از امروز سیاست تعطیله ، اصلا میدونید سیاست خیلی کثیفه ، ما مردم عادی که کاری نمیتونیم بکنیم هرچی میشه کار عوامل خارجیه ، بچه سرت به زندگیت باشه آخه تودیگه سه تا فرزند داری مسئول یک خانواده ای به تو چه که کی چی میگه و چی کار میکنه، اگر یک وقت بلائی سرت بیاد کی میخواد بچه هات رو جمع و جور کنه .آخه تو سر پیازی یا ته پیاز.اصلا غیر از اخبار ورزشی حق نداری به چیز دیگه فکر کنی .مگر پدر و مادرای ما برای ما چه کردند که تو حالا راه افتادی میگی میخوام واسه نسل آینده و بچه هام کار کنم.اونهائی که وارد این بازیها میشن جنسشون با من و تو فرق داره .پشتشون به جاهای خیلی خوب بنده.پارتی دارند، اونها را که نمیگیرند فقط مردم عادی اند که ضربه میخورند.برو برو سرتو به زندگیت گرم کن ، تظاهرات و بیانیه و تفسیر سیاسی واست نون نمیشه ، راستی یارانه ات را گرفتی ، شهریه مهد بچه ها را دادی ، تو این کسادی قبضهای به این گرونی را چکارمیکنی ؟ کاسبی که خبری نیست. بابا خوشبحال کارمندا حداقل یک حقوقی سر برج میگیرند.دیگه فکر این بچه بازیها را از سرت بیرون کن توسری که فقط واسه تونیست، واسه همه است
هرکسی تمامی آنچه که میخواهد بدون چهارچوب بیان کند باعث هرج و مرج میشود.ضمنا یکی از ارکان مهم پیشرفت هم عدم فساد پذیری حکومتی است که آن کشور را اداره میکند.تمامی نکاتی که ذکر شد برمیگردد به اینکه قانون اساسی آن کشور چگونه تنظیم شود و چقدر اصول مطرح شده در آن از شفافیت و صراحت برخوردار باشند.قدرت در قانون اساسی باید طوری تقسیم شده باشد که هیچیک از ارگانهایی که در اداره کشور نقش دارند نتوانند برکشور سلطه یافته و کشور را به سوی دیکتاتوری هدایت کنند.به همین دلیل این اجبار وجود دارد که نمایندگان و اعضاء سیستم قانونگذاری کشور منصوب هیچ فرد یا ارگانی نباشند.لازم است که شرایط کاندید شدن افراد برای حضور در قوه مقننه کشور و بدست گرفتین امور تقنینی به گونه ای در قانون اساسی تعیین گردد که نهاد برگزار کننده انتخابات تنها برای تائید صلاحیت ایشان از صحت مدارک تحصیلی و همچنین عدم سوء پیشینه نیاز به استعللام داشته باشد.
نحوه برگزاری انتخابات در کشور و شمارش و ارزش آرا یکی از موارد مورد اعتراض من است که به نظر من در قانون اساسی ایران باید اصلاح شود.مهمترین قسمت این مسئله که به نظر من ارزش رای هر فرد است.در حال حاضر ارزش رای هرفردی که در جامعه ما از شرایط رای دادن برخوردار باشد یک است.یعنی فارغ از تمامی تفاوتهائی که بین افراد مختلف در جامعه ما وجود دارد ارزش رای افراد با هم یکی است.این مورد به نظر بنده اصلا عادلانه نیست چرا که افراد به واسطه نوع حضور خود در جامعه از وسعت دید متفاوتی برخوردارند.بطور مثال افرادی که در شهر تهران زندگی میکنند از سطح آگاهی بیشتری نسبت به
حکومت ها اصولا به دودسته تقسیم میشوند : الف حکومت های مردمی و ب حکومتهای استبدادی.اصولا انواع دیگر حکومت ها بیشتر بازی با کلمات هستند.مشروطه سلطنتی ، جمهوری دموکراتیک ، جمهوری اسلامی ، حکومت اسلامی ، سلطنتی، جمهوری خلق و دیگر انواع این اسامی وقتی با عدم اجرای قوانین مواجه میشوند و یا دارای قوانین اساسی شفاف و مردمی نیستند ویا این قابلیت در قانون اساسی آنها هست که عده ای بتوانند با دیدگاه های شخصی با گروهی جامعه را فیلتر کنند و به خودی و ناخودی تقسیم نمایند از حال مردمی خارج و به حال استبدادی یا دیکتاتوری در می آیند
پارسال بعد از اون همه تلاش برای پیروزی مهندس موسوی در انتخابات ریاست جمهوری فقط یک وظیفه دیگر مانده بود که اگر آن هم به درستی انجام میشد.پیروزی قطعی ما درانتخابات اعلام میگردید.اون وظیفه هم نظارت و بازرسی صندوقهای رای بود که در جهت صیانت از آرا و با نظارت و هماهنگی کمیته ای به همین نام انجام میشد. من هم عضو کمیته صیانت از آرا شده بودم و قرار بود در منطقه پیروزی که حساسیت بالائی را برای ما داشت به عنوان ناظر صندوق فعالیت کنم.اما از آنجائی که قرار نبود کارها درست انجام شوند من را از منطقه پیروزی به دانشگاه تربیت معلم واقع در خیابان مفتح منتقل شدم.(فرمانداری کارت نظارت را برای این صندوق صادر کرده بود و خیلی از بچه ها را جابجا کرده بودند)ساعت 6:45 دقیقه صبح روز 22 خرداد بود که به محل صندوق رسیدم باتوجه به نکاتی که هماهنگ شده بود قبل
روزی روزگاری تاجر ثروتمندی بود که 4 زن داشت . زن چهارم را از همه بیشتر دوست داشت و او را مدام با جواهرات گران قیمت و غذاهای خوشمزه پذیرایی می کرد. بسیار مراقبش بود و تنها بهترین چیزها رابه او می داد. زن سومش را هم خیلی دوست داشت و به او افتخار میکرد . پیش دوستهایش اورا برای جلوه گری می برد گرچه واهمه شدیدی داشت که روزی او با مردی دیگر برود و تنهایش بگذارد
واقعیت این است که او زن دومش را هم بسیار دوست می داشت . او زنی بسیار مهربان بود که دائما نگران و مراقب مرد بود . مرد در هر مشکلی به او پناه می برد و او نیز به تاجر کمک می کرد تا گره کارش را بگشاید و از مخمصه بیرون بیاید.




