگه نوشته و در مكان مناسبي كه در معرض ديدتان باشد، قرار دهيد. به اين ترتيب با مراقبت از رفتارتان و توجه بر نكته ياد شده ميتوانيد به سرعت به مهارت گوش دادن در خود قوت بيشتري ببخشيد.در حالت كاملاً عادي، گوش كردن بيش از هر فعاليت ديگر زمان بيداري فرد را به خود اختصاص ميدهد. مطالعه بر روي افراد شاغل در زمينههاي متفاوت، نشان داده است كه 70 درصد لحظههاي بيداري افراد به برقراري ارتباط ميگذرد. از اين زمان نوشتن 9 درصد، مطالعه 16 درصد، صحبت كردن 30 درصد و گوش كردن 45 درصد را به خود اختصاص ميدهد. اما با اين وجود، متاسفانه فقط عده معدودي از افراد شنوندگان خوبي به شمار ميروند. محققان مدعياند كه حتي در سطوح اطلاعاتي خاص و وقتي كه شنونده براي كسب معلومات گوش ميدهد نيز 75 درصد ارتباط كلامي ناديده گرفته ميشود، اشتباه درك ميشود و يا به سرعت فراموش ميشود. توانايي گوش كردن، براي درك معناي عميق آنچه افراد ميگويند، از اين هم نادرتر است و شايد بر همين اساس بوده كه نقل ميكنند حضرت عيسي(ع) فرمود: اگر چه يك گوش تو كاملاً شنواست، اما گوش ديگرت ناشنواست.» بيشتر اوقات حرفهاي گوينده از يك گوش وارد ميشوند و از گوش ديگر خارج ميشوند. در جامعه ما يكي از دلايل عمده گوش كردن نامناسب، آن است كه بيشتر ما آموزش مقدماتي بسيار عميقي را براي گوش نكردن دريافت ميكنيم.در دوره پيشدبستان، تاكيد والدين به توجه نكردن به آنچه خوب نيست و در سالهاي اوليه تحصيل پرداختن و تاكيد صرف بر خواندن، از سويي ديگر آغاز الگوبرداري ما از همان سالهاي نخست كودكي از بزرگترهايي كه خود هرگز درست گوش نميدهند همه از جمله عوامل ياد دهنده گوش نكردن هستند. نتايج بررسيها نشان ميدهد كه عدم استفاده صحيح از اين مهارت، موجب ناتواني افراد در حل مشكلات اعم از خانوادگي و يا شغلي ميشود. اما اين مهارت نيز همچون ساير مهارتها، كسب كردني و آموختني است، كافي است به برخي نكات و اصول لازم در اين خصوص توجه و عمل كنيم تا از نيروي حاصل از آن در پيشگيري از مسائل و حل مشكلات موجود و نيز برقراري روابطي سازنده بهرهمند شويم. از جمله اين نكات ميتوان به موارد زير اشاره كرد. اين نكات ساده در قالب جملاتي بيان شده است كه توجه به آنها در رفتار عملكرد موجب تقويت گوش دادن فعالانه و موثر ميشود.در حين رويارويي با هر مراجعه كنندهاي اعم از همكاران و يا اعضاء خانوادهام تا زماني كه كاملاً متوجه موضوع نشدهام، زمان گفتوگو را به بعد موكول نميكنم. در طول صحبت كردن طرف مقابل، مشغول قضاوت و ارزشگذاري كلام او در ذهن خودم نيستيم. بدون پيشداوري و فارغ از شنيدههاي قبليام به سخنان طرف مقابل گوش ميكنم. به اين ترتيب ذهن من با نگاهي تازه به تحليل مسئله مورد نظر ميپردازد. بعد از اتمام حرفهاي طرف مقابل به خودم فرصت فكر كردن ميدهم. من مجبور نيستم بلافاصله تصميم بگيرم و يا چيزي بگويم. كوتاه و روشن سخن ميگويم تا فرصت لازم براي درك كلامم و نيز صحبت كردن از طرف مقابل وجود داشته باشد. براي ذكر مصاديق در حرفهايم از خاطرات دور و دراز خود كه تعريف آنها زمان زيادي صرف ميكند و رشته كلام را نيز از هم ميگسلد، پرهيز ميكنم. در حين گفتوگو با حركات سر و كلمات مناسب تمايل و علاقمندي خود را به شنيدن نشان ميدهم. در طول گفتوگو تلاش ميكنم كه اصل كلام و منظور طرف مقابل را درك كنم و به برداشت ذهنم اكتفا نكنم.ميدانم خشم مانع فهم درست معاني خواهد شد، بنابراين در اين زمان تلاش ميكنم با سكوت بيشتر و توجه به بيان و احساس گوينده موجب كنترل خشم در خود شوم. در مواقعي كه احساس ميكنم دقيقاً متوجه منظور طرف مقابل خود نشدهام، با جملات واضحتر و با استفاده از كلمات گوينده سوال ميكنم. تا حد امكان سخن گوينده را قطع نميكنم. اما اگر از نظر زمان در تنگنا باشم، اين مورد را با لحن مناسبي مطرح ميكنم و حتماً قرار گفتوگوي بعدي را معين ميكنم. در هنگام شنيدن با بدني مايل به جلو و در فاصلهاي مناسب رودرروي طرف مقابل قرار ميگيرم و با وضعيتي گرم و پذيرا، هشياري همراه با آرامش خود را به او انتقال ميدهم. در حين گوش دادن سعي ميكنم عوامل محيطي مزاحم را به حداقل برسانم مثلاً تلويزيون و راديو را خاموش كنم، گاهي حتي تلفن را قطع كنم و يا در را ببندم. در گفتوگو با طرف مقابلم سعي ميكنم سؤالات كمتري بپرسم تا او وقت بيشتري براي سخن گفتن داشته باشد و هدايت مكالمه به دست او باشد. در صورت نياز به پرسش، از سؤالات باز استفاده ميكنم، يعني سؤالاتي كه به پاسخي بيشتر از يك كلمه احتياج دارند. همواره به ارزش سكوت در گوش دادن فكر ميكنم و ميدانم كه نقطه آغاز فرد، سكوت و گام دوم آن گوش دادن است. در هنگام سكوت به سخنان طرف مقابلم ميانديشم و سعي ميكنم احساس او را بفهمم. ميدانم كه زماني بايد ساكت بود و زماني بايد سخن گفت و من مراقب هستم تا سكوت نامطلوب ميان ما ايجاد نشود. تظاهر به فهميدن نميكنم و هر زمان كه به هر علت مثل خيالپردازي و فكر كردن به آنچه او قبلا گفته بود، متوجه باقي حرفهاي او نشدم، از او ميخواهم كه سخنش را تكرار كند. ميدانم گفتن اين جمله كه «دقيقا ميدانم چه احساسي داري» مانع سخن گفتن او ميشود. بنابراين تلاش ميكنم كه همراه او باشم. همدلي گوش دادن با قلب و سر است، بنابراين گرمي و صميميت و تن صدا و نحوه بيان من ميتواند همدلي مرا نشان دهد. فراموش نميكنم گوش دادن فعالانه گاهي تنها كاري است كه در كمك به برخي از افراد براي رسيدن به حل مشكلاتشان لازم است، بنابراين گوش كردن من گاهي بسيار موثرتر از ارائه راهحل يا تلاش براي مشكلگشايي است.
منبع : روزنامه همشهري، شنبه 16 دي 1385، سال پانزدهم، شماره 4176، صفحه 17


ادوارد هانس پژوهشگر آلماني 13 آوريل 1896 با انتشار «دي هاوستير» نظر داد كه ايرانيان نخستين مردمي بوده اند كه اسب را اهلي كرده و به كار سواري گرفتند و در جنگ بكار بردند. طبق تحقيقات هانس، هر سه طايفه ايراني از هشتصد سال پيش از ميلاد قادر به جنگ سواره بودند. قبلا گمان مي رفت كه اسب، نخست در غرب سيبريه اهلي شده بود. در اكتشافات باستانشناسي مناطق غربي سيبري، گورهاي قديمي به دست آمده بود كه مردگان را با اسبهايشان دفن كرده بودند و اين كشف سبب شده بود كه تصور شودكه آنان، نخستين اسب سواران جهان بودند.
شيخ فريدالدين محمد عطار نيشابوري، از بزرگان مشايخ تصوف ايران در قرن ششم و اوايل قرن هفتم هجري است. وي در سال 537 هجري در قريه (کدکن) نيشابور به دنيا آمد؛ و چون در آن شهر به دارو فروشي و عطاري اشتغال داشت، بدين لقب معروف شد.