یک روز وقتی کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگی را در تابلو اعلانات دیدند که روی آن نوشته شده بود: دیروز فردی که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت!!.

شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت 10 صبح در سالن اجتماعات برگزار می شود دعوت مي کنيم . در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکی از همکارانشان ناراحت می شدند اما پس از مدتی ، کنجکاو می شدند که بدانند کسی که مانع پیشرفت آن ها در اداره می شده که بوده است . اين کنجکاوي ، تقريباً تمام کارمندان را ساعت 10 به سالن اجتماعات کشاند.رفته رفته که جمعیت زياد می شد هيجان هم بالا رفت. همه پيش خود فکر مي کردند:این فرد چه کسی بود که مانع پيشرفت ما در اداره بود؟به هرحال خوب شد که مرد!!
کارمندان در صفی قرار گرفتند و يکي يکي از نزديک تابوت رفتند و وقتی به درون تابوت نگاه مي کردند ناگهان خشکششان مي زد و زبانشان بند مي آمد. آینه ايي درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مي کرد، تصوير خود را مي ديد. نوشته اي نيز بدين مضمون در کنار آینه بود:
((تنها يک نفر وجود دارد که می تواند مانع رشد شما شود و او هم کسي نيست جز خود شما. شما تنها کسی هستید که می توانید زندگی تان را متحول کنيد.شما تنها کسی هستید که می توانيد بر روی شادي ها، تصورات و وموفقيت هايتان اثر گذار باشيد.شما تنها کسي هستید که می توانيد به خودتان کمک کنيد.))
زندگي شما وقتي که رئیستان، دوستانتان،والدينتان،شریک زندگی تان یا محل کارتا تغيير مي کند،دستخوش تغيير نمي شود. زندگی شما تنها فقط وقتی تغییر می کند که شما تغییر کنيد، باورهای محدود کننده خود را کنار بگذاريدو باور کنيد که شما تنها کسي هستيد که مسوول زندگی خودتان مي باشيد. مهم ترين رابطه اي که در زندگی مي توانيد داشته باشيد، رابطه با خودتان است. خودتان امتحان کنيد. مواظب خودتان باشيد. از مشکلات، غیر ممکن و چيزهای از دست داده نهراسيد. خودتان و واقعيت های زندگی خودتان را بسازيد. دنيا مثل آينه است.
تعریف آزادی از نظر علمی : آزادی امکان عملی کردن تصمیمهایی است که فرد یا جامعه به میل یا ارادهٔ خود میگیرد. اگر انسان بتواند همهٔ تصمیمهایی را که میگیرد، عملی کند و کسی یا سازمانی اندیشه و گفتار و کردار او را محدود نکند و در قید و بند در نیاورد، دارای آزادی مطلق، یعنی آزادی بی حد و مرز است. اما چون انسانها به طور اجتماعی زندگی میکنند، نمیتوانند آزادی مطلق داشته باشند. زیرا آزادی بی حد و مرز یک فرد به پایمال شدن آزادی افراد دیگر اجتماع میانجامد. به همین سبب است که هر جامعهای با قانونها و مقررات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی خاصی هم حافظ آزادیهای افراد آن جامعه میشود و هم حد و مرزهایی برای این گونه آزادیها به وجود میآورد. قانونها و مقررات جهانی نیز آزادیهای مردم سراسر جهان و حد و مرزهای آنها را در جامعهٔ جهانی معین و مشخص میکنند. تلاشها و مبارزههای انسان در طول تاریخ زندگانی او همواره برای بدست آوردن آزادی مشروع و قید و بند زدن به آزادی مطلق فرمانروایان ستمگر و زورمندان بوده است.
جوامعی که توانستهاند بر حاکمان خودکامه پیروز شود و حکومتهای فردی و استبدادی را براندازد، از آزادیهای فردی و اجتماعی زیادی برخوردار شده است. قانون اساسی هر جامعه، اعلامیه جهانی حقوق بشر و اعلامیه جهانی حقوق کودک نمونههایی از نتیجهٔ هزاران تلاش بسیاری از انسانها هستند که در راه بدست آوردن آزادیهای فردی و اجتماعی از آسایش و مال و جان خود گذشتهاند.
امروزه با اینکه اصول آزادیهای فردی و اجتماعی در جامعههای کنونی جهان معین شدهاند، ولی هنوز راه درازی در پیش است تا این آزادیها که بر قانونها و اعلامیهها نقش یافتهاند در نظامها و حکومتهای سیاسی گوناگون جهان به سود مردم به کار بسته شوند. شکلهای تازهٔ استعمار و وابستگیهای سیاسی و اقتصادی و نطامی و فرهنگی بعضی از کشورها به قدرتهای بزرگ سبب محدود شدن و حتی از میان رفتن آزادیهای فردی و اجتماعی در بعضی از کشورها شده است.
تعریف آزادی از نظر من:اجرای کامل قوانین مصوب هرجامعه ،بدون سوال و تفسیر و اعمال نظر شخصی به طور یکسان برای همه یعنی آزادی مطلق اجتماعی .
دوباره میخواهم شروع کنم.حالا کمی آرام شدم.در تمامی این مدت دو ایده من را به فکر فرو برده بود. اول اینکه با کمک دوستان جناح سیاسی جدیدی را با هدف دستیابی به آزادی پایه ریزی کنیم .جناحی مردمی و پویا. دوم اینکه هنوز هم میشود با راهبردهای سیاسی و اقتصادی سه کشور ایران ، افغانستان و تاجیکستان را به یک کشور پارسی بزرگ تبدیل کرد بدون اینکه مشکلات زیادی را متوجه این جوامع کرد . اینگونه ایران دوباره به یکی از ابر قدرتهای بزرگ دنیا بدل خواهد گردید.