عطار در دکان دارو فروشي به درمان بيماران مي پرداخت و به کسب علوم و درک صحبت مشايخ و بزرگان اهل تصوف مانند: شيخ نجم الدين کبري و ديگران نيز روزگار مي گذراند. در اين راه آنقدر پيش رفت که خود از پيشوايان اين طريقت گشت و مقامش بجائي رسيد که مولانا جلال الدين محمد بلخي (مولوي) درباره او گفت:
هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوز اندر خم يک کوچه ايم
عطار در سال 627 هجري در فتنه مغولان در نيشابور به قتل رسيد. درباره کشته شدن او بدست مغولان داستانهائي نقل کرده اند.
عطار در داستان سرائي به مراتب چيره دست تر از سنائي است، در آثار عطار ميتوان يک نوع سير تکاملي دروني را به وضوح مشاهده کرد که در مورد شاعران ديگر نادر است.
تأليف ها و تصنيف هاي عطار را در نظم و نثر به عدد سوره هاي قرآن 114 دانسته اند و معروفترين آنها عبارتست از:
ديوان قصيده ها و غزل هاي او که در حدود ده هزار بيت است. ديگر الهي نامه، خسرو نامه، پندار نامه، اسرار نامه، مصيبت نامه، و از مثنويهاي بسيار مشهور او منطق الطير است که نزديک به هفت هزار بيت دارد و مراتب سير و سلوک و رسيدن بحق و توحيد را از زبان مرغان که در طلب سيمرغ حرکت مي کنند، بيان ميدارد و هفت منزل، طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحيد، حيرت و فنا را در آن شرح ميدهد.
سرمشق عطار در اين کتاب به نحو اکمل «رسالةالطير» منثور، غزالي است که آن را با «منطق الطير» از مشاجره بين انسان و حيوان که رساله معروفي از اخوان صفاست درآميخته و علاوه بر آن از «سير العباد الي المعاد سنائي» نيز سود جسته است.
از تأليف هاي مهم شيخ عطار به نثر فارسي «تذکرةالاولياء» است، که آن را در سال 617 هجري تأليف کرد. در آن شرح حال و اقوال و کرامت هاي نود و شش تن از پشوايان طريقت تصوف و عارفان بزرگ را به نثري ساده و شيوا نگاشته است.
شيخ عطار از شاعران بزرگ و از عارفان نامي ايران است که مقام معنوي و تأثير وجود او در تاريخ تفکر معنوي ايرانيان بسيار با اهميت و در خور توجه و دقت مي باشد.
جامي در نفحات الانس آورده است که جلال الدين رومي (بلخي) گفته: « نور منصور (حسين بن منصور حلاج) بعد از صد و پنجاه سال به روح فريدالدين عطار تجلي کرد و مربي او شد.»، اين نکته را مؤلفان هفت اقليم و بستان السياحه و سفينةالاولياء و خزينةالاصفياء و روز روشن نيز آورده اند.
به عقيده نگارنده، شيخ فريدالدين عطار نيشابوري يکي از حاملان بزرگ فلسفه اشراق بوده است و غزل معروف: «مسلمان من اگر گبرم که بتخانه بنا کردم»، وي نيز مؤيد اين نظريه مي باشد. بديهي است، شهادت شيخ شهاب الدين يحيي سهروردي فيلسوف بزرگ ايراني در سال 587 هجري که شيخ عطار در آن موقع پنجاه سال داشته است، در روحيه وي بسيار مؤثر افتاده و کتاب اسرارنامه را که در آن ميگويد:
ز بس معني که دارم در ضميرم خدا داند که در گفتن اسيرم
ز ما چندان که گويي ذکر ماند وليکن اصل معني بکر ماند
با آگاهي بر واقعه دل خراش مرگ شيخ اشراق در آن عصر سروده است. برخي گفته اند که کتاب مصيبت نامه را نيز تحت تأثير همين واقعه تأثر انگيز به نظم در آورده است. در پايان شرح حال او غزل معروف مورد بحث در بالا که حاوي اشارات عرفاني و فلسفي و نکته هاي روشن ارتباط و هم بستگي فکري و پي گيري در يافتن رگه هاي طلائي فلسفه اشراق در ايران بعد از اسلام است نقل ميشود:
مسلمانان من آن گبرم که بتخانه بنا کردم شدم بر بام بتخانه درين عالم ندا کردم
صلاي کفر در دادم شما را اي مسلمانان که من آن کهنه بتها را دگر باره جلا کردم
از آن مادر که من زادم دگر باره شدم جفتش از آنم گبر ميخوانند که با مادر زنا کردم
به بکري زادم از مادر از آن عيسيم ميخوانند که من اين شير مادر را دگر باره غذا کردم
اگر "عطار" مسکين را درين گبري بسوزانند گوه باشيد،اي مردان که من خودرافدا کردم
مقدمه
تورم يكي از موضوعات مهم در كشور ماست. همانگونه كه ميدانيد در ايران درصد تورم در سالهاي اخير بسيار زياد بوده است به طوري قيمتها در هر سال بسيار افزايش يافته و قدرت خريد مردم كم شده است. اين مقاله اطلاعات بيشتري درباره موضوع تورم ارائه ميدهد.
2- تورم چيست؟
تعريفهاي مختلفي از تورم وجود دارد که همه آنها تقريباً بيانگر يک موضوع هستند: تورم عبارت است از افزايش دائم و بي رويه سطح عمومي قيمت کالاها و خدمات که در نهايت به کاهش قدرت خريد و نابساماني اقتصادي ميشود.
3- انواع تورم
در نظريه هاى اقتصادى، تورم را به سه نوع تقسيم مى كنند:
البته نمي توان نرخ ثابتي ارائه کرد زيرا اين مقادير با توجه به شرايط زماني و... عوض ميشوند. علاوه بر اين تقسيم بندي کلي ميتوان تورم را به دستههاي کوچکتري نيز تقسيم کرد:
اين راهها به طور کلي به دو دسته تقسيم ميشوند:
خير تورم در حد کم (2-3%)نه تنها مضر نيست بلکه نشانه توسعه اقتصادي آن کشور نيز هست. علاوه بر آن تورم فوايد ديگري نيز دارد از جمله:
نمي توان تورم را عامل تمام مشکلات يا حتي بخش مهمي از آنها دانست ولي صاحبنظران اقتصادي و اجتماعي غالباً تورم را به منزله شاخص کشمکشها و اغتشاشات اجتماعي و شاخص اعلام خطر و ... قلمداد ميکنند و معتقدند که:
بله، يکي از اين کشورها آلمان است. آلمان در بازسازي اقتصادي به اين نکات توجه کرده است:
سازمان ملل پيشبيني كرد كه نرخ تورم ايران در سال جاري ميلادي به 7/17 درصد برسد. به گزارش خبرنگار اقتصاد بينالملل ايسنا، سازمان ملل متحد در تازهترين گزارش جامع خود كه "چشم انداز و شرايط اقتصاد جهاني 2006" نام دارد تمامي كشورها و مناطق جهان را مورد ارزيابي قرار داد و برآورد كرد كه نرخ تورم بهاي مصرفي در كشورمان كه در سال 2005 در حدود 5/13 درصد بوده است در سال جاري با 2/4 درصد افزايش مواجه شده و به 17/7 درصد بالغ شود.سازمان ملل مناطق و كشورهاي مختلف جهان را به صورت جداگانه تقسيم بندي كرده است و جداول ارائه شده حاكي از آن است كه نرخ تورم ايران در سال جاري در منطقه خاورميانه در صدر جدول قرار خواهد داشت.در همين حال در تقسيمبندي بزرگترين اقتصادهاي در حال توسعه جهان نيز كشورمان با نرخ تورم 7/17 درصدي در مكان نخست جاي دارد و پس از آن ونزوئلا با نرخ تورم 15 درصدي قرار گرفته است. نرخ تورم ونزوئلا در سال 2005 حدود 16 درصد اعلام شده است. نيجريه نيز كه شاهد نرخ تورم 3/16 درصدي در سال گذشته بوده است سال جاري را با نرخ تورم 8/10 درصدي سپري خواهد كرد و در ميان كشورهاي در حال توسعه مكان سوم را از آن خود خواهد كرد. نرخ تورم قزاقستان كه از همسايههاي كشورمان به شمار ميرود در سال جاري به 5/7 درصد و نرخ تورم روسيه به 5/10 درصد خواهد رسيد.آمريكا، ژاپن، چين و آلمان كه از برترين اقتصادهاي جهان محسوب ميشوند در سال جاري نرخ تورمي برابر با 2/0، 1/0، 2/3 و 9/1 درصد خواهند داشت و نرخ تورم آذربايجان ديگر همسايه كشورمان از 5/12 درصد در سال گذشته به 5/9 درصد در سال جاري كاهش خواهد يافت. در همين حال عربستان در سال گذشته و سال جاري نرخ تورم ثابتي برابر با يك درصد داشته و خواهد داشت.
مقدمه
روز به روز شاهد رشد و توسعة بيشتر تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات در گوشه وكنار دنيا هستيم؛ سرعت پردازندهها زياد ميشود؛ هزينة انتقال اطلاعات كاهش و حجم آن افزايش مييابد و شبكههاي اطلاعاتي(اينترنت) گستردهتر ميشوند؛ وسايل و ابزار كوچكتر و كاراتر به بازار ميآيند، نرمافزارها حوزة نفوذ خود را در زندگي مردم توسعه ميدهند و بطور كل فرهنگها و شكل زندگي اجتماعي دستخوش تحولات اساسي قرار ميگيرد. تحولات تكنولوژي همهچيز را متحول كرده است و حتي اشتغال نيز از اين تحولات مصون نمانده است.
در حاليكه يك معضل اساسي كشورهاي در حال توسعه ازجمله ايران بيكاري است، كشورهاي پيشرفته بطور فزايندهاي نيروي كار فني از ساير كشورها جذب ميكنند. چه دليلي در فراواني كار و كمبود نيروي كار در كشورهاي پيشرفته و در مقابل بيكاري در كشورهاي درحال توسعه وجود دارد؟ مسلماًً مهمترين دليل در ماهيت كار است. نيروي كاري كه در آمريكا مورد نياز است، يك نيروي مجرب تحصيل كرده است، در حاليكه خيل بيكاران كشور ما از تحصيلات عاليه برخوردار نيستند. همچنين آنها نياز خود را بحدي رساندهاند كه نيروي كارشان براي پاسخگويي آن كافي نباشد، در حاليكه نياز به تكنولوژيهاي نو در بازار داخل كشور ما ضعيف است. بنابراين حل معضل بيكاري در شرايط دنياي روز، به دو مؤلفة بازار و آموزش وابسته است.
تأثير تكنولوژي اطلاعات بر اشتغال از دو بعد بكارگيري و توسعه قابل بررسي است. صنعت اطلاعات يك صنعت بزرگ است كه تكنولوژي اطلاعات را بكار ميگيرد؛ در مقابل توسعة IT در صنعت IT انجام ميشود. جذب گستردة نيروي متخصص در صنعت IT توسط كشورهاي غربي نشان از ميزان بزرگي صنعت اطلاعات آنان دارد. توسعة صنعت اطلاعات در واقع نتيجة توسعة بازار IT است.
صنعت اطلاعات نقش اساسي در ايجاد اشتغال دارد. علاوه بر بسياري از مشاغل كه خود ايجاد ميكند، به صنعت IT نيز رونق ميدهد و در آنجا نيز باعث اشتغال فراوان ميگردد. مشاغلي چون مديريت، مشاوره، تحليلگري، اطلاعرساني و بسياري از خدمات مختلف، نمونههايي از مشاغل صنعت اطلاعات ميباشند. برنامهنويسي، تحليل و طراحي سيستم و مهندسي نرمافزار يا سختافزار نيز نمونههايي از مشاغل صنعت IT ميباشند.
در اين مقاله ابتدا تأثير تكنولوژي بر مشاغل بررسي شده، سپس مروري تاريخي و مقايسهاي بر نقش IT در توسعة مشاغل انجام گرفته و مشاغل مبتني بر اطلاعات معرفي گرديده و در پايان، آيندة مشاغل مورد بررسي قرار گرفته است.
تأثير تكنولوژي بر مشاغل
توسعة تكنولوژي و بكارگيري وسيع آن، باعث افزايش بهرهوري فعاليتهاي اقتصادي شده است. در اثر افزايش بهرهوري، نياز به برخي از مشاغل از بين ميرود. بعنوان مثال، شغلي تحت عنوان "تلفنچي" با پيشرفت در تكنولوژيهاي مخابراتي و پردازش صوت، از ليست مشاغل حذف ميگردد. بنابراين تكنولوژي از يك نظر، حذف و كاهش مشاغل را به دنبال دارد. اصولاًً خودكارسازي و توليد ماشيني از مهمترين نتايج توسعة تكنولوژي است، كه علاوه بر كاهش مشاغل، باعث افزايش كيفيت و سرعت و حتي كاهش هزينههاي توليد ميگردد. آيا اين نتيجة مستقيم تكنولوژي براي نااميدي از ايجاد اشتغال به كمك IT كافي نيست؟
مروري بر تاريخ تكنولوژي و تأثير آن بر مشاغل نشان ميدهد كه پاسخ به اين سؤال منفي است . تكنولوژي ظاهراً برخي از مشاغل را حذف و يا تغيير ميدهد، اما درواقع بسيار مشاغل جديدتر، مفيدتر و متنوعتري را ايجاد ميكند. مثلاً اگرچه تكنولوژي تراكتور باعث كاهش نياز به نيروي كار كشاورز گرديد، ولي به كمك اين تكنولوژي انواع و حجم محصولات كشاورزي افزايش يافت، بعلاوه مشاغل جديدي را به همراه خود ايجاد كرد و نيروهاي كار را به انجام آن رهنمون شد. يا اختراع چرخ خياطي باعث رونق صنعت پوشاك گرديد و تمايل مردم به خريد انواع لباس با رنگها و مدلهاي گوناگون و همچنين كاهش هزينة توليد، باعث شد تا نه تنها دستدوزان بيكار نشوند، كه بسياري از افراد ديگر نيز به كار مشغول شوند.
يكي از جنبههاي مهم تأثير تكنولوژي در ايجاد مشاغل توسعة بازار است. ارائة محصولات كيفي و همچنين تغيير و تحول فرهنگ مصرف متناسب با تحولات تكنولوژي، بازارها را توسعه ميدهد. بطوري كه حجم توليد پس از توسعة تكنولوژي به مراتب بيشتر از حجم توليد دستي است. بنابراين تكنولوژي از تعداد مشاغل دشوارتر ميكاهد و بر تعداد مشاغل آسانتر ميافزايد.
از سوي ديگر، فرصتهاي شغلي متنوع و جديد، نتيجة توسعة تكنولوژي است. با توسعة صنعت در اثر توسعة تكنولوژي، بسياري مشاغل جديد مرتبط با آن صنعت بوجود ميآيد. تكنولوژي از تعدد مشاغل دشوارتر ميكاهد و بر تكثر مشاغل آسانتر ميافزايد. مشاغل جديدي كه توسط تكنولوژي ايجاد ميشوند، يا تكنولوژي را بكار ميگيرند و يا آن را توسعه ميدهند. صنعت اطلاعات و صنعتIT از گروه مشاغلي هستند كه توسط تكنولوژي اطلاعات ايجاد ميشوند. در صنعت اطلاعات، تكنولوژي اطلاعات بكار ميرود و در مشاغل مختلف بعنوان ابزار مورد استفاده قرار ميگيرد. شاغلين صنعت IT مسؤوليت توسعة تكنولوژي اطلاعات را بر عهده دارند.
توسعه IT و تحول در مشاغل
در اثر انقلاب اطلاعات، نوع كارها، مشاغل و مهارتها تغيير كرده است. چيزي كه مسلم است، نقش IT در اين تغييرات از اهميت بيشتري برخوردار ميباشد. براساس آمارها در سالهاي اخير مشاغل مبتني بر اطلاعات و خدمات مربوطه بالاترين درجه ايجاد شغل را به خود اختصاص دادهاند. نمودار شكل 1 مقايسه بين مشاغل در حوزههاي مختلف اطلاعات، خدمات، صنعت و كشاورزي در دو سدة گذشته را نشان ميدهد. هر چند تعيين دقيق مرزهاي اين دسته مشاغل امكانپذير نيست و آمارها ممكن است تقريبي باشند، ولي نمودار تقريبي در شكل تصوير مناسبي را براي مقايسه مشاغل ارائه ميكند.
براساس گزارش توسعه انساني سازمان ملل (98) وضعيت اشتغال نيروي انساني در بخشهاي كشاورزي، صنعت و خدمات مانند شكل 2 بوده است. براساس اين آمار ميزان اشتغال به كشاورزي و صنعت با نرخهاي پايين و مختلف كاهش و ميزان اشتغال به خدمات افزايش يافته است. با توجه به وضعيت رشد مشاغل، ملاحظه ميشود كه جهتگيري صحيح بوده است، منتها بايد براي عصر اطلاعات نيز آماده بود و نرخ و شتاب بيشتري را بدست آورد. البته رفتارهايي تكبعدي كه در برخورد با تكنولوژي اطلاعات ميشود مانعي بزرگ براي پيشرفت كشور است.