چندی پیش نقدی برروش حمایت دولت از صنایع کشور نوشتم که در دو هفته نامه نسیم دریا چاپ گردید. هرچند که ظاهراً این نقد به گوش مسئولین کشور نرسیده است. اما با اعلام مواضع جدید کارگروه حمایت از تولید دولت برآن شدم تا دوباره دیدگاه های گذشته را در این مورد مرور کنم، بهتر است اینگونه بنویسم :
جناب آقای محرابیان ریاست محترم کارگروه حمایت از تولید کشور، ممنوعیت واردات کالاهای مشابه تولید داخل کشور نه تنها حمایت از تولید داخلی نیست بلکه در این میان این مصوبه فضائی را برای برخی سودجویان به وجود می آورد تا ایشان با ستم بر قشر آسیب پذیر جامعه یعنی مصرف کنندگان داخلی به تولید کالاهایی با کیفیت کمتر و عرضه آن با بهای بالاتر بپردازند .این مصوبه نه تنها فشار را برقشر مصرف کننده افزایش میدهد بلکه با بوجود آوردن بازارهای انحصاری در دراز مدت ضربه سختی برپیکر صنعت کشور وارد می آورد.چرا که تولیدکنندگان دارای بازارهای انحصاری در دراز مدت نه تنها به صادرات کالاهای خود فکر نخواهند کرد(به دلیل وجود تقاضای زیاد داخلی در بازار انحصاری) که داشتن این نوع بازارها آنها را از ایجاد خلاقیت و ابتکار در کار خود و همچنین تهیه دانش فنی روز و ماشین آلات و خطوط تولید با تکنولوژی بالاتر باز میدارد یا دستکم آنها را در این موضع تنبل خواهد کرد(به دلیل عدم حضور رقبا دربازار) که پس از طی این دوره رکود و بازگشت رونق به اقتصادی به بازارهای بین المللی این ما خواهیم بود که با دست خود تیشه به ریشه صنعت و بازرگانی زده ایم. آیا به جای اینگونه مصوبات بهتر نیست این کارگروه حالا که در موقعیت خوبی قرار داریم به فکر راهکارهایی جهت انتقال خطوط پیشرفته تولید موجود در خارج از کشور و دانش فنی تولید آنها به ایران باشیم. حالاکه اینان دچار مشکل اقتصادی گردیده اند، بهتر نیست با تشویق بخش خصوصی و هماهنگی بخش دولتی به دنبال جذب متخصصان کشورهای دیگر باشیم تا با انتقال سریعتر دانش آنها به این مرز و بوم و پرورش متخصصان داخلی در کنار ایشان خودرا قویتر و پیشرفته تر از گذشته ببینیم. آیا بهتر نیست به جای تزریق مسکن به دنبال راههایی برای درمان دردهای آن که ناشی از تحریمها و کارشکنی های همین کشورهاست باشیم ؟ اینگونه به قشر آسیب پذیر جامعه ما که همانا مصرف کنندگان داخلی هستند نیز اجحاف نخواهد شد.اگر وزارت بازرگانی ما به دنبال راههائی برای ایجادبازارهای برای صادرات کالاهای تولید داخل باشد میتواند هم به صادرات ما کمک کند هم به جای آن کالاهای مورد نیاز کشور بدون خروج ارز از کشور تهیه خواهد شد. به طور مثال اگر شرکت خودروسازی بنز آلمان درقبال صادرات کالاهای خود به ایران از ما قطعات یدکی خودروهای خود را تهیه نماید میتوان با توجه به ظرفیت های موجود در کشور شاهد رشد و شکوفائی قطعه سازان داخلی و ایجاد اشتغال بیشتر باشیم ضمن اینکه در صورت نیاز میتوان کالاهایی از این دست را به بازارهای دیگر نیز صادر نمود. حالا شما خود قضاوت کنید؟
چند روزی است که روی ماهواره هات برد یک کانال ایرانی به نام رنگارنگ شروع به پخش برنامه به زبان فارسی نموده که ظاهراً این کانال تلوزیونی به دست مخالفان و منتقدان نظام جمهوری اسلامی مستقر در خارج از خاک اصلی کشور تاسیس شده است.این افراد که با عنوان میکروفون آزاد و پخش عکسهای مونتاژ شده با جملات زشت و زننده سعی در برهم ریختن فضای فرهنگی و اجتماعی ایران کرده انداز این اصل غافلند که ما ملت ایران همواره در بدترین شرایط هم دم از رعایت اصول اخلاقی زده و همواره بزرگانی چون حضرت علی (ع)و پوریای ولی و جهان پهلوان تختی را به عنوان اسوه های اخلاقی خود نام برده و منش اینان را سرلوحه کارخود قرارداده اند.ما ایرانیان ابتدا در هر شرایطی احترام یکدیگر را حفظ میکنیم سپس طرف مقابل را مورد انتقاد خود قرار میدهیم .این به ظاهر ایرانیان خودباخته مخالف نظام حاکم بر کشور همواره مدعی بوده اند رفتار های نظام جمهوری اسلامی باعث آن بوده که ایرانیان در خارج از کشور هتک حرمت شوند و آنان را در مشاغل پست به کار گیرند یا اینکه برسر راه پیشرفت آنها سنگ اندازی کنند، اما غافل از این نکته هستند که احترام هرکس دست خود اوست. وقتی که ما ایرانیان به هموطنان خود در داخل و خارج از کشور احترام نگذاریم و به یکدیگر توهین کنیم و بدتر از آن به مسئولان برگزیده که در راس امور هستند توهین کنیم ، وقتی ما به منتخبین خود احترام نمیگذاریم چه توقعی از دیگران داریم که به هنگام حضور ایشان در مجامع بین المللی از آنان با احترامات ویژه پذیرایی کنند ، چطور توقع داریم که کشور ما به قدرت گذشته خود برسد و باز همچون گذشته ای دور در صدر کشورهای جهان قراربگیریم این امر میسر نمیشود مگر با اتحاد ، همدلی و انتقادات و پیشنهادات دلسوزانه نه با تخریب و توهین در جهت به دست گرفتن قدرت برای منافع شخصی. یک سوال که در اینجا مطرح است اینکه آیا دیگر نظامهای حاکم در جهان مخالفی ندارند آیا سلایق در دیگر کشورها هماهنگ است؟ اگر نیست چرا آنان به یکدیگر توهین نمیکنند چرا شخصیت یکدیگر را خرد نمیکنند.آیا مخالفین آنها با توهین و تحقیر در رسانه های بین المللی باعث ازبین رفتن شخصیت مردم آن جامعه ممیشوندیا سعی میکنند باروشهای منطقی انتقاد خود را بیان کنند.معمولا افرادی که چنین رفتارهای توهین آمیزی را از خود بروز میدهند افرادی هستند که اصولا هیچگونه منطقی ندارند و چون از موضع ضعف برمیخیزند و میدانند که چیزی در چنته ندارند دست به چنین واکنشهایی میزنند. هموطن گرامی شایسته است با قطع چنین برنامه هائی به وارستگی اخلاقی و رشد وتعالی جامعه ایرانی در جهان کمک کنیم و با بیان به موقع پیشنهادات و انتقادات منطقی خود در راه پیشرفت ایران بکوشیم تا خود سربلند باشیم.