در عصر اطلاعات مشاغل كوچك 1 بسرعت رشد ميكنند. اين مشاغل به صور گوناگون و متنوع پديد مييابند. مشاغل كوچك به مشاغلي با نيروي كار كمتر از 10 نفر گفته ميشود. گزارشگري، فيلمبرداري، خدمات مشاوره و فروشگاههاي كوچك نمونههايي از اين مشاغل هستند. رشد فوقالعادة زياد مشاغل كوچك به خصوص مبتني بر اطلاعات و يا IT ما را به جستجوي فرصتهاي شغلي در اين مشاغل رهنمون ميشود. بنابراين نبايد انتظار طراحي و ساخت كارخانهاي عظيم در اين حوزه و ايجاد مشاغل بسيار و يكباره را داشت؛ بلكه اين مشاغل ماهيت تدريجي، كوچكي و گستردگي را دارند.
يك طبقهبندي ديگر مشاغل شامل مشاغل خدماتي، توليدي و مبتني بر اطلاعات است. جدول شكل3 نمونههايي از مشاغل خدماتي و توليدي را معرفي كرده است. در برخي از اين مشاغل، خصوصاً مشاغل خدماتي ميتوان از IT بهره گرفت. مسلماً در مشاغل مبتني بر اطلاعات نيز نقش قابل توجهي ايفا ميكند. معرفي اين مشاغل در بخش بعد انجام گرفته است.
مشاغل مبتني بر اطلاعات
نگاهي به سير تاريخي تحولات مشاغل، نشان از رونق كشاورزي قبل از قرن نوزدهم، كار يدي در كارخانهها بين سالهاي 1900 تا 1950 و كارهاي دفتري شامل فروشندگي، مديريت، سرپرستي و وكالت در سالهاي 1950 تا 1990 دارد. در سال 1990، 12% نيروي كار كشورهاي آمريكا، اروپا و ژاپن در كارخانهها مشغول به كار بودند. 16% نيروي كار اين كشورها در بخش خدمات و كارهاي دفتري و تنها 2% در بخش كشاورزي شاغل بودند.
حركت جهاني در دهة گذشته با انتقال توليد و بخشهاي توليدي به كشورهاي با دستمزد پايين و خدمات و اقتصاد اطلاعات به كشورهاي با دستمزد بالا همراه بوده است. رشد فوقالعاده در محصولات و خدمات مبتني بر اطلاعات و دانش باعث شده كه پس از نفت، بزرگترين صنعت آمريكا صنعت سيستمها و تكنولوژي اطلاعات باشد.
رشد صنعت IT، تغييراتي اساسي بوجود آورده است. در كارخانهها تكنيسينهاي آموزشديده براي كار با كامپيوترها جايگزين كارگران يدي شدهاند. تجارت جهاني محدودة وسيعتري يافته و تسهيل گرديده است. شركتهاي تجاري جديدي با تمركز بر توليد دانش و اطلاعات بوجود آمدهاند و در نتيجة همة اينها، صنعت اطلاعات شكل گرفته است. بطور خلاصه مزيتهاي فيزيكي و قابليتهاي كار با دست كماهميت شده و آنچه ميدانيم يا ميتوانيم ياد بگيريم، اهميت يافته است. آمارها نشان ميدهد كه در سال 96، 75% GNP آمريكا و 80% نيروي كار اين كشور، مربوط به بخش خدمات و اطلاعات بودهاست. مشاغل مبتني بر اطلاعات، فرصتهاي شغلي امروزه هستند.
طبق تعريف، شغل مبتني بر اطلاعات، شغلي است كه در آن فرد مسؤوليت توليد، كار و انتشار اطلاعات را بر عهده دارد. مشاغل مبتني بر اطلاعات در دو گروه دستهبندي ميشوند: مشاغل مبتني بر داده و شغل مبتني بر دانش. هر شغل مبتني بر داده، يك شغل مبتني بر اطلاعات است كه فرد شاغل در آن وظيفة بكارگيري، دستكاري و تغيير و يا انتشار اطلاعاتي كه توسط سايرين توليد شدهاست را بر عهده دارد (بعنوان مثال، منشي يا دفتردار، دبير، فروشنده، كارمند بانك و غيره). شغل مبتني بر دانش، نيز يك شغل مبتني بر اطلاعات است كه افراد در آن به توليد اطلاعات و دانش جديد مبادرت ميورزند (بعنوان مثال، دانشمندان و محققين، مهندسين و حقوقدانان). شكل 4 تعدادي از اين مشاغل را نشان ميدهد.
وضعيت مشاغل در آينده
اگر مشاغل را به صورت يك درخت فرض كنيم كه از دو شاخه اصلي مشاغل بدني و مشاغل فكري و زيرشاخههاي مختلف تشكيل شده باشد (شكل5)، تخصصهاي مختلف در برگهاي آن قرار ميگيرند. بررسي تاريخي درخت مشاغل نشان ميدهد كه هريك از تخصصها يا حتي گروههاي شغلي براي خود دوره عمري مشخصي دارند. اين مشاغل توسط مشاغل ديگر حذف و يا جايگزين ميشوند. بعنوان مثال امروزه برنامهنويسي سنتي (كدنويسي) بندرت و در شرايط خاص انجام ميشود و بجاي آن ابزارها و محيطهاي نرمافزاري بصري مورد استفاده قرار ميگيرد. در سطوح بالاتر نيز تغييرات شغلي ملاحظه ميشود. بسياري از مشاغل بدني به ماشين و مشاغل خدماتي به نرمافزار محول شده است. حركت عمومي به سمت خودكارسازي است.
آهنگ تغيير و تحول در مشاغل متناسب با آهنگ توسعة تكنولوژي است. تكنولوژيهاي جديد بر ساختار جوامع و فرهنگها تأثير گذاشته و نوع و ماهيت مشاغل در جامعه را تغيير و تحول ميدهند. بنابراين بنظر ميرسد برخي از مشاغل ناپايدار بوده و پس از مدتي دورة عمرشان به سر ميرسد.
مشاغل را به دو دستة پايدار و ناپايدار تقسيم ميكنيم. در هر دورة زماني، به مشاغلي كه طول عمرشان از متوسط طول عمر كاري افراد جامعه بيشتر باشد، مشاغل پايدار گوييم. افراد شاغل در اين نوع مشاغل، به نوعي ضمانت شغلي دارند. در گذشتههاي دور، اكثر مشاغل پايدار بودند و هرگاه كسي پيشهاي را برميگزيد، حتي چند نسل پس از خودش نيز به انجام آن شغل مبادرت ميورزيد. در آن زمان تغيير شغل و چند شغلي خيلي معني نداشت، همانگونه كه تغيير تكنولوژي محسوس نبود؛ بنابراين پايداري يكي از مهمترين خصوصيات مشاغل قديم بود. به ساير مشاغل كه طول عمري كمتر از متوسط طول عمر كاري افراد دارند ناپايدار گوييم. بسياري از مشاغل امروزه ناپايدار هستند. پيشرفتها و تحولات اجتماعي و تغيير شيوههاي زندگي و كار، بخصوص دراثر فرآيند خودكارسازي ، باعث حذف يا تغيير سريع كارها گرديده است. اين عوامل علل اصلي ناپايداري مشاغل در عصر جديد هستند.
براي آشنايي و تحليل مشاغل از مدل وضعيت مشاغل (شكل 6) استفاده ميكنيم. در گذشته فرصتهاي شغلي مبتني بر بازوي نيروي كار (مشاغل بدني)، بسيار بيشتر از مشاغل فكري بود؛ در حاليكه روند تغييرات اين ارقام را بصورت معكوس براي آينده نشان ميدهد. در آينده فرصتهاي شغلي مبتني بر فكر، بسيار بيشتر از مشاغل بدني هستند. نمودار 6-ب بصورت شتابندهاي درحال شكلگيري است. تغيير مشاغل گذشته مانند اجسام فيزيكي كه ابزار گذشته بودند، صلب و تدريجي بود، ولي تغيير مشاغل حال و آينده، مثل محصولات نرمافزاري و فكري، نرم و سريع است. در اثر سرعت زياد شكلگيري مشاغل آينده، بسياري از مشاغل آينده ناپايدار خواهند بود. طبق تعريف افراد شاغل در اين مشاغل، قبل از اتمام عمر كاري شغلشان را از دست دادهاند. با توجه به روند تغيير مشاغل، كارگري كه شغل خود را از دست دادهاست، سراغ چه كاري برود؟ كاري با سطح دانش كمتر و بدنيتر يا كاري با سطح دانش موردنياز بالاتر و فكريتر؟
بر اساس نمودار شكل 6 ، فرد مجبور است سراغ كاري برود كه ماهيت فكري بيشتري دارد، چونكه در كار فكري، فرصت بيشتر و در كارهاي پاييندست و بدني، ركود رو به افزايش وجود دارد. بنابراين فرد بتحصيل علم، تفكر و رشد فكري نياز دارد. آموزش و تحصيل در جهت ارتقاي سطح شغلي افراد، از ملزومات شغل آينده است. فردي كه بخواهد در يك شغل ساكن بماند و تثبيت شود محكوم به فناست. براي كارگر آينده، تخصص و عميق شدن در يك شغل و ثبات اهميت ندارد، بلكه رشد و آموزش مهمتر است.