چند روز پیش در روزنامه ها خواندم که بازی با تعرفه گوشی تلفن همراه تمام شد.یکی از مسئولین هم گفته بود تولید گوشی تلفن همراه از ابتدا اشتباه بود.همه اینها به کنار،فاجعه وقتی دیده میشود که به بازدید از کارخانجات باسابقه بخش خصوصی میرویم.وقتی که با ماشین آلات کهنه و فرسوده آنها روبرو میشویم میبینیم که حتی جهت به روز کردن ماشین آلات خود کوچکترین حرکتی ندارند(جسارت نشود استثنائاًچند واحد انگشت شمار این کاررا میکنند که به همین دلیل نیز در کار خود جزء موفقترینها هستند.) وقتی ریشه کار را جستجو میکنیم در میابیم که به دلیل محدودیتهائی که دولت در بخش واردات کالا قائل شده است.تولید کنندگان به دلیل خالی بودن بازار از رقبا و همچنین ارزان بودن مواد اولیه و انرژی و نیروی کار در کشور معمولاً از حاشیه سود بالائی برخوردارند که اگر به خاطر فرسوده بودن ماشین آلات و دور بودن از تکنولوژی روز گوشه ای از سود خودرا از دست بدهند به جائی برنمیخورد یعنی آنقدر چشمگیر نیست که ایشان به فکر دستیابی به تکنولوژی و دانش روز باشند.اگر دولت محترم در راستای حمایت خود از بخش صنعت به جای محدود کردن راه های ورود رقبا به بازارایران ،حمایت خودرا بیشترمعطوف به بخشهای تحقیقاتی ،پژوهشی و فعالتر کردن دانشگاهها در این رابطه نماید و راه ارتباطی این بخش را با بخش صنعت هموارتر و نزدیکتر نماید و به جای پرداخت تسهیلات در امور بازرگانی (واردات) به بخش صنعت تسهیلات بیشتری را با شرایط سهل تر بپردازدوبروکراسی اداری را جهت تسریع کار مشغولین در امر صنعت و تحقیق ساده تر و روانترکندکه این خودنیازمند درک بیشتر شاغلین این حوزه توسط مسئولین امراست.با ایجاد انگیزه برای این بخش جهت به روز شدن ، قیمت تمام شده کالاها کمتر وکیفیت بالاترخواهدرفت. مردم هم در خرید خود توان و یارای بیشتری خواهند داشت و تولید کنندگان و فروشندگان با بازار پررونق تری از گذشته روبه رو میشوند. ایجاد ارتباط بازار ایران با بازارهای جهانی باعث میشود تا تولید کنندگان ما کم کم خود را با شرایط روز جهانی هماهنگ سازند و خطر از بین رفتن بسیاری از صنایع ما در هنگام جهانی سازی بازار ازبین خواهد رفت.
شيخ فريدالدين محمد عطار نيشابوري، از بزرگان مشايخ تصوف ايران در قرن ششم و اوايل قرن هفتم هجري است. وي در سال 537 هجري در قريه (کدکن) نيشابور به دنيا آمد؛ و چون در آن شهر به دارو فروشي و عطاري اشتغال داشت، بدين لقب معروف شد.
عطار در دکان دارو فروشي به درمان بيماران مي پرداخت و به کسب علوم و درک صحبت مشايخ و بزرگان اهل تصوف مانند: شيخ نجم الدين کبري و ديگران نيز روزگار مي گذراند. در اين راه آنقدر پيش رفت که خود از پيشوايان اين طريقت گشت و مقامش بجائي رسيد که مولانا جلال الدين محمد بلخي (مولوي) درباره او گفت:
هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوز اندر خم يک کوچه ايم
عطار در سال 627 هجري در فتنه مغولان در نيشابور به قتل رسيد. درباره کشته شدن او بدست مغولان داستانهائي نقل کرده اند.
عطار در داستان سرائي به مراتب چيره دست تر از سنائي است، در آثار عطار ميتوان يک نوع سير تکاملي دروني را به وضوح مشاهده کرد که در مورد شاعران ديگر نادر است.