آموزش يكي از شاخههايي است كه تخصصها و زيرشاخههايش تغيير ميكند، ولي خودش همواره موردنياز است. بنابراين شيوههاي صحيح آموزش و ارائه مناسب ميبايست روز به روز مشخصتر و تكميلتر گردد. نياز كليه مشاغل به آموزش باعث ميشود كه خود آموزش زمينهاي براي ايجاد مشاغل باشد.
يكي از معضلات كشور ما، فرهنگ اطمينان شغلي در قالب مشاغل رسمي است. تحليل فوق نشان ميدهد كه با اين فرهنگ، عملاًً روز به روز شاهد بيكاري بيشتري خواهيم بود. يكي از شيوههاي كمك به اشتغال در كشور، تغيير اين ذهنيت و ارائة خدماتي است كه مردم را بسمت مشاغل واقعي موردنياز هدايت كند.
نتيجهگيري
رهبر انقلاب در پيام نوروزي بر اهميت اشتغال مولد تأكيد كرده و سال 1380 را سال اشتغال ناميدند. ايشان در پيامي به سران سه قوه عنوان كردند كه :
" امروز كشور ما تشنه فعاليت اقتصادي سالم و ايجاد اشتغال براي جوانان و سرمايه گذاري مطمئن است و اين همه به فضائي نيازمند است كه در آن، سرمايه گذار وصنعتگر و عنصر فعال در كشاورزي و مبتكر علمي و جوينده كار و همه قشرها، از صحت و سلامت ارتباطات حكومتي و امانت و صداقت متصديان امور مالي و اقتصادي مطمئن بوده و احساس امنيت و آرامش كنند."
ايجاد اشتغال از جنبههاي گوناگون قابل بررسي است. تكنولوژي يكي از اين جنبهها است كه در دنياي امروز بيشتر مطرح گرديده است. پيشرفتهاي سالهاي اخير فرصتهاي شغلي بسياري را پديد آورده است. بخش اعظمي از اين فرصتها مربوط به تكنولوژي اطلاعات است.
در اين مقاله به بررسي تأثير تكنولوژي بر مشاغل و انواع مشاغل مرتبط با تكنولوژي اطلاعات پرداخته شد. تكنولوژي از يكسو در اثر افزايش بهرهوري، نياز به نيروي انساني را كاهش ميدهد و از سوي ديگر تنوع فعاليتها و مشاغل جديد را باعث ميشود كه براي نيروي انساني بيشتري اشتغال ايجاد مينمايد. مشاغلي كه ميتوان مورد بررسي قرار داد در دو دستة مشاغل مبتني بر اطلاعات و مشاغل مبتني بر صنعت اطلاعات طبقهبندي ميشوند. به دستة اول صنعت اطلاعات و دستة دوم صنعت تكنولوژي اطلاعات گوييم.
براساس آمارهاي ارائه شده كشورهاي پيشرفته از جمله امريكا سالانه به صدها هزار نفر نيروي كار خارجي در صنعت تكنولوژي اطلاعات نياز دارند. مسلماً توسعة صنعت اطلاعات باعث توسعة صنعت تكنولوژي اطلاعات ميشود. نياز ظاهري برخي از كشورها به نيروي كار در صنعت اطلاعات بخصوص در بخش نرمافزار نشان دهندة ايجاد اشتغال وسيع در حوزة صنعت اطلاعات است.
ناپايداري يكي از ويژگيهاي اساسي مشاغل جديد محسوب ميشود. مشاغل در آينده جنبههاي فكري بيشتري پيدا ميكنند. مشاغل بدني بتدريج كاهش مييابند و ارزش خود را ازدست ميدهند. بنابر اين آموزش و ارتقاي معلومات از ملزومات شغلي افراد محسوب ميشود.
نتايج تحليلهاي اين مقاله بطور خلاصه عبارتند از:
1- مشاغل مبتني بر IT نيازمند آموزش مستمر ميباشند.
2- اشتباه است كه فكر كنيم با IT ميتوان براي افراد با سطوح سواد پايين شغل ايجاد كرد.
3- ما نبايد تنها از زاويه امنيت به اطلاعات بنگريم. بجاي اين كار بهتر است فرهنگسازي نماييم.
4- مشاغل مبتني بر IT ذاتاً كوچك و گسترده هستند. نبايد با تفكر كارخانهاي بدنبال ايجاد اشتغال بصورت انبوه باشيم.
عزم و همت برنامهريزان و مسئولين و سياستهاي درست و اجراي دقيق قوانين و برنامهها، ميتواند ما را بسوي كشوري آباد و ملتي سرفراز رهنمون شود. زمينهسازي در ايجاد اشتغال براي جوانان كشور وظيفة همة ماست.
مراجع و منابع:
[1] Laudon K.C., Traver C.G. and Laudon J.P., “Information technology and society,” International Thomson Publishing Company, 1996.
[2] UNDP, “Human Development Report 1998,” Oxford University Press, 1998.
[3] Lin H. “Looking the future of the IT Workforce,” IMP, February 2001, www.cisp.org/imp/february_2001/02_01lin.htm
[4] جرمي ريف كين، "پايان كار"، نشر دانش ايران، ترجمة حسن مرتضوي، 1379.
[5] گيلبرت آلن و ژوزف گاگلر، "شهرها، فقر و توسعه"، اداره كل روابط عمومي و بينالملل شهرداري تهران، ترجمة پرويز كريمي ناصري، 1375.
[6] نهاونديان م. و كاجيزاده ف.، "تكنولوژي اطلاعات و اشتغال"، مجلة مصاف(مهندسان صنايع ايران فردا)، ش 19و20، پاييز و زمستان 79، ص63-68.
[7] اكرميفر س.ع. "كارآفريني در عصر اطلاعات و ارتباطات"، همايش كارآفريني و فناوريهاي پيشرفته، سازمان همياري اشتغال، 1380.
سيد علي اكرميفر
دفتر همكاريهاي فناوري رياست جمهوري
![]() |
سوم آوريل2007، سلفون (موبايل) 34 ساله شد. سلفون (نه، تلفن هاي بي سيم خانگي و راديو تلفن هاي خودرو ها) توسط دكتر مارتين كوپر ساخته و روز سوم آوريل سال 1973 به همان گونه كه در عكس بالا ديده مي شود در شهر نيويورك مورد استفاده قرارگرفت. عكس، دكتر كوپر را در حال مكالمه با نخستين موبايل نشان مي دهد. اختراع آزمايشگاهي سلفون مربوط به سال 1947 است و 26 سال طول كشيد تا اين اختراع وارد عمل شود و اين تلفن، ساخته و مورد استفاده قرارگيرد. سلفون كه در دو دهه اخير در سراسر گيتي وسيعا عموميت يافته است وسيله اي است چندكاره. از آن مي شود براي مكالمه تا هر مسافت، انتقال پيام تكستي (تايپي)، ارسال و دريافت «اي ـ ميل»، ارتباط با كامپيوتر و اينترنت، گرفتن عكس و فيلم و انتقال آنها، ارسال پيام كوتاه (اس. ام اس.)، استفاده مولتي ميديايي (ام.ام.اس)، دريافت خبر راديويي و ... و از آغاز سال 2007 هم دريافت برنامه هاي تلويزيوني و «موبايل بنكينگ» استفاده كرد. استفاده تلويزيوني از سلفون، كار تازه اي نبوده است ولي وارد بازار شدن دستگاه مجهز به آن (TV - Cell) مربوط به مارس 2007 و احتمالا به مناسبت سي و چهارمين ساخت ساخت اين نوع تلفن است. سيتي بانك آمريكا اعلام داشته كه از طريق سلفون موبايل بانكينك به راه انداخته و اين كار را از لس آنجلس آغاز كرده است. مشتريان مي توانند كه سلفون خود بسياري از امور بانكي خود را انجام دهند و هر آن از ميزان موجوديشان در حسابهايشان آگاه شوند (همين كاري كه قبلا با كامپيوتر و اينترنت انجام مي داده اند).
عكس زير كه سوم آوريل 2007 در روزنامه هاي آمريكا انتشار يافته بود يك دستگاه موبايل تلويزيوندار را نشان مي دهد كه سرگرم پخش عكس و اظهارات دريانورد 26 ساله انگليسي بانو «في ترني» است كه از يك شبكه تلويزيوني پخش مي شد. وي و 14 عضو نيروي دريايي انگلستان در مارس 2007 به اتهام تجاوز به آبهاي ساحلي ايران توسط نظاميان ايراني دستگير و بازداشت شدند. اين روزنامه ها نوشته اند كه در آينده ممكن است از عهده سلفون كارهاي ديگري هم برآيد. طبق نوشته اين روزنامه ها، سودآورترين كمپاني هاي جهان در سالهاي اخير، كمپاني هاي سلفون بوده اند.