تأليف ها و تصنيف هاي عطار را در نظم و نثر به عدد سوره هاي قرآن 114 دانسته اند و معروفترين آنها عبارتست از:
ديوان قصيده ها و غزل هاي او که در حدود ده هزار بيت است. ديگر الهي نامه، خسرو نامه، پندار نامه، اسرار نامه، مصيبت نامه، و از مثنويهاي بسيار مشهور او منطق الطير است که نزديک به هفت هزار بيت دارد و مراتب سير و سلوک و رسيدن بحق و توحيد را از زبان مرغان که در طلب سيمرغ حرکت مي کنند، بيان ميدارد و هفت منزل، طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحيد، حيرت و فنا را در آن شرح ميدهد.
سرمشق عطار در اين کتاب به نحو اکمل «رسالةالطير» منثور، غزالي است که آن را با «منطق الطير» از مشاجره بين انسان و حيوان که رساله معروفي از اخوان صفاست درآميخته و علاوه بر آن از «سير العباد الي المعاد سنائي» نيز سود جسته است.
از تأليف هاي مهم شيخ عطار به نثر فارسي «تذکرةالاولياء» است، که آن را در سال 617 هجري تأليف کرد. در آن شرح حال و اقوال و کرامت هاي نود و شش تن از پشوايان طريقت تصوف و عارفان بزرگ را به نثري ساده و شيوا نگاشته است.
شيخ عطار از شاعران بزرگ و از عارفان نامي ايران است که مقام معنوي و تأثير وجود او در تاريخ تفکر معنوي ايرانيان بسيار با اهميت و در خور توجه و دقت مي باشد.
جامي در نفحات الانس آورده است که جلال الدين رومي (بلخي) گفته: « نور منصور (حسين بن منصور حلاج) بعد از صد و پنجاه سال به روح فريدالدين عطار تجلي کرد و مربي او شد.»، اين نکته را مؤلفان هفت اقليم و بستان السياحه و سفينةالاولياء و خزينةالاصفياء و روز روشن نيز آورده اند.
به عقيده نگارنده، شيخ فريدالدين عطار نيشابوري يکي از حاملان بزرگ فلسفه اشراق بوده است و غزل معروف: «مسلمان من اگر گبرم که بتخانه بنا کردم»، وي نيز مؤيد اين نظريه مي باشد. بديهي است، شهادت شيخ شهاب الدين يحيي سهروردي فيلسوف بزرگ ايراني در سال 587 هجري که شيخ عطار در آن موقع پنجاه سال داشته است، در روحيه وي بسيار مؤثر افتاده و کتاب اسرارنامه را که در آن ميگويد:
ز بس معني که دارم در ضميرم خدا داند که در گفتن اسيرم
ز ما چندان که گويي ذکر ماند وليکن اصل معني بکر ماند
با آگاهي بر واقعه دل خراش مرگ شيخ اشراق در آن عصر سروده است. برخي گفته اند که کتاب مصيبت نامه را نيز تحت تأثير همين واقعه تأثر انگيز به نظم در آورده است. در پايان شرح حال او غزل معروف مورد بحث در بالا که حاوي اشارات عرفاني و فلسفي و نکته هاي روشن ارتباط و هم بستگي فکري و پي گيري در يافتن رگه هاي طلائي فلسفه اشراق در ايران بعد از اسلام است نقل ميشود:
مسلمانان من آن گبرم که بتخانه بنا کردم شدم بر بام بتخانه درين عالم ندا کردم
صلاي کفر در دادم شما را اي مسلمانان که من آن کهنه بتها را دگر باره جلا کردم
از آن مادر که من زادم دگر باره شدم جفتش از آنم گبر ميخوانند که با مادر زنا کردم
به بکري زادم از مادر از آن عيسيم ميخوانند که من اين شير مادر را دگر باره غذا کردم
اگر "عطار" مسکين را درين گبري بسوزانند گوه باشيد،اي مردان که من خودرافدا کردم
مقدمه
تورم يكي از موضوعات مهم در كشور ماست. همانگونه كه ميدانيد در ايران درصد تورم در سالهاي اخير بسيار زياد بوده است به طوري قيمتها در هر سال بسيار افزايش يافته و قدرت خريد مردم كم شده است. اين مقاله اطلاعات بيشتري درباره موضوع تورم ارائه ميدهد.
2- تورم چيست؟
تعريفهاي مختلفي از تورم وجود دارد که همه آنها تقريباً بيانگر يک موضوع هستند: تورم عبارت است از افزايش دائم و بي رويه سطح عمومي قيمت کالاها و خدمات که در نهايت به کاهش قدرت خريد و نابساماني اقتصادي ميشود.
3- انواع تورم
در نظريه هاى اقتصادى، تورم را به سه نوع تقسيم مى كنند:
البته نمي توان نرخ ثابتي ارائه کرد زيرا اين مقادير با توجه به شرايط زماني و... عوض ميشوند. علاوه بر اين تقسيم بندي کلي ميتوان تورم را به دستههاي کوچکتري نيز تقسيم کرد:
اين راهها به طور کلي به دو دسته تقسيم ميشوند:
خير تورم در حد کم (2-3%)نه تنها مضر نيست بلکه نشانه توسعه اقتصادي آن کشور نيز هست. علاوه بر آن تورم فوايد ديگري نيز دارد از جمله:
نمي توان تورم را عامل تمام مشکلات يا حتي بخش مهمي از آنها دانست ولي صاحبنظران اقتصادي و اجتماعي غالباً تورم را به منزله شاخص کشمکشها و اغتشاشات اجتماعي و شاخص اعلام خطر و ... قلمداد ميکنند و معتقدند که:
بله، يکي از اين کشورها آلمان است. آلمان در بازسازي اقتصادي به اين نکات توجه کرده است:
سازمان ملل پيشبيني كرد كه نرخ تورم ايران در سال جاري ميلادي به 7/17 درصد برسد. به گزارش خبرنگار اقتصاد بينالملل ايسنا، سازمان ملل متحد در تازهترين گزارش جامع خود كه "چشم انداز و شرايط اقتصاد جهاني 2006" نام دارد تمامي كشورها و مناطق جهان را مورد ارزيابي قرار داد و برآورد كرد كه نرخ تورم بهاي مصرفي در كشورمان كه در سال 2005 در حدود 5/13 درصد بوده است در سال جاري با 2/4 درصد افزايش مواجه شده و به 17/7 درصد بالغ شود.سازمان ملل مناطق و كشورهاي مختلف جهان را به صورت جداگانه تقسيم بندي كرده است و جداول ارائه شده حاكي از آن است كه نرخ تورم ايران در سال جاري در منطقه خاورميانه در صدر جدول قرار خواهد داشت.در همين حال در تقسيمبندي بزرگترين اقتصادهاي در حال توسعه جهان نيز كشورمان با نرخ تورم 7/17 درصدي در مكان نخست جاي دارد و پس از آن ونزوئلا با نرخ تورم 15 درصدي قرار گرفته است. نرخ تورم ونزوئلا در سال 2005 حدود 16 درصد اعلام شده است. نيجريه نيز كه شاهد نرخ تورم 3/16 درصدي در سال گذشته بوده است سال جاري را با نرخ تورم 8/10 درصدي سپري خواهد كرد و در ميان كشورهاي در حال توسعه مكان سوم را از آن خود خواهد كرد. نرخ تورم قزاقستان كه از همسايههاي كشورمان به شمار ميرود در سال جاري به 5/7 درصد و نرخ تورم روسيه به 5/10 درصد خواهد رسيد.آمريكا، ژاپن، چين و آلمان كه از برترين اقتصادهاي جهان محسوب ميشوند در سال جاري نرخ تورمي برابر با 2/0، 1/0، 2/3 و 9/1 درصد خواهند داشت و نرخ تورم آذربايجان ديگر همسايه كشورمان از 5/12 درصد در سال گذشته به 5/9 درصد در سال جاري كاهش خواهد يافت. در همين حال عربستان در سال گذشته و سال جاري نرخ تورم ثابتي برابر با يك درصد داشته و خواهد داشت.
پاره اي از رسانه ها در راستاي وظايف آموزشي خود از جمله به ياد آوردن گذشته، هرسال معمولا به مناسبت سالروز در گذشت ارسطو به انتشار انديشه ها و كارهاي اين انديشمند بزرگ از جمله توجه او به « اندازه گيري دمكراسي » مي پردازند.
رسانه ها در باره نظر ارسطو به اندازه گيري دمكراسي در يك جامعه از نوشته هاي « سيمور مارتين ليپست» استفاده و نقل مي كنند.
ارسطو نخستين انديشمند در جهان بود كه به اندازه گيري دمكراسي در يك جامعه توجه كرد كه در دوران معاصر « جيمز برايس » ،
« دانيل لرنر» و« راسل فيتزگيبون» به تكميل كار او را بر پايه شرايط تازه دست زده اند.
«ليپست» در اين زمينه نوشته است : ارسطو در قرن چهارم پيش از ميلاد« اندازه گيري دمكراسي » را برحسب اصالت ، پيشرفت و پسرفت دوره اي ( مثلا ؛ سالانه ) آن توصيه كرده و آموزش داده است.
برپايه نطرات ارسطو ، اتديشمندان متاخر دمكراسي ها را به پنچ نوع تقسيم كرده اند از اين قرار:
دمكراسي يكشبه ؛ دمكراسي كه دنباله يك استبداد مطلق باشد ؛ دمكراسي ضعيف ؛ دمكراسي رو به كمال و دمكراسي كامل . اينان پيشنهاد كرده اند كه جداولي تهيه شود و سنجش به صورت سالانه و باتوجه به اين موارد انجام شود:
ميزان مشاركت مردم ، كارهاي مثبت و منفي نمايندگان منتخب مردم در دوره قبل و يا جاري ، ميزان آگاهي مردم از كارهاي مثبت و منفي نمايندگانشان ، درصد رضايت و عدم رضايت از كارهاي انجام شده توسط نمايندگان ، ميزان پيشرفت و يا پسرفت معلومات عوام الناس از جزئيات دمكراسي ، درصد تمايل عوام الناس پس از تجربه دمكراسي نسبت به بازگشت به دوران سابق ( استبداد ) ، ميزان اميدواري و نا اميدي مردم به آينده دمكراسي خود و بالاخره نظر آنها نسبت به تجديد انتخاب همان نمايندگان و يا تغيير همه و يا بعضي از آنان.
بررسي اين جداول نشان خواهد داد كه يك جامعه در چه مرحله از دمكراسي است .
دانيل لرنر و فيتز گيبون متفقا مي گويند كه در اين سنجش نمي توان به همه جوامع به يك چشم نگاه كرد و به ستون هاي جداول بر پايه يك ضابطه نمره داد. براي مثال: جامعه انگلستان با هشت قرن سابقه حكومت پارلماني با كشوري كه يك سال است حكومت انتخابي به دست آورده و سطح معلومات مردم پايين و مشغله معيشتي ايشان و تاثير پذيري آنان در قبال تبليغات و تلقينات داخلي و خارجي زياد است در يك سطح قرار داد. اين دو انديشمند پيشنهاد مي كنند كه سازمانهاي حرفه اي و بي طرف تشكيل شوند و هرساله كار اين سنجش را انجام دهند و نتيجه را اعلام دارند تا جهانيان بدانند كه هر جامعه (كشور) در چه مرحله اي از دمكراسي است و با چگونه مردمي رو به رو هستند.