جام جم آنلاين: با پولهايم چكار كنم. اين يكي از مهمترين سوالهايي است كه شايد همه ما حداقل چند بار در طول زندگي (البته اگر پولي براي پسانداز باقي مانده باشد) به آن فكر كرديم كه درآمد مازاد و پسانداز خودمان را چگونه صرف كنيم. به خاطر همين دغدغه ذهني شايد اين سوال را از هر كسي كه فكر ميكنيم كاربلد است و امكان دارد بتواند به ما كمك كند، ميپرسيم.

هراز گاه به همه فرصتهايي كه جلوي ذهنمان ميگذرد فكر ميكنيم. وقتي ميبينيم يك نفر از محل خريد و فروش سكه سود خوبي به دست آورده، ناخودآگاه ذهن ما هم به آن سمت گرايش پيدا ميكند، يا وقتي ميبينيم يكي از پيشخريد خودرو سود قابل توجهي نصيبش شده، تصميم ميگيريم همين كار را با پولهاي پساندازمان بكنيم؛ اما براستي كداميك از اين گزينهها، بهترين انتخاب براي سرمايهگذاري است؟
انسان از ديرباز علاقه به ذخيره كردن داراييهايش براي روز مبادا داشته و دارد. به عبارتي بايد گفت انسان عاقل، دورانديش و آيندهنگر است. اين اتفاق فطري در دورههاي مختلف زندگي انسان رخ داده و همچنان هم ادامه دارد و حتي يافتن سرمايههاي مدفون و گنجهاي پنهان زيرخاكي، زاييده اين حس غريزي به حساب ميآيد.پس از آن كه بشر اوليه، يكجانشيني را بر كوچ كردن ترجيح داد، به فكر پسانداز هم افتاد و گزينههاي مختلفي را به عنوان فرصت سرمايهگذاري انتخاب كرد.دورهاي دام و احشام سرمايههاي آنها بود و دورهاي غلات، دورهاي نمك جاي اين دو را گرفت، اما فناپذير بودن هر كدام از اين فرصتها، آنها را به سرمايهگذاري نامطمئني تبديل كرد و آنها را واداشت به يافتن گزينههاي جديد براي سرمايهگذاري بپردازند كه پايداري بيشتري داشته باشند. اين روندها ادامه داشت تا انسان فلز اغواكننده و زردرنگ طلا را بهترين گزينه براي سرمايهگذاري دانست و بعضا بسياري از مردم همچنان به اين مورد به عنوان يك گزينه جدي فكر ميكنند و شايد اولين راهكاري است كه به ذهن بسياري از صاحبان سرمايه خطور ميكند. اما با مرور زمان و رشد و تكامل جوامع بشري و به تبع آن اقتصاد اين جوامع، فرصتهاي جديدي به عنوان گزينههاي سرمايهگذاري مطرح شدند.همان طور كه اشاره شد، سرمايهگذاري در طلا و خريد سكه يكي از سنتيترين فرصتهاي سرمايهگذاري به حساب ميآيد كه از ديرباز در جوامع مختلف بشري به عنوان يك گزينه جدي مطرح است. ارزش بالا، حجم اندك، امنيت بالا، ريسك پايين، قابليت نقدشوندگي بالا، تقاضاهاي زياد و داشتن خريداران داخلي و بينالمللي بالقوه كه در هر جاي اين كره خاكي حاضر به پرداخت وجه نقد در قبال دريافت اين فلز اغواكننده هستند، از مهمترين مزاياي جذابيت اين فلز سحرآميز محسوب ميشود.طرفداران طلا سال 86 را بسيار خوب پشت سر گذاشتند. در سكه طرح قديم اگر از نوسانات مياندورهاي آن بگذريم امسال سكهداران 35 درصد سود گرفتند، سكهاي كه ابتداي سال حدود 178 هزار تومان ارزش داشت، با رشد فزايندهاش حالا به 240 هزار تومان براي هر قطعه رسيده است. البته سرمايهگذاران اين سود قابل توجه را مديون افزايش نرخ جهاني طلا هستند؛ جايي كه هر انس طلاي زرد 24 عيار در بورس لندن از 665 دلار به 945 دلار در يك سال اخير رسيد و بالغ بر 46 درصد افزايش يافت.تحليلگران بازار طلا براي اين افزايش عجيب و بيسابقه، دلايل زير را برميشمارند:
- افزايش قيمت نفت
- افزايش تقاضاي جهاني بخصوص از سوي هند، چين و اعراب حاشيه خليجفارس
- كاهش ذخاير امريكا
- سقوط بورسهاي جهاني
- برخي ناامنيهاي سياسي در جهان
بازار طلاي تهران با توجه به گسترش ارتباطات جهاني، تمام خط و خطوط خود را از بازارهاي معتبر جهاني چون نيويورك و لندن ميگيرد و حتي افزايش عرضه سكه از سوي بانك كارگشايي چندان در كاهش التهاب قيمت آن تاثير نگذاشت.طرفداران سكه در صورتي كه طرح امامي (طرح جديد) را خريداري كرده باشند، حدود 10 درصد بيشتر از مالكان سكه طرح قديم سود بردند و با گرفتن 44 درصد بازدهي، صاحب سود سرشاري شدهاند.چراكه اين سكه در بازار تهران از حدود 153 هزار تومان به مرز 220 هزار تومان رسيد؛ هرچند در برخي روزها از مرز 230 هزار تومان هم گذشت، اما تا پايان بهمن حدود اين قيمت در بازار تهران معامله ميشد.اين بررسي نشان ميدهد آنهايي كه نيم سكه را براي سود بردن خريدند 7/42 درصد استفاده كردند و اين سكه از 78 هزار و 500 تومان به 112 هزار تومان افزايش پيدا كرد.سكهترين سال سكهبازان پيش از سال 86 براي دوستداران طرح قديم سال 83 با حدود 33 درصد بازدهي و براي هواداران طرح جديد سال 84 با 5/38 درصد بازدهي همراه بوده است. ميزان سود حاصل شده براي دارندگان سكه نيم در سالهاي 85 تا 81 به ترتيب 6/14، 31/34، 51/8، 33/25 و 9/1 درصد بود كه نشان ميدهد در سال 81 با توجه به رشد قابل توجه سكه تمام بهار، دارندگان نيمسكه سود چنداني عايدشان نشد.با اين حال، در ميان سرمايهگذاران فعال بازار طلا، يك فرق اساسي وجود دارد؛ عدهاي نگهداري و خريد سكه را ترجيح ميدهند و گروه ديگر طلاي ساخته شده كه در بين طرفداران گروه دوم خانمها جايگاه ويژهاي دارند، آنها ترجيح ميدهند در عين پس انداز و سرمايهگذاري، از امكانات زيورآلات و تزئيني آن هم استفاده كنند و لذا تمايلشان به خريد طلا بيشتر از سكه است. برعكس مردان كه ترجيح ميدهند سكه داشته باشند تا طلاي ساخته شده. در اين ميان اگر بانوان از محل دادوستد و كسر اجرت كار بابت تعويض و بهروز كردن مدل داشتههايشان ضرر نكرده باشند، از محل نگهداري اين كالاي استراتژيك خود متضرر نشدند؛ چرا كه از خريداري طلا در 6 سال اخير حدود 150درصد سود به دست آوردند، يعني به طور ميانگين سالي 25درصد سود! كه 113 درصد آن مربوط به 3 سال 86 ، 84 و 82 است. طلاي 18 عيار در بازار تهران از سال 81 تا 86 به ترتيب 32/9، 82/36، 57/8 ، 84/36 و 19/17 و 6/40 درصد افزايش قيمت را تجربه كرده و نشان داده اين فرصت سنتي همچنان گزينه قابل اتكا براي سرمايهگذاري به حساب ميآيد.