در دو دهه آخر قرن 20 ، كارشنا سان علم حكومت ملاك نمره دادن به جداولي را كه قبلا ذكر انها رفت مورد تجديد نظر قرارداده و توصيه كرده اند كه چند ستون تازه بر جداول اضافه شود از جمله وضعيت مطبوعات مستقل ( حرفه اي ) ، آزادي تاليف و ميزان كتابخوابي برپايه تيراژ كتابهايي كه درقلمرو علوم سياسي ، اجتماعي و انساني منتشر مي شوند، احزاب ، اتحاديه ها ، انجمن ها و بالاخره آمار دانشجويان و فارغ التحصيلان مدارس تعليمات عاليه در هر جامعه كه هركدام از اين موارد نقشي بزرگ در پرورش و تكامل دمكراسي ايفاء مي كنند. اين كارشناسان بر پايه اين نمره گذاري( معدل نمرات ) جوامع را در جهان به دمكراتيك ، نيمه دمكراتيك و غيردمكراتيك تقسيمبندي كرده اند. به نظر گروه افراطي ( راديكال ) اين كارشناسان ، مطلقا نبايد سراغ تهيه جداول سنجش دمكراسي در جوامعي كه دمكراسي ساختگي و اسمي ( ظاهري ) دارند رفت كه به منزله خيانت به اصل « دمكراسي » است.

انتخابات 24 اسفند1386 با تمامی فراز و نشیبهایش به پایان رسید.خیلی از کاندیداها مانند دوستان عزیزم در جناح اصلاح طلبان رد صلاحیت شدند و از حضور در عرصه انتخابات به عنوان کاندیدا بازماندند.دوستانی که اگر در عرصه انتخابات حضور پیدا میکردند شاید میتوانستند به عملکرد بهتر مجلس هشتم کمک شایان توجهی کنند که به هر حال این امر میسر نشد.ملت عزیز ایران بار دیگر به پای صندوقهای رای رفتند تا برای بیست و هشتمین سال پیاپی سقوط کامل استبداد را در ایران فریادبزنند.ایران از کشوری پادشاهی و خود کامه که در سراشیبی سقوط قرارگرفته بود تبدیل به کشوری الگو با مدل کاملی از مردم سالاری دینی گردید.کشوری که توسط شوراهای مختلفی که همگی با رأی ملت انتخاب میگردند اداره میشود.برخی از این شوراها مانند مجلس شورای اسلامی ، مجلس خبرگان رهبری و شوراهای اسلامی شهر و روستا توسط رأی مستقیم مردم و برخی دیگر همچون شورای نگهبان قانون اساسی و مجمع تشخیص مصلحت نظام توسط برگزیدگان ملت و رهبر معظم انقلاب انتخاب میگردند.میبینیم که در تمامی نقاط نظام جمهوری اسلامی ایران این ملت است که سرنوشت خویش را دردست دارد.درانتخابات ریاست جمهوری سال 1384 مردم با انتخاب جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد دولت را به جناح اصولگرایان دادند. پس از آن نیز در این انتخابات مجلس را نیز به ایشان سپردند تاحجت کامل شود و دست خدمتگزاران ملت در قوه مجریه نیز بیش از پیش برای پیشبرد اهداف نظام جمهوری اسلامی باز شود.این عمل ملت ایران یعنی اطاعت کامل از فرمایشات مقام معظم رهبری که فرموده بودند مردم به مجلسی رأی دهند که راه را برای خدمت بیشتر دولت پرتلاش و خدمتگزار کنونی هموارتر کند.این عمل ملت بار مسئولیت را بردوش مسئولان بیش از پیش سنگین خواهد کرد و با رهنمودهای مقام معظم رهبری جای هرگونه بهانه جوئی جهت کم کاری از مسئولان و برگزیدگان ملت گرفته شد. امید است با تشکیل مجلس هشتم و تلاش بیشتر دولت نهم همانگونه که به خواست مقام معظم رهبری و حمایت مردم زمینه فراهم شده است شاهد آبادانی و پیشرفت هرچه بیشتر و سریعتر کشور عزیزمان ایران باشیم.
از کودکی همیشه آرزو داشتم به عنوان یکی از نیکنامان تاریخ ایران ازمن یاد کنند و نامم را به عنوان فردی خوب ، توانمند و با اعتبار در دائرة المعارف تاریخ ثبت کنم.تا کنون تلاش زیادی برای عملی کردن این آرزوانجام نداده ام امّا حالا احساس میکنم زمینه برای عملی کردن این آرزو فراهم شده است.داشتن همسری مهربان و قوی ، کودکی معصوم و شیرین ، دوستانی خوب و توانمند داشته های من برای رسیدن به این خواسته اند که با مدیریت صحیح بر این منابع و اعتباری که دوستان برایم قائلند با اتّکا به خداوند متعال بتوانم به این آرزوی دیرینه دستیابم .چرا که براین باورم که تاریخ مزرعه سبزی است که هیچ دانه سالمی درآن گم نمیشود.
که با من هرچه کرد آن آشنا کرد
قانون اساسىجمهورى اسلامى ايران، به مجلس شوراى اسلامى وظايف و اختياراتى واگذاركرده است كه در اينجا به مهمترين آنها اشاره مىشود.
2 - نظارت و ارزيابى ارزيابى و نظارت بر امور كشور يكى ديگر از وظايف عمده مجلس شوراى اسلامى است. اين گونه نظارت از يك طرف بيان كننده رابطه اين قوّه با قوّه مجريه واز طرف ديگر، از نمودهاى آشكار اعمال حاكميّت مردم در نظام جمهورى اسلامىايران است.
الف)نظارت استطلاعى: نظارت استطلاعى بدين معنا است كه نمايندگان مردمدر مجلس حق دارند از چگونگى روند كار نهادهاى اجرايى و قضائى اطلاع داشتهباشند. اين آگاهى توسّط اطّلاعات مردمى، تذكّر، سؤال و تحقيق و تفحّص به دستمىآيد كه در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران پيشبينى شده است.مجلس حق تحقيق و تفحص در تمام امور كشور، حتى نهادهاى زير نظر رهبرىبه استثناى نيروهاى مسلح را دارد. اصل 78 :مجلس شوراى اسلامى حقّ تحقيق و تفحّص در تمام اموركشور را دارد.
ب) نظارت استصوابى: كه يك اصطلاح فقهى است - درمقابل نظارت استطلاعى به كار مىرود. نظارت استصوابى، يعنى اينكه برخى اعمالحقوقى زيرنظر مستقيم و با تصويب و صلاحديد ناظر انجام مىگيرد و بدونموافقت ناظر اعتبار قانونى ندارد. اين موارد عبارتند از:
اول - نظارت تأسيسى: يك نوع نظارت استصوابى مجلس شوراى اسلامى بر قوّهمجريه، نظارت تأسيسى بر شروع كار دولت است؛ بدين معنا كه رئيس جمهور پساز انتخاب وزيران و پيش از هر گونه اقدامى بايد براى تكتك آنان رأى اعتمادمجلس را به دست آورد. به عبارت ديگر، نمايندگان مجلس بايد بر تشكيل دولتنظارت داشته باشند و با توجّه به برنامههاى هر يك از افراد معرّفى شده،شايستگىهاى اخلاقى، عملى و تجربى و صلاحيتهاى علمى به آنان رأى مثبت يامنفى بدهند.
دوم - نظارت سياسى: مجلس همواره رفتار و كردار سياسى اعضاى قوّه مجريه رازيرنظر دارد. اين نوع نظارت ناشى از مسؤوليّت رئيس جمهور، هيأت وزيران و يا هريك از وزيران به طور جداگانه در برابر مجلس است كه در اصول 134، 122 و 137قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران به آن اشاره شده است.
سوم - نظارت مالى: نظارت مالى مجلس بر قوّه مجريه به دو شكل صورتمىگيرد: اوّل، تصويب بودجه كه بر اساس اصل 52 قانون اساسى انجام مىشود. بهموجب اين اصل، بودجه سالانه كشور پس از تهيّه و تصويب در هيأت دولت، براىتصويب نهايى به مجلس فرستاده مىشود. دوّم، نظارت بر اجراى دقيق بودجهسالانه كه از طريق ديوان محاسبات انجام مىشود. به موجب اصول 54 و 55 قانوناساسى، ديوان محاسبات كشور زيرنظر مستقيم مجلس شوراى اسلامى تشكيلمىگردد. اين ديوان بر همه حسابهاى وزارتخانهها، مؤسسهها، شركتهاى دولتى وديگر دستگاهها، كه از بودجه كشور استفاده مىكنند، رسيدگى مىكند تا هيچهزينهاى از اعتبارات مصوّب تجاوز نكند و هر بودجهاى در محل خود به مصرفرسد.
ديوان محاسبات حسابها، اسناد و مدارك مربوطه را برابر قانون جمعآورى وگزارش تفريغ يودجه هر سال را به انضمام نظرات خود به مجلس شوراى اسلامىتسليم مىنمايد.
البته اصول 54 و 55 مذكور در مورد تصويب گزارش تفريغ بودجه ساكت است، امّااين گزارش در حال حاضر به تصويب نمايندگان مىرسد.
چهارم - موارد ديگر: علاوه بر موارد فوق، تمام عهدنامهها، مقاولهنامهها،قراردادها و موافقتنامههاى بينالمللى اصلاحات جزئى مرزها، برقرارى حكومتنظامى و محدوديّتهاى زمان جنگ و شرايط اضطرارى، دريافت و اعطاى وام ياكمكهاى بدون عوض داخلى و خارجى از طرف دولت، استخدام كارشناسانخارجى در موارد ضرورى، انتقال بناها و اموال دولتى كه از نفايس ملى باشد؛ وتصويب صلح دعاوى يا ارجاع آنها به داورى درباره اموال عمومى و دولتى درجايى كه طرف دعوا خارجى باشد و موارد مهم داخلى، بايد به تصويب مجلسشوراى ملى برسد.
از اين رو، اين موارد نيز جزو نظارت استصوابى مجلس مىباشد.
شهرستان رودبار درکرانه سفيدرود و در منطقهای کوهستانی قرار گرفتهاست و آب و هوای آن تحت تاثیر هوای خشک و نیمه خشک ناحیه مرکزی قراردارد از نظر آب و هوایی این منطقه به ویژه شهر زیبای رودبار دارای آب و هوای مدیترانهای میباشند و رویش درختان زیتون در این منطقه گواه موضوع است. این منطقه درمسیر بادهای دایمی دره سفید رود قرارگرفته که بادهای منجیل آن معروف است.
اقتصاد این منطقه بعلت شرایط خاص اقلیمی بر پایه کشاورزی و دامداری استوار است. مهمترین محصول آن زیتون میباشد که عمده ترین محصول کشاورزی شهرستان بوده و دارای فرآوردههای بسیاری چون روغن زیتون و صابون است
طبق آخرين سرشماري سال ۱۳۸۵ شهرستان رودبار شامل ۲۷۹۰۲ خانوار و جمعيت ۱۰۱۸۸۴ نفر ميباشد كه ۵۰۳۱۸ نفر آن مرد و ۵۱۵۶۶ نفر زن ميباشد .
| بخش | شهر | دهستان | آبادي |
| رحمت آبادوبلوكات |
63 | ||
| رحمت آبادوبلوكات | بلوكات | 19 | |
| رحمت آبادوبلوكات | دشتويل | 24 | |
| رحمت آبادوبلوكات | رحمت آباد | 19 | |
| رحمت آبادوبلوكات | توتكابن | ||
| عمارلو |
27 | ||
| عمارلو | جيرنده | 17 | |
| عمارلو | كليشم | 9 | |
| عمارلو | جيرنده | ||
| مركزئ |
44 |
||
| مركزئ | رستم آبادجنوبي | 11 | |
| مركزئ | رستم آبادشمالي | 13 | |
| مركزئ | كلشتر | 16 | |
| مركزئ | لوشان | ||
| مركزئ | رودبار | ||
| مركزئ | منجيل | ||
| مركزئ | رستم آباد | ||
| خورگام |
39 |
|
|
| خورگام | خورگام | 30 | |
| خورگام | دلفك | 8 | |
| خورگام | بره سر | ||