بازي كه باخت ندارد
شايد از خيليها شنيده باشيد «خاك ضرر ندارد» يا خاك بازي باخت ندارد. اين گزينه سرمايهگذاري اين روزها به دغدغه اصلي خيليها تبديل شده و خريد يك خانه يا آپارتمان كوچك كه خودشان مالك آن باشند به رويايي دست نيافتني تبديل شده است. اين مساله وقتي اهميتش دوچندان ميشود كه ببينيم قيمت مسكن سوار بر اسب افزايش قيمت تا پايان فصل پاييز پيشتازي و خود را از قدرت خريد عامه متوسط مردم دورتر كرد. براساس اطلاعات سرشماري عمومي نفوس و مسكن در سال 85 تعداد كل خانوارهاي كشور 365/17 ميليون برآورد شده و 974/15 ميليون واحد مسكوني هم سفارش شده است و به عبارتي به ازاي هر 109 خانوار 100 واحد مسكوني وجود داشته است. با در نظر گرفتن اين مساله كه ايران يك جمعيت جوان دارد و اين گروه در حال تشكيل خانواده هستند، به متقاضيان واحدهاي مسكوني روز به روز افزوده ميشود. هرچند در سالهاي اخير نرخ توليد مسكن بيش از برنامه تدوين شده چهارم توسعه بوده و هر سال بالغ بر 10 درصد بيش از نرخ پيشبيني شده واحد مسكوني ايجاد شده، اما همچنان عطش اين تقاضا فروكش نكرده كه هيچ، هر روز هم بر آن افزوده ميشود. يك بررسي تحليلي نشان ميدهد متوسط قيمت يك متر مربع واحد مسكوني در شهر تهران به طور ميانگين از سال 70 تا 85 صعودي بوده است. براساس اين بررسي، قيمت مسكن در سال 70 تا 73 روند ملايمي را طي كرده و در سال74 به يكباره يك رشد 60 درصدي را تجربه كرده است. اين روند در سال 75 با رشد 67 درصدي ادامه مييابد. طوري كه در 2 سال 74 و 75 قيمت مسكن 3 برابر ميشود. اما در سال 76 و 77 ثبات قيمتها حاكم ميشود تا اين كه سال 78 زمين دوباره از خواب بيدار ميشود و اين روند تا سال 82 به اوج خودش ميرسد و قيمت مسكن در اين دوره به طور ميانگين 4 برابر افزايش را تجربه ميكند و دوباره سيكل آرامش در سال 82 تا 84 به بازار مسكن بازميگردد و در سال 85 ميانگين يك متر مربع واحد مسكوني در تهران از 649 هزار تومان به 831 هزار تومان ميرسد و متوسط 28 درصد بازدهي را براي سرمايهگذاران در اين صنعت به ارمغان ميآورد. اما بررسي روند رو به رشد اين فرصت سرمايهگذاري نشان ميدهد اين صنعت يك انتخاب بلندمدت است كه باز هم باخت ندارد فقط سرمايهگذاران آن بايد كمي بيشتر از ديگر فرصتهاي سرمايهگذاري براي رسيدن به سوددهي حوصله به خرج دهند. روند بازدهي در خريد مسكن نشان ميدهد از سال 77 تا 85 قيمت هر متر مربع واحد مسكوني در شهر تهران به طور ميانگين 1/0، 6/12، 3/28، 1/42، 4/50، 7/24، 6/2، 2/11 و 28 درصد رشد داشته است.
سال خوب طلا
اين بررسي نشان ميدهد معاملهگران سكه در سال 85، 8/17 درصد سال 84، 8/20 درصد سال 83، 98/32 درصد سال 82، 63/14 درصد و سال 81، 13/27 درصد بازدهي از محل خريد و نگهداري سكه طرح قديم به دست آوردند. در حالي كه متقاضيان طرح جديد (امامي) در سال 85، 47/10 درصد در سال 84، 5/38 درصد در سال 83، 29/14 درصد در سال 82، 86/19 درصد و در سال 81، 86/25 درصد سود بردند.
بورس، دوباره جان گرفت
اما اين روزها بازار يك فرصت سرمايهگذاري بيش از ديگر بازارها داغ است و اجراي اصل 44 و خصوصيسازي بازار آن را داغتر هم كرده است. بله، بورس مدرنترين بازار سرمايهگذاري عصر حاضر اين روزها حال و هواي ديگري دارد. اين بازار در سال جاري به طور ميانگين بالغ بر 60/16 درصد بازدهي براي سهامداران به ارمغان آورد و در مقايسه با سالهاي اخير روند بازدهي در آن افزايش قابل توجهي داشته است. هرچند همچون ديگر بازارها استثناهايي هم در اين بازار وجود داشته و شركتهايي بودند كه ميزان بازدهي سهام آنها حتي به 200 درصد هم رسيده است. اما اين يك استثناست و براي همه بازار صدق نميكند و بورس در سال 86 با همه ضرر و زيانش (تا لحظه تنظيم اين مطلب) حدود 17 درصد بازدهي داشته است. اين رقم پس از بازدهي 140 درصدي سال 82 كمسابقه بوده است. اين بررسي نشان ميدهد بورس در سال 85، 75/14 درصد سود و در سال 84، 8/12 درصد زيان به سهامداران رسانده است. همچنين اين بازار در سال 83، 2/13 درصد و در سال 82، 140 درصد بازدهي خيرهكننده داشت كه بعدها بسياري از كارشناسان زيان سال 84 را ناشي از رشد حبابي قيمتها در سال 82 عنوان كردند. ضمن اين كه بورس در سال 81 هم 51 درصد سود به طرفدارانش رساند.البته فرصت حال سرمايهگذاري محدود به اين 5 مورد بررسي شده نميشود و امكان فعاليتهاي ديگري مانند سپردهگذاري بلندمدت در بانكهاي دولتي و خصوصي هم وجود دارد كه صد البته بانكهاي خصوصي شرايط بهتري در پرداخت سود سالانه دارند. بانكهاي خصوصي براي حسابهاي سرمايهگذاري كوتاهمدت 16 درصد و براي بلندمدت 17 تا 18 درصد سود سالانه در نظر گرفتند؛ در حالي كه اين رقم در بانكهاي دولتي پايينتر است. در اين بين بانكهاي دولتي و خصوصي هر كدام كوشيدند با طرحهاي ويژه 3، 6 و 9 ماهه نقدينگي بيشتري به سمت خود جلب كرده و باهم رقابت كنند، اما همچنان در رقابت با بانكهاي خصوصي، با محدوديتهايي روبهرو هستند. به اوراق مشاركت هم شايد بتوان به عنوان يك فرصت نگاه كرد؛ چراكه 5/15 درصد سود پرداخت ميكند به صورت روزشمار و اصل آن هر زمان قابل دريافت از سوي بانك عامل است، اما در شرايط رقابتي شديد بانكها در حسابهاي سرمايهگذاري ويژه و بلندمدت بازدهي پايينتري دارد. در پايان بايد گفت فرصتهايي چون پيشخريد خودرو همچنان براي طرفدارانش جذابيت دارد و شركتهاي توليدكننده هم ميكوشند با ايجاد فاصله بين قيمت فروش و بازار اين جذابيت را افزايش دهند. اما اين بخش همچون دهه 70 طرفدار ندارد و پيشخريد تلفن همراه هم با حضور بخش خصوصي و گسترش ضريب نفوذ و كاهش تقاضا كمكم از رده خارج شده است.
به هر حال در هر فرصتي كه ميخواهيد سرمايهگذاري كنيد، بايد صبر داشته و تحمل زيان را هم داشته باشيد؛ چون معامله دو طرف دارد، يكي سود، يكي زيان. اگر امسال سود كرديد سعي كنيد بدون غرور براي سال آينده سرمايهگذاري كنيد. اگر هم زيان ديديد، در انتخابتان تجديدنظر كنيد يا دقت بيشتري در سرمايهگذاري به خرج دهيد، حتي ميتوانيد از فرصتهاي كم ريسك مثل بانك يا اوراق مشاركت استفاده كنيد.
سوم آوريل 628 ميلادي (۱۴ فروردین )خسرو پرويز، شاه ساساني ايران، كه در كاخ تيسفون بازداشت بود به تصميم افسران ارشد و مقامات دولت و تائيد پسرش «شيرويه» كشته شد و اين قتل، آغاز پايان امپراتوري ايران در عهد باستان بود. خسرو پرويز در طول سلطنت خود با لشكركشي هاي غير ضروري و تصرف نقاط دوردستي چون مصر و نيز رنجاندن و از دست دادن ژنرالهايي چون بهرام مهران ( بهرام چوبين ) و شهر براز و عصبي ساختن مسيحيان با انتقال صليبي كه مسيح با آن مصلوب شده بود از فلسطين به تيسفون، كشور را تضعيف و در برابر انبوهي دشمن قرارداده بود. علت بازداشت او در كاخ، رها ساختن ارتش ايران در برابر روميان و فرار به تيسفون و پناه بردن به شراب بود.
پس از وي شيرويه به نام قباد دوم شاه ايران شد و با اين كه با دادن امتيازهاي متعدد صلح با امپراتوري روم ( بيزانتيوم) را خريد نتوانست به آشفتگي داخلي پايان دهد و از اضمحلال تدريجي امپراتوري جلوگيري كند

فروردين ماه 1325 ( مارس 1946 ) ايران داراي شورايعالي اقتصاد شد. نخستين جلسه اين شورا بعد از ظهر 9 فروردين در تهران تشكيل شد و دكتر علي اميني به دبير كلي آن انتخاب گرديد. قرار شد كه رياست شورا با نخست وزير وقت و اعضاي 11 گانه آن دست اندر كاران اقتصاد كشور باشند كه قبلا تعيين و در نخستين جلسه حضور داشتند. وظيفه اين شورا بررسي و تصويب طرحهاي مهم اقتصادي كشور بود. جلسات شورا گاهي هم با حضور شاه تشكيل مي شد. حسنعلي منصور نيز مدتي طولاني دبير كل اين شورا بود. ايرادي كه از همان آغاز كار به اين شورا گرفته شد ؛ نداشتن اعضايي از ميان كارشناسان ، استادان و اصحاب نظر بود كه از مقامات دولتي نباشند و بتوانند آزادانه مسائل را بگويند و در باره طرحها نظر دهند.

فرزندان من، دوستان من! من اكنون به پايان زندگی نزديك گشتهام. من آن را با نشانههای آشكار دريافتهام.وقتی درگذشتم مرا خوشبخت بپنداريد و كام من اين است كه اين احساس در کردار و رفتار شما نمايانگر باشد، زيرا من به هنگام كودكی، جوانی و پيری بختيار بودهام. هميشه نيروی من افزون گشته است، آن چنان كه هم امروز نيز احساس نمیكنم كه از هنگام جوانی ناتوانترم.من دوستان را به خاطر نيكويیهای خود خوشبخت و دشمنانم را فرمانبردار خويش ديدهام.زادگاه من بخش كوچكی از آسيا بود. من آنرا اكنون سربلند و بلندپايه باز میگذارم. اما از آنجا كه از شكست در هراس بودم ، خود را از خودپسندی و غرور بر حذر داشتم. حتی در پيروزی های بزرگ خود ، پا از اعتدال بيرون ننهادم. در اين هنگام كه به سرای ديگر میگذرم، شما و ميهنم را خوشبخت میبينم و از اين رو میخواهم كه آيندگان مرا مردی خوشبخت بدانند. مرگ چيزی است شبيه به خواب . در مرگ است كه روح انسان به ابديت می پيوندد و چون از قيد و علايق آزاد می گردد به آتيه تسلط پيدا می كند و هميشه ناظر اعمال ما خواهد بود پس اگر چنين بود كه من انديشيدم به آنچه كه گفتم عمل كنيد و بدانيد كه من هميشه ناظر شما خواهم بود ، اما اگر اين چنين نبود آنگاه ازخدای بزرگ بترسيد كه در بقای او هيچ ترديدی نيست و پيوسته شاهد و ناظر اعمال ماست.بايد آشكارا جانشين خود را اعلام كنم تا پس از من پريشانی و نابسامانی روی ندهد.من شما هر دو فرزندانم را يكسان دوست میدارم ولی فرزند بزرگترم كه آزمودهتر است كشور را سامان خواهد داد.فرزندانم! من شما را از كودكی چنان پروردهام كه پيران را آزرم داريد و كوشش كنيد تا جوانتران از شما آزرم بدارند.تو كمبوجيه، مپندار كه عصای زرين پادشاهی، تخت و تاجت را نگاه خواهد داشت. دوستان يک رنگ برای پادشاه عصای مطمئنتری هستند.

همواره حامی كيش يزدان پرستی باش، اما هيچ قومی را مجبور نكن كه از كيش تو پيروی نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش كه هر كسی بايد آزاد باشد تا از هر كيشی كه ميل دارد پيروی كند .
ششم فروردين زادروز زرتشت، تنها پيامبري است که از ميان آرين ها برخاست و " کردار نيک ، پندار نيک ، و گفتار نيک " را ندا داد و ترويج کرد و ايرانيان را با اين منش پرورش داد. آيين زرتشت در زمان ساسانيان دين دولتي ايران شد و روحانيون زرتشتي در دستگاه حکومتي داراي مقام و منزلت شدند و به همين سبب، مردم آنان را در ضعف هايي که از دولت و مقامات رسمي مي ديدند شريک مي پنداشتند و اين آيين مروج اخلاقيات از اواخر دوران آن دودمان رو به ضعف نهاد. اوستا - کتاب مفصل زرتشت - در عين حال از قديمي ترين نوشته هاي جهان و سند تمدن پيشرفته ايرانيان عهد باستان است. زادروز زرتشت از دوران ساسانيان يک روزملي اعلام شد و بر ايام رسمي نوروز اضافه گرديد

پاره اي از رسانه ها در راستاي وظايف آموزشي خود از جمله به ياد آوردن گذشته، هرسال معمولا به مناسبت سالروز در گذشت ارسطو به انتشار انديشه ها و كارهاي اين انديشمند بزرگ از جمله توجه او به « اندازه گيري دمكراسي » مي پردازند.
رسانه ها در باره نظر ارسطو به اندازه گيري دمكراسي در يك جامعه از نوشته هاي « سيمور مارتين ليپست» استفاده و نقل مي كنند.
ارسطو نخستين انديشمند در جهان بود كه به اندازه گيري دمكراسي در يك جامعه توجه كرد كه در دوران معاصر « جيمز برايس » ،
« دانيل لرنر» و« راسل فيتزگيبون» به تكميل كار او را بر پايه شرايط تازه دست زده اند.
«ليپست» در اين زمينه نوشته است : ارسطو در قرن چهارم پيش از ميلاد« اندازه گيري دمكراسي » را برحسب اصالت ، پيشرفت و پسرفت دوره اي ( مثلا ؛ سالانه ) آن توصيه كرده و آموزش داده است.
برپايه نطرات ارسطو ، اتديشمندان متاخر دمكراسي ها را به پنچ نوع تقسيم كرده اند از اين قرار:
دمكراسي يكشبه ؛ دمكراسي كه دنباله يك استبداد مطلق باشد ؛ دمكراسي ضعيف ؛ دمكراسي رو به كمال و دمكراسي كامل . اينان پيشنهاد كرده اند كه جداولي تهيه شود و سنجش به صورت سالانه و باتوجه به اين موارد انجام شود:
ميزان مشاركت مردم ، كارهاي مثبت و منفي نمايندگان منتخب مردم در دوره قبل و يا جاري ، ميزان آگاهي مردم از كارهاي مثبت و منفي نمايندگانشان ، درصد رضايت و عدم رضايت از كارهاي انجام شده توسط نمايندگان ، ميزان پيشرفت و يا پسرفت معلومات عوام الناس از جزئيات دمكراسي ، درصد تمايل عوام الناس پس از تجربه دمكراسي نسبت به بازگشت به دوران سابق ( استبداد ) ، ميزان اميدواري و نا اميدي مردم به آينده دمكراسي خود و بالاخره نظر آنها نسبت به تجديد انتخاب همان نمايندگان و يا تغيير همه و يا بعضي از آنان.
بررسي اين جداول نشان خواهد داد كه يك جامعه در چه مرحله از دمكراسي است .
دانيل لرنر و فيتز گيبون متفقا مي گويند كه در اين سنجش نمي توان به همه جوامع به يك چشم نگاه كرد و به ستون هاي جداول بر پايه يك ضابطه نمره داد. براي مثال: جامعه انگلستان با هشت قرن سابقه حكومت پارلماني با كشوري كه يك سال است حكومت انتخابي به دست آورده و سطح معلومات مردم پايين و مشغله معيشتي ايشان و تاثير پذيري آنان در قبال تبليغات و تلقينات داخلي و خارجي زياد است در يك سطح قرار داد. اين دو انديشمند پيشنهاد مي كنند كه سازمانهاي حرفه اي و بي طرف تشكيل شوند و هرساله كار اين سنجش را انجام دهند و نتيجه را اعلام دارند تا جهانيان بدانند كه هر جامعه (كشور) در چه مرحله اي از دمكراسي است و با چگونه مردمي رو به رو هستند.
در دو دهه آخر قرن 20 ، كارشنا سان علم حكومت ملاك نمره دادن به جداولي را كه قبلا ذكر انها رفت مورد تجديد نظر قرارداده و توصيه كرده اند كه چند ستون تازه بر جداول اضافه شود از جمله وضعيت مطبوعات مستقل ( حرفه اي ) ، آزادي تاليف و ميزان كتابخوابي برپايه تيراژ كتابهايي كه درقلمرو علوم سياسي ، اجتماعي و انساني منتشر مي شوند، احزاب ، اتحاديه ها ، انجمن ها و بالاخره آمار دانشجويان و فارغ التحصيلان مدارس تعليمات عاليه در هر جامعه كه هركدام از اين موارد نقشي بزرگ در پرورش و تكامل دمكراسي ايفاء مي كنند. اين كارشناسان بر پايه اين نمره گذاري( معدل نمرات ) جوامع را در جهان به دمكراتيك ، نيمه دمكراتيك و غيردمكراتيك تقسيمبندي كرده اند. به نظر گروه افراطي ( راديكال ) اين كارشناسان ، مطلقا نبايد سراغ تهيه جداول سنجش دمكراسي در جوامعي كه دمكراسي ساختگي و اسمي ( ظاهري ) دارند رفت كه به منزله خيانت به اصل « دمكراسي » است.